X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



عقل و دل
rss

عالم فاسق و جاهل ناسک

نظر 0

پیر خرقانی گوید: 

این خلق را از شیطان آن بر وی نیامد که از این دو قوم بر وی آید: از عالم فاسق و از جاهل ناسک. یکی گوینده ناکننده و دیگری کننده ناداننده. 


این خلق از آتش حرض عالم ناکننده گریزند و در دود جهل زاهد ناسک می مانند و از راه می افتند. 



 روضه الفریقین، شیخ ابورجاء خمرکی

     

جهل...

نظر 0


جهل مانند سریشم است، به هر چه برسد، در او آویزد؛ و علم چون سیماب است و سیماب را بی بند نتوان داشت.


روضه الفریقین، شیخ ابورجاء خمرکی

     

گوهر روشن غیب

نظر 0

قال الله تعالی: و قل رب زدنی علما. اگر حضرت عزت چیزی بودی عزیزتر از علم، مهتر را-صلوات الله علیه- گفتی آن از من خواه. 

هیچ گوهری نبود در خزینه غیب عزیزتر و روشن‌تر از علم، و هیچ چیز نبود تاریک‌تر از جهل.


روضه الفریقین، شیخ ابورجاء خمرکی

     

فرو شدن و فرا شدن

نظر 0


شایستگان، راه روح می‌روند تا به مرکز روحانیان رسند و ناشایستگان، راه جسم می‌روند تا به اسفل السافلین رسند. اینها فرو می‌شوند و آنها بر می‌شوند؛ چون دو پله ترازو. 


نفس به زمین فرو می‌شود قارون‌وار، و روح بر آسمان می‌شود عیسی‌وار. 


خواجه باید که بنگرد که در کدام کفه است؟ اگر در بر شدن است، به شکر مشغول شود؛ و اگر در فرو شدن است، به تعزیت مشغول شود.


روضه الفریقین، شیخ ابورجاء خمرکی

     

شما مرا و من شما را

نظر 0


متقاضی امر، موذنانند، اهل شرع را ندا می کنند: و سارعوا الی مغفره من ربکم. اهل شرع را می گویند: بیایید رحمت من شما را. 

اهل معنی می گویند: بیایید شما مرا و من شما را.


روضه الفریقین، شیخ ابورجاء خمرکی

     

کلمه خدا

نظر 0

کلمه خدا
و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید که سوارش امین و حق نام دارد و به عدل داوری و جنگ می‌نماید و چشمانش چون شعله آتش و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد که جز خودش هیچ کس آن را نمی‌داند. و جامه‌ای خون‌آلود در بر دارد و نام او را «کلمه خدا» می‌خوانند. و لشکرهایی که در آسمانند بر اسب‌های سفید و به کتان سفید و پاک ملبس از عقب او می‌آمدند. و از دهانش شمششیری تیز بیرون می‌آید تا به آن امت‌ها را بزند و آنها را به عصای آهنین حکمرانی خواهد نمود؛ و او چرخُشت خَمر غضب و خشم خدای قادر مطلق را زیر پای خود می‌افشرد. و بر لباس و ران او نامی مرقوم است یعنی «پادشاه پادشاهان و رب الارباب».
و دیدم فرشته‌ای را در آفتاب ایستاده به آواز بلند تمامی مرغان را که در آسمان پرواز می‌کنند، ندا کرده، می‌گوید: «بیایید و بجهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید. تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه‌سالاران و گوشت جباران و گوشت اسب‌ها و سواران آنها و گوشت همگان را، چه آزاد و چه غلام، چه صغیر و چه کبیر.»
و دیدم وحش و پادشاهان زمین و لشکرهای ایشان را که جمع شده بودند تا با اسب سوار و لشکر او جنگ کنند. و وحش گرفتار شد و نبی کاذب با وی که پیش او معجزات ظاهر می‌کرد تا به آنها آنانی را که نشان وحش را دارند و صورت او را می‌پرستند، گمراه کند. این هر دو، زنده به دریاچه افروخته شده به کبریت انداخته شدند. و باقیان به شمشیری که از دهان اسب سوار بیرون بیرون می‌آمد کشته شدند و تمامی مرغان از گوشت ایشان سیر گردیدند.
عهد جدید، فرازی از مکاشفه یوحنای رسول...

