چندی پیش خبری در تیتر خبرگزاری ها قرار گرفت در مورد نگارش نامه 47 نماینده کنگره آمریکا خطاب به رهبران ایران، محتوای نامه به قدری روشن است که نیاز به تفسیر خاصی ندارد اما یک نکته در این نامه نهفته است که در ایران چیزی نزدیک به دو سال است به دست فراموشی و غفلت و شاید هم عناد سپرده شده است و آن نکته پایبندی به قانون است.

نمایندگان کنگره آمریکا در این نامه ازعان کرده اند که هرگونه توافق هسته ای دولت رئیس جمهور اوباما با طرف ایرانی نمی تواند دوام لازم و وجاهت قانونی داشته باشد مگر اینکه به تصویب کنگره آمریکا برسد در غیر این صورت به عنوان یک قانون محسوب نشده و رئیس جمهور بعدی آمریکا به راحتی می تواند آن را به عنوان یک مصوبه دولت اوباما باطل اعلام کند. به سخنی دیگر توافق فعلی هر چه باشد توافقی با کری و اوباماست نه مجموعه دوایر قانون گذار آمریکایی و به همین دلیل نمی تواند دوام همیشگی داشته باشد.

از این مسئله هم در می گذریم که چه میزان امتیازات توسط طرف ایرانی داده شده تا شاید در نوروز سال 94 توافقی نیم بند و پر از اشکال به مانند همانی که قبلاً شده است به دست آید که بیشتر شبیه نوعی مردم فریبی است تا توافقی حقیقی و واقعی اما یک نکته در این نامه نگاری و جوابیه وزیر خارجه ایران هست که ما باید از دنیای کفر و شیطان بزرگ یاد بگیریم و آن پایبندی به قانون است حتی اگر این قانون، قانون جنگل باشد.

نکته نهفته در این نامه این است که بر اساس اصلی که منتسکیو در قرن 17 میلادی تدوین کرده قوای سه گانه برای هر کشور که سیستم سیاسی جمهوری دارد طراحی شده، حدود اختیارات قوا هم در قانون مشخص شده است و هر قوه ای فقط در حیطه قانونی که برای آن تعیین شده است می تواند مانور دهد. شاید بسیاری از افکار منتسکیو و اسلاف او به حاشیه رفته اما نظریه تفکیک قوا و قانون عرفی تدوین شده او هنوز یکی از ملاک های عمل اصلی در تمام دنیاست. و نکته جالبتر اینکه بعد گذشت 4 قرن هنوز هم دنیای کفر به همین تقسیم بندی پایبند است و حتی همان قانون عرفی زمینی تعیین شده و تصویب شده انسانی را محور عمل قرار داده و از آن عدول نمی کنند تا شاهد هرج و مرج و بی قانونی نباشند و یا بهتر بگوئیم تضاد منافع و قوا را مرتفع کنند. همچنین همان قانون پر از اشکال بشر انسان محور را با دقت تمام رعایت می کنند. اما در سوی دیگر طرف ایرانی به راحتی روال های قانونی کشور را دور زده و به انجام عمل خود می پردازد.

نفس توافق نامه ژنو از ابتدا هم دارای مشکل اساسی بود و مشکل اساسی آن اینکه این توافقنامه باید در مجلس شورای اسلامی ایران بررسی و بعد از قبول مفاد و تصویب در صحن مجلس و موافقت شورای نگهبان به امضای وزیر خارجه ایران یا رئیس جمهور می رسید لیکن از همان ابتدا دولت یک تنه و یه طرفه با دور زدن قانون این توافقنامه را امضاء و رهبری و مجلس را در کار انجام شده قرار دادند و بعدتر هم کل مجلس و حتی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز از داشتن محتوا و متن مذاکرات محروم شده و اطلاعاتی چندانی دریافت نمی کنند مگر از طریق رسانه ای خارجی که این خود تاسف بارتر است.

برای مراحل بعد هم به احتمال فراوان همین سلوک ادامه پیدا خواهد کرد یعنی در واقع دور زدن قانون و مجلس رسمی کشور ایران؛ و عجیب است که شیاطن بزرگ به همان قوانین ظالمانه خود پایبند هستند ولی مسئولین کشور ما نه تنها مجلس را به پشیزی نمی انگارند بلکه از آن بدتر به فکر راه های دررو برای دور زدن قانون هم هستند و مبحثی چون رفراندوم را مطرح می کنند در حالی که انگار مجلس شورای اسلامی نمایندگان این مردم نیستند.

در واقع می توان گفت رفتار فعلی این است که اگر مجلس با نظر من نوعی موافق باشد محترم است و نماینده ملت و اگر نباشد باید با تمسک به راه های دررو این مجلس را دور زده و از اعتبار انداخت و به زبانی دیگر قانون را دور زد و راهی دیگر در پیش گرفت؛ این رویه ای است که در دولت فعلی به عمل می آید و جای بسی تاسف دارد.

نامه نمایندگان آمریکا مطمئناً با نیت باطل نگاشته شده و حرف حقی است که از آن اراده باطل شده ولی  نمی توان حق بودن آن را نادیده گرفت و کتمان کرد.

جا دارد ما هم یاد بگیریم که به قانون پایبند باشیم و حقوق را محترم بشماریم و به مانند فتنه گران سال 88 فقط به این دلیل که نتیجه واقعی با نظر ما موافق نبوده به زیر میز بازی نزده و بی قانونی نکنیم اقدامی که رهبر انقلاب از موارد غیر قابل بخشش فتنه گران می دانند.

ذکر یک روایت تاریخی برای عبرت گرفتن در این برهه زمانی خالی از لطف نیست، زمانی مامورین یک کشور خارجی در ایران آخرین شاه سلسله قاجار احمد شاه را به یک مهمانی دعوت کرده و پذیرایی و احترام فراوانی به او کردند. در آخر این مهمانی وسوسه انگیز یک توافقنامه برای بهره برداری راه آهن ایران به او ارائه می دهند تا امضاء کند، با اینکه احمدشاه شاهی جوان و بی تجربه بوده ولی پاسخ وی پاسخی حیرت انگیز است که شنیدن آن می تواند چراغ راه امروز باشد که تاریخ عبرت گرفتنی است، او در جواب سفیر خارجی می گوید: «این موضوع به من مربوط نبوده و در حیطه اختیارات من نیست؛ کشور ما به صورت مشروطه اداره می شود و این طرح باید در مجلس شورای ملی ایران که نماینده مردم است مطرح شده و تصویب شود 

با تمام نقایص سلسله قاجار جواب این شاه جوان و بی تجربه پر از معناست و جا دارد آن را آویزه گوش خود کنیم.