تبليغاتX
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



عقل و دل - آرشیو 1393/6
rss

به بهانه عمل جراحی رهبر انقلاب

نظر 0

سلام سیّدِ خوبم؛ خدا نگهدارت

           هزار ناز طبیبانه است بیمارت

 

تمام درد و بلاها به جان من، آقا!

           مباد لحظه‌ای اصلاً دهند آزارت

 

گره‌گشاتر از آنی که کوری گره‌ها

           به دست‌های تو افتد؛ کُند گرفتارت

 

عزیز ملّت ایران، ادامه‌ی خوبان

           بیا دوباره به میدان، ببند دستارت

 

سرت سلامت و جانت دوباره جان‌افزا

           بیا که چشم به راه توایم و دیدارت...


شعر از رضا احسان پور

     

هنوز هم یادت مرا تنها نمی گذارد

نظر 1

حال دیگر از تو تنها یادی برایم مانده، از شور و اشتیاق هایم، از خیال های با تو بود، از گفتن ها و بودن ها و از درد دل های عاشقانه از زندگی و از رنج هایش، از نامهری ها و نا مهربانی ها، از کج خلقی های خلق روزگار و از آدمیانی که در نظرم غریبه می نمایند.

دیگر مانند مجنون شده ام که شاید اگر روزی هم لیلی بر بالینش آید او را نه خاطرش را ترجیح می دهد و سوختن به یاد او را بر خود او رجحان می دهد و در ناشناسی او را پس می زند. آنزمان که دیگر وصال لیلی برایش بی معنی می نماید.

چه رویاها که با تو نبافته و چه انسانیت ها به خاطرت نورزیده بودم. نمی دانم چگونه است که حتی یادت هم تلنگری است برای خوب بودن و همین کافی است برای خوب بودنت با تمام نقص هایت.

اما تو تمام آنچه بود را به کویر وجود پرتاب کردی و من ماندم و کوله باری پر از خستگی ها و دل آزردگی ها، من ماندم و بی تویی ها، من ماندم و تنهایی و حسرت به دلی با تو بودن.

می ترسم اما می گویم مثل تو مثل شیطان است که هر بار با رنگی و شکلی و صورتی دل آدمی را وسوسه کرده و فریب می دهد و نمی دانم چگونه است که هر بار یاد و خاطرت من را به اعماق فراموشی و غفلت پرتاب می کند و در اوج رخوت رها می کند. همانجا که آدمی توان هیچ حرکتی ندارد و فقط نفس خفیفی می زند و چشم به اطراف دوخته و در فکر فرو می رود.

همان کویر وجود.

یادت حتی تن را به آتش می کشاند و چنان از درون می سوزاند که عرق بر تن آدمی روان می شود. و چه عرق سردی...

و هنوز نمی دانم تو چه موجودی هستی، اصلا موجودی؟

ولی هنوز هم یادت مرا تنها نمی گذارد

     

غزه قهرمان...

نظر 2

 

در تعاریف سیاسی هر چند در علوم سیاسی غربی قدرت را توان تحمیل اراده بر طرف مقابل ترجمه می کنند. یعنی سیستمی و گروهی اگر به طریقی بتواند اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند پیروز رویارویی رخ داده است که پیش آمده است. حال گاهی این تحمیل اراده شکلی سیاسی و استراتژیک دارد که صبغه هژمونیک دارد و گاه نظامی و یا اقتصادی است.

از طرف دیگر هر امتیازی را به ملاک و سنجه ای باید اندازه گرفت. بعد از رنسانس در اروپا و با ظهور دکارت تا زمان آگوست کنت این ملاک ها آرام آرام به طرف مادی شدن و کمی شدن محض پیش رفتند تا جایی که امروزه در جامعه شناسی، علوم سیاسی و حتی روانشناسی به عنوان علومی که به بررسی های انسانی و بعضا کیفی رفتار و تفکر انسان می پردازد ملاک را بر آزمایش و اندازه کمی استوار کرده اند.

از این بحث می گذرم که اصولا تفکر شرقی همیشه بر مبنای اندازه و کمیت صرف استوار نبوده و نیست و هر چند واقع گرا است اما همیشه ملاک را تنها کمیت فرض نگرفته و ملاک آن کیفیات و امور ماوراء طبیعی هم بوده است.

 

اما هدف از این مقدمه رسیدن به موضوع جنگ بود.در مورد جنگ هم باید ابتدا دید آغازگر یک جنگ و اهداف او چیست.

 

از نظری دیگر و بعد نظامی داریم در تعریف پدافند داریم که پدافند یعنی باز داشتن دشمن از رسیدن به اهدافش، کند کردن یا توقف دشمن با هر وسیله در دسترس و در آخر نابودی دشمن و تعقیب او تنبیه او. گاهی نرسیدن دشمن به هدف چنان مهم میشود که مدافع هر کاری در توان دارد انجام می دهد تا از این موضوع جلوگیری کند.

 

مشخصا جنگ فعلی میان غزه و گروه های مقاومت فلسطینی به دلیل ربوده شدن 3 صهیونیست شهرک نشین آغاز شد. ابتدا به امر داعش مسئولیت این ربایش را پذیرفت اما هنوز این مسئله در حاله ای از ابهام است و اگر مشخص شود که حماس یا جهاد اسلامی در این موضوع دخیل نبوده اند نمی توان آنها را به عنوان آغازگر جنگ تلقی کرد.

از طرفی خوی وحشی اسرائیل و صهیونیسم جهانی که حتی به یهودی های غیر صهیونیست در تمام دنیا هم رحم نمی کند و تاریخی پر از ترور، خشونت و پاپوش دارد این اجازه را به ما می دهد که ادعا کنیم چه بسا این عمل توسط خود این رژیم انجام شده باشد. ممکن است سوال شود چرا؟؟

     
ادامه مطلب ...