نماد سازی از انقلاب و حمله به نمادهای انقلاب

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ. و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود مى‏دانيد كتمان نكنيد.(بقره،42)

از ابتدای فعالیت دولت یازدهم و بر سر کار آمدن دولت جدید مدام شاهد ارجاع مشکلات کشور به گذشته بویژه به دولت‌های نهم و دهم هستیم؛ همزمان جریانی خاص در کشور هجمه‌ای علیه دولت نهم و دهم به راه انداخته‌اند و هر روز موج جدیدی شکل می‌دهند. مسئله‌ای که ذهن را درگیر می‌کند‌ دلایل این نوع کنش جریانی و چرایی هجمه به دولت‌های نهم و دهم است؟ گو اینکه ایران قبل از دولت‌های نهم و دهم دارای هیچ مشکلی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نبوده و تمام مشکلات کنونی (که در واقع مشکلاتی تاریخی و ریشه‌دار در تاریخ 200 سال گذشته ایران هستند) به یکباره از دولت نهم و دهم به میراث مانده است.

اگر به دیده انصاف بنگریم بنا به ذات غیر معصوم بودن عمده انسانها همگی مسئولین دولت‌ها نیز در معرض خطا و اشتباه هستند و این امر موضوعی قابل پذیرش و طبیعی است. در عین حال مقایسه عملکردها و بیان مشکلات، ارائه انتقادات، ارائه راه‌حل‌های جدید و کارا و نقادی گذشته راهی اصولی و لازم برای خروج از بن‌بست‌های جاری و حرکت بسوی فردایی بهتر و عاری از خطاست. در واقع می‌توان گفت یکی از اصول همیشگی و معمول در مدیریت، کنترل و اصلاح مسیر است. در علم مدیریت گفته می‌شود پس از پایان مراحل جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، برنامه‌ریزی، سازماندهی و اجرا یکی از وظایف اصلی مدیران و رهبران، کنترل وضعیت موجود و مقایسه این وضعیت با وضعیت آرمانی و اهداف تعیین شده است و چنانچه انحرافی در رسیدن به اهداف مشاهده شود مدیر و رهبر موظف است نسبت به اصلاح مسیر، جبران اشتباهات، بسیج امکانات و نیروی انسانی برای رسیدن به اهداف تعیین شده تلاش کند؛ لیکن کنترل و اصلاح فاصله فراوانی با تخریب و سیاه‌نمایی دارد.

نباید فراموش کرد مدیریت دولت فعلی هم فارغ از جناح و تفکر سیاسی آن بیانگر نوعی ناتوانی در حل مشکلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور است و شاید نمره پائین‌تری از دولت قبل نیز دریافت کند، پس ریشه این هجمه‌ها چیز دیگری است. وضعیت هجمه به دولت نهم و دهم فارغ از عملکردها و نتایج حاصله از برنامه‌های این دو دولت از حالت نگرشی انتقادی به سیاه‌نمایی و تخریب تبدیل شده است. تلاش ما جواب به این سوال است که چرا همانگونه که برای هر انسان و دولتی اشتباه و خطا قابل پذیرش است و همه دولت‌های ایران پس از انقلاب مشمول همین قاعده هستند، جریانی خاص با تمام قوای رسانه‌ای و اجرایی خود به صورت مداوم به دولت‌های نهم و دهم و رئیس جمهور این دولت‌ها می‌تازند.

ابتدا به امر باید به این مسئله توجه کرد که دولت گذشته چه آرمان‌ها و اهدافی برای خود ترسیم کرده بوده و بیانات مقام معظم رهبری در مورد نوع تفکر و اهداف دولت گذشته چه بوده است. با نیم‌نگاهی به سخنان مقام معظم رهبری و مواضع گفتاری و عملی دولت نهم و دهم مشخص می‌شود آنچه وجهه نظر و همت عمل دولت قبل بوده زنده کردن شعارهای اصیل انقلاب اسلامی، دفاع و حمایت از مظلومین و مستضعفین، تلاش برای رفاه بیشتر اقشار پایین دست جامعه و رفع شکاف طبقاتی، سخن از عدالت و برابری و حکومت توحیدی بوده و در واقع می‌توان مدعی شد که بیشترین نزدیکی در گفتار، عمل و اندیشه، میان اندیشه سیاسی دولت نهم و دهم با اندیشه‌های انقلاب اسلامی وجود دارد. رهبر انقلاب اسلامی در یکی از سخنرانی‌های عمومی خود به این مسئله اشاره و یکی از نقاط قوت دولت نهم و دهم را بر سر دست گرفتن شعارهای انقلاب و نزدیکی تفکر ایشان با تفکر دولت‌های نهم و دهم بیان می‌کنند. حال با این پیش‌زمینه می‌توان تحلیلی روشنتر از مسئله ارائه داد.

