دولت امید و اعتدال به ریاست جمهوری حسن روحانی دو سال است که سکان قوه مجریه و در واقع سکان اقتصاد و سیاست کشور را به دست گرفته است؛ در این مدت مسئولین دولتی و رسانه های حامی دولت تنها به بیان ویرانی، خرابی و سیاه نمایی دولت قبل مشغول بوده اند و عملا در بخش سیاسی و اقتصادی کشور فعالیت و تحریک خاصی دیده نشده است. این دولت تمام تخم مرغ های اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی خو را در سبد حل و فصل مشکل هسته ای ایران و غرب، رفع تحریم ها و اجرای برجام گذاشته و تمام مسائل کشور را به تحریم اقتصادی و رابطه با غرب گره زده است.

اما بسیاری از علاقمندان به مغرب زمین خود به خوبی آگاه هستند که رابطه با غرب به تنهایی نمی تواند حلال مشکلات اقتصاد بیمار ایران و حتی کشورهای دیگر باشد. در واقع اقتصاد مریض آمریکا نمی تواند به اقتصاد کشورهای دیگر کمک معجزه آسایی بکند تا جایی که دیترویت چهارمین شهر صنعتی آمریکا به شهر اشباح تبدیل شده و خالی از سکنه است؛ آمریکا هم اکنون بیش از 15 تریلیون دلار بدهی خارجی دارد و تمام اقتصاد کشور خود را با چاپ دلار بی پشتوانه سرپا نگه داشته است. آمریکا اگر توان ایجاد تحول در اقتصاد کشورها را داشت ما امروز شاهد رکود اروپا و ورشکستگی کشوری مانند یونان نبودیم. در واقع خود اروپا نیز در رکودی بزرگ فرو رفته و بیشتر کشورهای اروپایی در ریاضت اقتصادی به سر می برند و با این وضعیت نمی توان انتظار داشت معجزه ای در اقتصاد ایران رخ دهد مگر اینکه تنها هدف سکانداران اقتصادی کشور، تبدیل ایران به واردکننده صرف کالای مصرفی و لوکس باشد.

به خوبی مشخص است هر دولتی نا نیم نگاهی به نظریات متفکرین سیاسی علاقه به ماندن در قدرت و جلوگیری از گردش نخبکان دارد لاجرم طبیعی است که دولت فعلی نیز علاقه خاصی به فتح کرسی های مجلس توسط حامیانش و باقی ماندن در راس قوه مجریه کشور برای دور بعدی را دارد، لیکن باید وضعیتی را ایجاد کند که رای مردم را به سبد آرا خود جذب کند. سیاست دولت جهت انتخابات مجلس تغییر استانداران و فرماندارن غیر هماهنگ و در واقع پاکسازی حزبی در چند ماه گذشته بود که در سخنان رئیس جمهور به وضوح بیان شده است. اما این تلاش به تنهایی نمی تواند ضامن کسب رای لازم دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری باشد.

آنچه به ذهن متبادر می شود این است که دولت کنونی در زمانی معین که مشاورین سیاسی و رسانه ای دولت صلاح می دانند وضعیتی مثبت و رو به رشد به مردم نشان داده خواهد شد و همچنین سعی می شود حاصل اجرای برجام و رابطه با غرب نیز مثبت و سازنده نمایانده شود تا بتوان مردم را به طرف رای مجدد به رئیس جمهور فعلی ترغیب کرد.

دولت در سال جاری قیمت حامل های انرژی را افزایش داده و به صندوق درآمدهای خود واریز کرده است و از طرف دیگر درآمدهای حاصله از مبادی دیگر را نیز به طور طبیعی از جمله فروش نفت و گاز و... را کماکان دارد؛ از سوی دیگر تورم کشور را با عدم تزریق نقدینگی به بازار مصنوعی کنترل کرده است که در واقع باعث رکود در تمام بخش های اقتصادی کشور همین امر است. در دو سال گذشته از درآمدهای حاصل شده نیز سهم بسیار اندکی به عنوان یارانه به بنگاه های اقتصادی تزریق شده اما با چنین تفاسیری یک سوال اساسی مطرح می شود که درآمدهای کشور در این دو سال کجا هزینه شده است؟ و چرا به بدنه اقتصادی کشور تزریق نمی شود؟

پیش بینی نگارنده این است که با توجه به تصویب برجام در مجلس و لزوم مثبت نشان دادن نتایج این توافقنامه به مردم و همچنین دورخیز برای کسب رای در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری، دولت در آینده مبادرت به آزاد کردن نقدینگی و گشایش در انقباض شدید اقتصادی کشور خواهد کرد و همچنین در تلاش برای القاء این باور خواهد بود که مشکلات اقتصادی کشور با اجرای برجام و رابطه با غرب حل شده و روند رو به رشد در پیش خواهد بود. وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت تا بتوان آرا مردم را برای ابقاء رئیس جمهور در جایگاه خویش جلب کند. باید منتظر بود و دید آیا این پیش بینی درست خواهد بود یا نه.