کاربرد مورد نظر گادامر توصیه ای علمی و اخلاقی نیست و فهم همانطور که همیشه تفسیری است کاربردی نیز هست.

کاربرد یعنی فهم یک اثر به موقعیت مفسر، علایق، شرایط و انتظارات فعلی او و مربوط به زمان حال است.

به متون حقوقی و دینی چون سندی تاریخی نگریسته نمی شود و هم زمینه ها و تاریخ پیدایش و هم تطبیق با زمان حال و زمینه های امروزی اهمیت دارد.

پرسش های ما برگرفته از موقعیت هرمنوتیکی ماست.

کاربرد واسطه ای  بین گذشته متن یعنی  و حال حاضر قرائت آن و یا گفتگویی میان تو در گذشته و من در حال حاضر توصیف کرد.(هابرماس)

فهم عناصر مربوط به سنت از طریق مکالمه میان مفسر و اثر اس.

منطق علوم انسانی پرسش و پاسخ است.

ویژگی آگاهی هرمنوتیکی ساختار منطقی گشودگی است.

پرسش هم گشودگی به سوی موضوع را بدنبال دارد هم محدودیت زا است زیرا آنچه از یک اثر دیده می شود خود توسط پرسشی هدایت شده که برگرفته از پیش فرض های خاصی است.

علاوه بر سوال ما از متن، متن نیز از ما سوال می کند یعنی موقعیت هرمنوتیکی ما شامل پیش داوری ها، انتظارات و علائق ما محک می خورد و گشوده می شود.

پرسش انحرافی آن است که به گشودگی منتهی نشود.

پاسخ به پرسش انحرافی نه درست و نه باطل است بلکه یک خطا است.

پیش داوری قضاوتی است که از استدلال، شواهد و دلایل کافی برخوردار نیست.

عصر روشنگری تنها روش مندی را برای اعتماد و اطمینان قبول داشت و باورهای مذهبی نیز با این پیش فرض قبول میشد.

دخالت پیش داوری های عجولانه منشاء خطای عقل است.

مراد گادامر از پیش داوری در تفسیر ذهن گرایی مطلق نیست بلکه اصل داشتن پیش داوری است.

فهم از مفسر آغاز می شود یعنی قبل از القاء اثر به مفسر، مفسر معنایی برای اثر پیش می افکند.

پیش داوری ها نقش مثبتی در فرایند فهم و تجربه هرمنوتیکی بازی می کنند.

تلاض مفسر تحمیل پیش داوری های خود نیست بر موضع، بلکه پیش داوری او نقطه آغاز فرایندی است که محصول نهایی آن به سخن درآمدن موضوع است.

کسی که برای فهم چیزی کوشش می کند از همان ابتدا خود را تسلیم پیش داوری ها و پیش تصورات خویش نکرده است.

شخص باید تمایلات و تعصبات خویش را بداند تا متن با همه تمایز و دگر بودنش خودش را آشکار کند و حقیقت خویش را در مقابل پیش معناهای شخص ابراز کند.

گادامر میان پیش داوری های درست و پیش داوری های نادرست تفکیک قائل می شود اولی را مولد فهم و دومی را مایه سوء فهم می داند.

پیش ساختار صحیح باید مقتبس و ماخوذ از نفس اشیاء باشد.(هایدگر)

فاصله زمانی امکان می دهد پیش داوری های درست و مولد فهم را از پیش داوری های نادرست تمیز دهیم.

مفسر به کمک روش و اختیار نمی تواند پیش داوری های صحیح و سقیم را تفکیک کند زیرا پیدایش آنها در ذهن اختیاری و ارادی نیست.

جداسازی پیش داوری های درست و نادرست پیشاپیش ممکن نیست و این جداسازی باید در فرایند فهم صورت پذیرد.

فاصله تاریخی از نقاط برجسته اختلاف هرمنوتیک فلسفی و رمانتیک است.

فهم واقعه ای است که در همه اشکال آن متاثر از تاریخ است.

فاصله زمانی چیزی است که اجازه می دهد معنای حقیقی موضوع ظاهر شود اما جستجو و اکتشاف معنای حقیقی یک متن یا اثر فرایندی بی پایان است.

دلمشغولی و دغدغه عده زیادی در تاریخ در مورد اثری تاریخ آن اثر را می سازد و این در فهم مفسر تاثیر گذار است.

تاریخ اثر گذار است و آگاهی و فهم ما از آن اثر می پذیرد.

تاریخ هر اثر یا واقعه چیزی جز تاریخ فهم آن واقعه یا اثر از سوی پیشینیان نیست.

پیش داوری ها بیرون از اراده، اختیار و انتخاب ما هستند و فهم ما را مشروط می کنند.

کتاب درآمدی بر هرمنوتیک، نوشته احمد واعظی