در واقع جریان خاصی در کشور نسبت به گذشته انقلابی خود و مبانی انقلاب اسلامی مشکوک و حتی مرتد شده و اندیشه انقلاب اسلامی را فاقد توان لازم برای حل مشکلات کشور در حوزه های مختلف می‌داند؛ این جریان تغییر تفکر انقلابی و دینی به تفکری عرفی‌نگر و سکولار، پیوستن به امواج جامعه جهانی، حل شدن در اقتصاد بازار آزاد دنیا و ارتباط با همه کشورهای جهان فارغ از تقسیم‌بندی ظالم و مظلوم را تنها راه خروج از مسائل و مشکلات کشور می‌داند. این جریان به خوبی می‌داند بزرگترین مانع برای استحاله انقلاب اسلامی نوع تفکر انقلابی و اسلام ناب است که ولایت فقیه ضامن بقاء و عدم انحراف آنست. لیکن آگاه به تعلق مردم به اسلام، انقلاب و ولایت فقیه نیز هستند و به خوبی می‌دانند نمی‌توان آشکارا به جنگ این مبانی رفت. لاجرم چاره را در سست کردن اراده و پایبندی مردم به این اعتقادات می‌بینند و ایجاد تشکیک نسبت به این مبانی در صدر فعالیت آنها قرار گرفته است. می‌توان نوعی همراهی، هماهنگی و هم‌نوایی با ضد انقلاب خارج از کشور و کشورهای مستکبر را نیز در این جریان و عملکرد آنها مشاهده کرد. پس از مرحله تشکیک تکیه بر قدرت نهفته در توده مردم جهت تغییرات رادیکال داخلی و انحلال یا ضعف شدید کلیه نهادهای مدافع انقلاب اسلامی و حتی نهاد رهبری هدف بعدی این جریان است. حال دلیل هجمه همیشگی به سپاه پاسداران، بسیج و رهبری را به درستی می‌توان درک کرد.

البته لازم به ذکر است که این جریان آشکارا به ذکر این مطلب نمی‌پردازند که مشکل کشور سرچشمه در نوع تفکر انقلابی ندارد بلکه منشاء آن سوء مدیریت، عدم شایسته سالاری، لابیگری سیاسی، حاکمیت روابط به جای ضوابط، فسادهای اقتصادی و سیاسی مسئولین و در یک کلام دوری از تفکر انقلابی ناب است. همچنین به ذکر مشکلات درونی و لاینحل تفکر غربی و مشخصاً «لیبرال-دمکراسی» نپرداخته و مسکوت از کنار این مسئله می‌گذرند. این جریان جرات بیان این مسئله را ندارد که غرب و خاصتاً آمریکا که چند هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد نمی تواند به عنوان کشوری ورشکسته، اقتصاد کشورهای دیگر را نجات دهد. و همچنین بیان نمی‌کند که اگر لیبرال-دمکراسی دارای توانایی‌های لازم بود امروز اتحادیه اروپا در آستانه فروپاشی با چندین کشور ورشکسته اقتصادی قرار نداشت.

جان کلام اینکه این جریان خاص غربزده برای رسیدن به اهداف اصلی خود راهی دیگر در پیش گرفته و آن راه استفاده از نمادسازی و حمله به نمادهاست. بدین معنا که این جریان القاء می‌کند نوع تفکر و مدیریت انقلابی و به طور کلی مدیریت اسلامی، نتیجه‌ای غیر از انحطاط و عقب ماندگی کشور ندارد و به زعم این جریان این تفکر همان تفکر دولت نهم و دهم است؛ در واقع این جریان دولت‌های نهم و دهم را نماد انقلاب اسلامی معرفی می‌کند و با حمله سنگین و دائم به این نماد قصد رسیدن به اهداف خود را دارد. حال می‌توان مدعی شد در واقع پیکان حمله این جریان به تنهایی، دولت نهم و دهم نیست؛ اهداف این تهاجم فراتر از اشخاص و شخص «محمود احمدی نژاد»، تمام افرادی است که به نوعی معتقد و دلبسته تفکر و اندیشه اسلام ناب و انقلابی هستند؛ بلکه در مرتبه‌ای بالاتر هدف اصل اندیشه انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است اما اکنون، زمان را مناسب حمله به اصول اساسی انقلاب نمی‌بینند.

آنچه ناگفته ماند اینکه هدف این مقاله دفاع از شخص خاص و انکار نقایص و مشکلات ناخواسته و معمول دولتهای نهم و دهم و یا کل دولت‌های گذشته نیست(صدالبته بحث خیانتهای عامدانه جداست) بلکه همانگونه که در ابتدای مقاله نیز آمد هدف تنها روشن شدن اذهان عمومی به اهداف اصلی جریانی خاص در کشور و نیات واقعی آن است.