تبليغاتX
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



عقل و دل - آرشیو 1395/3
rss

خادم تراز علی(ع)

نظر 0

شیعه علی(ع) را می شود هنوز هم در این زمانه حیرت، سرگشتگی و بی‌نشانگی‌ها نشانی گرفت؛ زمانه اصالت سیاست‌بازی بر سیاست‌ورزی و زمانه مصلحت اندیشی بر تکلیف اندیشی. هنوز هم بوی علی(ع) را می‌توان از آنانی که روی به مرام علی(ع) دارند سراغی هر چند دور و دراز گرفت. شیعیان علی(ع) مدعیان در پناه میز و صندلی‌ها نیستند، آنانکه از پی نام و نان دنیا هر کس و هر چیزی را ولی نعمت خود می‌گیرند و عَلم هواخواهی نفس خود بر دست هر روز راهی را صراط خود می‌کنند و هر روز ی بتی را خدای معبودشان. آنانی که هر روز از پی همین نام و نان خود و ملک علی(ع) را به ننگ می‌کشند و هر روز از برزنی صدای افتادن کوس رسوایی‌شان فراز می‌گیرد. شیعه ولی خدا، بوی حق و حقیقت می‌دهد و بوی استکبارشان در برابر نا حق و مستکبر به مشام می‌رسد؛ آنانی که روز شیرهای غران مجاهده‌اند و شب‌ها دل در گرو حق و سر بر سجده معبود یکتا دارند و پینه گره خورده و نور رخ‌شان گواه آن است.

«عبدالله والی» آبادگر یا نه منجی بشاگرد، چهره‌اش را که تلویزوین به تصویر کشید طمانینه و آرامش را فریاد می‌زد؛ بوی علی(ع) داشت و راه و مرام علی(ع) را سرلوحه کرده بود. لحظه‌ای گمان کردم برنامه، بخشی از مستندهای شهید آوینی و قسمتی از روایت فتح اوست اما اینگونه نبود والی به ما خیلی نزدیک‌تر بود از روایت فتح آوینی. والی از نام و نان، از خور و خواب و هر آنچه بوی این دنیایی داشت بریده بود و عمر بر آبادی ملک خدا، بشاگرد نهاده بود و امروز بشاگرد از کوره راهی دور افتاده از نظرها و مستضعف شده بود بشاگرد.

     
ادامه مطلب ...

نگاهی به کتاب «از به»

نظر 0

رضا امیر خانی نویسنده خاصی است که همه چیز او خاص و گاهی عجیب است حتی رسم الخط و نوشتنش. معمولا اول رمان‌هایش را ضعیف شروع می‌کند ولی در انتها چنان گیرا و جذاب می‌نویسد که خواننده را در جای خودش میخکوب می‌کند و اجازه نمی‌دهد خواننده کتاب را بر زمین بگذارد. نوع نوشتن او هم خاص است استفاده از واژه‌های تخصصی و بیگانه ذهن خواننده را به تکاپو وا می‌دارد که منظور و مراد نویسنده چیست؟ و این فکر را به ذهن متبادر می کند که گویا نویسنده به زبان خارجی تسلط خوبی دارد.

«از به» کتابی که با تمام مشغله‌ها دو روزه آن را خواندم از آن کتاب‌هایی است که در آخر انسان را از زمین و زمان می‌کند و مانند تمام رمان‌های امیرخانی داستان چنان پیچ و تاب می‌خورد و خواننده در حس تعلیق فرو می‌رود که کتاب را رها نمی‌کند و در انتها آنچه انتظار ندارد به یکباره اتفاق می‌افتد. برای من همیشه کنه داستان، هدف، نیت و پیام آن فراتر از همه چیز دیگر قرار می‌گیرد و به جای توجه و التفات ویژه به ساختار داستان، نوع نگارش و روش‌های داستان نویسی دل به خود داستان می‌سپارم تا مراد نویسنده را متوجه شوم؟

داستان به مانند همیشه از ابتدا تا انتها همان جدال سنت و مدرنیته، همان جدال عقل و دل و همان نبرد مغز و قلب است که بعدتر در بیوتن امیرخانی و شاید بیشتر رمان‌های او هم رنگ و رخ نشان می‌دهد. هر کس کتاب‌های امیرخانی را خوانده باشد شاید حس کند یک نفر از قرون میانه اسلامی و از دنیای عرفان، شعر و عشق به میانه دوران ماشین و آهن پرتاب شده و با این همه خشکی و تکنیک سر ناسازگاری و جنگ دارد؛ زیاد هم عجیب نیست چراکه امیرخانی تعلق خاصی به عرفا و بزرگان دارد و با بزرگان فراوانی دمخور بوده است.

     
ادامه مطلب ...

زوال سرمایه داری

نظر 0

سرمایه داری بزرگترین پدیده زنده جهان است ولی اگر کنترل نشود گور خود را خواهد کند

استنلی پورکین(عضو کمیسیون ارزی و اوراق بهادار آمریکا)، 1976