     

نماد سازی از انقلاب و حمله به نمادهای انقلاب

نظر 0

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ. و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود مى‏دانيد كتمان نكنيد.(بقره،42)

از ابتدای فعالیت دولت یازدهم و بر سر کار آمدن دولت جدید مدام شاهد ارجاع مشکلات کشور به گذشته بویژه به دولت‌های نهم و دهم هستیم؛ همزمان جریانی خاص در کشور هجمه‌ای علیه دولت نهم و دهم به راه انداخته‌اند و هر روز موج جدیدی شکل می‌دهند. مسئله‌ای که ذهن را درگیر می‌کند‌ دلایل این نوع کنش جریانی و چرایی هجمه به دولت‌های نهم و دهم است؟ گو اینکه ایران قبل از دولت‌های نهم و دهم دارای هیچ مشکلی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نبوده و تمام مشکلات کنونی (که در واقع مشکلاتی تاریخی و ریشه‌دار در تاریخ 200 سال گذشته ایران هستند) به یکباره از دولت نهم و دهم به میراث مانده است.

اگر به دیده انصاف بنگریم بنا به ذات غیر معصوم بودن عمده انسانها همگی مسئولین دولت‌ها نیز در معرض خطا و اشتباه هستند و این امر موضوعی قابل پذیرش و طبیعی است. در عین حال مقایسه عملکردها و بیان مشکلات، ارائه انتقادات، ارائه راه‌حل‌های جدید و کارا و نقادی گذشته راهی اصولی و لازم برای خروج از بن‌بست‌های جاری و حرکت بسوی فردایی بهتر و عاری از خطاست. در واقع می‌توان گفت یکی از اصول همیشگی و معمول در مدیریت، کنترل و اصلاح مسیر است. در علم مدیریت گفته می‌شود پس از پایان مراحل جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، برنامه‌ریزی، سازماندهی و اجرا یکی از وظایف اصلی مدیران و رهبران، کنترل وضعیت موجود و مقایسه این وضعیت با وضعیت آرمانی و اهداف تعیین شده است و چنانچه انحرافی در رسیدن به اهداف مشاهده شود مدیر و رهبر موظف است نسبت به اصلاح مسیر، جبران اشتباهات، بسیج امکانات و نیروی انسانی برای رسیدن به اهداف تعیین شده تلاش کند؛ لیکن کنترل و اصلاح فاصله فراوانی با تخریب و سیاه‌نمایی دارد.

     
ادامه مطلب ...

خادم تراز علی(ع)

نظر 0

شیعه علی(ع) را می شود هنوز هم در این زمانه حیرت، سرگشتگی و بی‌نشانگی‌ها نشانی گرفت؛ زمانه اصالت سیاست‌بازی بر سیاست‌ورزی و زمانه مصلحت اندیشی بر تکلیف اندیشی. هنوز هم بوی علی(ع) را می‌توان از آنانی که روی به مرام علی(ع) دارند سراغی هر چند دور و دراز گرفت. شیعیان علی(ع) مدعیان در پناه میز و صندلی‌ها نیستند، آنانکه از پی نام و نان دنیا هر کس و هر چیزی را ولی نعمت خود می‌گیرند و عَلم هواخواهی نفس خود بر دست هر روز راهی را صراط خود می‌کنند و هر روز ی بتی را خدای معبودشان. آنانی که هر روز از پی همین نام و نان خود و ملک علی(ع) را به ننگ می‌کشند و هر روز از برزنی صدای افتادن کوس رسوایی‌شان فراز می‌گیرد. شیعه ولی خدا، بوی حق و حقیقت می‌دهد و بوی استکبارشان در برابر نا حق و مستکبر به مشام می‌رسد؛ آنانی که روز شیرهای غران مجاهده‌اند و شب‌ها دل در گرو حق و سر بر سجده معبود یکتا دارند و پینه گره خورده و نور رخ‌شان گواه آن است.

«عبدالله والی» آبادگر یا نه منجی بشاگرد، چهره‌اش را که تلویزوین به تصویر کشید طمانینه و آرامش را فریاد می‌زد؛ بوی علی(ع) داشت و راه و مرام علی(ع) را سرلوحه کرده بود. لحظه‌ای گمان کردم برنامه، بخشی از مستندهای شهید آوینی و قسمتی از روایت فتح اوست اما اینگونه نبود والی به ما خیلی نزدیک‌تر بود از روایت فتح آوینی. والی از نام و نان، از خور و خواب و هر آنچه بوی این دنیایی داشت بریده بود و عمر بر آبادی ملک خدا، بشاگرد نهاده بود و امروز بشاگرد از کوره راهی دور افتاده از نظرها و مستضعف شده بود بشاگرد.

