مذاکرات هسته ای در دو سال گذشته نکاتی بس جالب و درخور توجه در خود دارد که می توان از منظرهای مختلف به آن نگریست، درباره آن به اندیشه نشست و در آخر دست به قلم برد و نوشت.

اتفاقاتی جالب که پی در پی در دولت فعلی روی داده است مانند خروج پرونده مذاکرات از شورای امنیت ملی و ارجاع به وزارت خارجه که این پیام را برای سیاستمداران داخلی و خارجی دارد که دولت این پرونده را مشکلی فرا جناحی و ملی نمی داند و با بررسی آن در شورای امنیت ملی که در واقع هم افزایی کل قوای نظام است مخالف است بلکه این موضوع را در حیطه و حوزه اختیارات قوه مجریه می داند در واقع دولت از همان ابتدا نگاهی تمامیت خواه در مورد پرونده هسته ای داشته و با مخالفت بررسی پرونده در مجلس شورای اسلامی این موضوع به روشنی خود را بروز می دهد.

پیام استراتژیک این عمل اینکه از نظر حاکمیت ایران این پرونده در سطح استراتژیک بررسی نمی شود و نگاه دولت بررسی و پیگیری قوه ای آن است.

اما در این نوشته کوتاه هدف بیان چند نکته از تیم مذاکره کننده هسته ای در آینه روانشناسی اجتماعی است که خالی از لطف نیست.

این دولت پرونده هسته ای را به وزارت خارجه ارجاع داد و بررسی و پیگیری پرونده به عهده تیمی متشکل از محمد جواد ظریف وزیر خارجه، چند معاون وزارت خارجه مانند تخت روانچی و عراقچی قرار می دهد. از تاریخچه این تیم بگذریم که در بزنگاه های تاریخی بعد از انقلاب رد پای آنها را در قطعنامه 598، پلمپ هسته ای سال 83 و... به وضوح و راحتی می توان دید.

در روانشناسی اجتماعی مفهومی به نام شجاعت در ریسک وجود دارد که به این مسئله می پردازد وقتی انجام عملی به یک گروه سپرده می شود جرات و شجاعت اعضاء گروه نیز افزایش پیدا می کند. نکته جالب این نظریه این است که اعضاء گروه در این وضعیت با درصد بالایی مستعد انجام اعمالی می شوند که در وضعیت عادی و تک نفره حاضر به انجام آن نیستند و از آن طفره می روند مانند آسیب رساندن به فرد یا افرادی؛ در این وضعیت دور از ذهن نیست همین گروه به راحتی حاضر به پذیرفتن موضواعتی شود که خیانت محسوب می شود.

نظر دیگر در روانشناسی تعامل میان فردی اینکه تقسیم مسئولیت میان یک گروه تعهد و میزان مسئولیت پذیری را به میزان فراوانی کاهش می دهد. چراکه هر فرد عضو گروه خود را به تنهایی مسئول اعمال انجام شده و نتیجه کسب شده نمی داند و احساس می کند همه در این امر شریک هستند و در عین حال بازخواست سخت تر از وضعیتی است که مسئولیت تنها بر عهده یک نفر است. در واقع می توان گفت هر فرد احساس مسئولیت کمتری در قالب عمل گروهی می کند وضعیتی که اگر شخصا مسئول اجرای آن عمل خاص می بود حاضر به انجام آن نبود.

جمع افزایش شجاعت ریسک برای انجام اعمال خطرناک و خارج از چارچوب و احساس کم مسئولیتی ترکیبی خطرناک است که اگر با گروه اندیشی هم ترکیب شود بی شک باید منتظر اتفاقاتی بد بود.

تاریخ جنگ جهانی دوم نشان می دهد بیشتر محکومین نظامی و امنیتی آلمان نازی پس از جنگ با حضور در دادگاه های برپا شده با استناد به اینکه ما فقط دستورات را اجرا می کرده ایم تبرئه شده اند.

اما هدف از این مقدمه اینکه بیان کنیم با نگاهی به حضور اعضاء دولت و تیم مذاکره کننده در کمیسیون بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی به خوبی مشخص است که سیاستی در پیش گرفته شده تلاش دارد در آینده نتوان کسی را مسئول وضعیت موجود معرفی کرد بلکه القاء شود تصمیمات اتخاذ شده هماهنگ شده با مجموعه نظام و تنها راه ممکن است و در عین حال از بار مسئولیت بر دوش فردی خاص جلوگیری شود.

در این وضعیت شجاعت تیم مذاکره کننده برای قبول موارد خلاف امنیت ملی در توافقنامه اقدام مشترک و فرافکنی و بیان موارد غیر واقعی در داخل نیز افزایش پیدا می کند به خصوص زمانی که اعضاء از بیان واضح موارد صرفنظر و به جای جواب های منطقی و صریح به لفاظی دیپلماتیک می پردازند.

در واقع می توان گفت یکی از راه های دور شدن از تصمیم گیری های شتاب زده و غیر عقلایی و تصمیم گیری و انتخاب بهترین روش های ممکن تشکیل گروه و استفاده از روش های دمکراتیک برای مدیریت است اما گاهی گروه کارکردی عکس فلسفه تشکیل خود پیدا می کند و موجب افزایش شجاعت ریسک اعضاء، کاهش مسئولین پذیری فردی و فرار از مسئولیت شده و در انتها بدترین تصمیمات و اقدامات از گروه صادر می شود. تصمیماتی که در وضعیت عادی انتطار صدور آن از افراد امری غیرعادی و بدیهی به نظر می رسد.

این تیم نیز به نظر می رسد متعهد به اجرای توافق نامه ای شده اند که خیر و صلحی در آن نمی توان برای ایران اسلامی متصور بود