     
ادامه مطلب ...

نگاهی به کتاب «از به»

نظر 0

رضا امیر خانی نویسنده خاصی است که همه چیز او خاص و گاهی عجیب است حتی رسم الخط و نوشتنش. معمولا اول رمان‌هایش را ضعیف شروع می‌کند ولی در انتها چنان گیرا و جذاب می‌نویسد که خواننده را در جای خودش میخکوب می‌کند و اجازه نمی‌دهد خواننده کتاب را بر زمین بگذارد. نوع نوشتن او هم خاص است استفاده از واژه‌های تخصصی و بیگانه ذهن خواننده را به تکاپو وا می‌دارد که منظور و مراد نویسنده چیست؟ و این فکر را به ذهن متبادر می کند که گویا نویسنده به زبان خارجی تسلط خوبی دارد.

«از به» کتابی که با تمام مشغله‌ها دو روزه آن را خواندم از آن کتاب‌هایی است که در آخر انسان را از زمین و زمان می‌کند و مانند تمام رمان‌های امیرخانی داستان چنان پیچ و تاب می‌خورد و خواننده در حس تعلیق فرو می‌رود که کتاب را رها نمی‌کند و در انتها آنچه انتظار ندارد به یکباره اتفاق می‌افتد. برای من همیشه کنه داستان، هدف، نیت و پیام آن فراتر از همه چیز دیگر قرار می‌گیرد و به جای توجه و التفات ویژه به ساختار داستان، نوع نگارش و روش‌های داستان نویسی دل به خود داستان می‌سپارم تا مراد نویسنده را متوجه شوم؟

داستان به مانند همیشه از ابتدا تا انتها همان جدال سنت و مدرنیته، همان جدال عقل و دل و همان نبرد مغز و قلب است که بعدتر در بیوتن امیرخانی و شاید بیشتر رمان‌های او هم رنگ و رخ نشان می‌دهد. هر کس کتاب‌های امیرخانی را خوانده باشد شاید حس کند یک نفر از قرون میانه اسلامی و از دنیای عرفان، شعر و عشق به میانه دوران ماشین و آهن پرتاب شده و با این همه خشکی و تکنیک سر ناسازگاری و جنگ دارد؛ زیاد هم عجیب نیست چراکه امیرخانی تعلق خاصی به عرفا و بزرگان دارد و با بزرگان فراوانی دمخور بوده است.

     
ادامه مطلب ...

زوال سرمایه داری

نظر 0

سرمایه داری بزرگترین پدیده زنده جهان است ولی اگر کنترل نشود گور خود را خواهد کند

استنلی پورکین(عضو کمیسیون ارزی و اوراق بهادار آمریکا)، 1976

     

ورد لب باشد منافق را سند

نظر 1



تا نگردی از وجود خویش پاک      دل نگردد زین طهارت نورناک

ذکر دل معراج هر مومن بود        ورد لب باشد منافق را سند


صدر المتالهین صدرای شیرازی

     

ساقیا از سر بنه این خواب را

نظر 0


ساقیا از سر بنه این خواب را *** آب ده این سینه پر تاب را

جام می را آب آتش بار کن *** از صراحی دیده خون بار کن

مطربا یکدم به کف نه بربطی *** زورق تن را بیفکن در شطی

از دف و نی زهره را در رقص آر *** وز نوای چنگ و بربط اشکبار

بشکن اندر کف عطارد را قلم *** وز نی ناخن بزن چنگی رقم


صدرالمتالهین محمد شیرازی

     

حکایت طمع نام و نان...

نظر 0


خواجه را مسلمانی آسان به دست آمده است، لاجرم به نانی و به نامی و به دانکی می فروشد.

روضه الفریقین، شیخ ابورجاء خمرکی


     

خون خدا

نظر 0



قطره قطره های خون تو جاده ای است تا خدا، 

                                        
                                                           یا ثار الله...

     

فردا هم همانی که امروز هستی

نظر 0


اگر ضایع روزگاری، فردا هم ضایع روزگار خواهی بود. 
کما تعیشون تموتون و کما تموتون تحشرون 
هر کسی را در آن لباس جلوه کنند که ختم کار وی در آن بوده.

روضه الفریقین، شیخ ابورجاء خمرکی