X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



معرفی و نقد کتاب
rss

نگاهی به کتاب «از به»

نظر 0

رضا امیر خانی نویسنده خاصی است که همه چیز او خاص و گاهی عجیب است حتی رسم الخط و نوشتنش. معمولا اول رمان‌هایش را ضعیف شروع می‌کند ولی در انتها چنان گیرا و جذاب می‌نویسد که خواننده را در جای خودش میخکوب می‌کند و اجازه نمی‌دهد خواننده کتاب را بر زمین بگذارد. نوع نوشتن او هم خاص است استفاده از واژه‌های تخصصی و بیگانه ذهن خواننده را به تکاپو وا می‌دارد که منظور و مراد نویسنده چیست؟ و این فکر را به ذهن متبادر می کند که گویا نویسنده به زبان خارجی تسلط خوبی دارد.

«از به» کتابی که با تمام مشغله‌ها دو روزه آن را خواندم از آن کتاب‌هایی است که در آخر انسان را از زمین و زمان می‌کند و مانند تمام رمان‌های امیرخانی داستان چنان پیچ و تاب می‌خورد و خواننده در حس تعلیق فرو می‌رود که کتاب را رها نمی‌کند و در انتها آنچه انتظار ندارد به یکباره اتفاق می‌افتد. برای من همیشه کنه داستان، هدف، نیت و پیام آن فراتر از همه چیز دیگر قرار می‌گیرد و به جای توجه و التفات ویژه به ساختار داستان، نوع نگارش و روش‌های داستان نویسی دل به خود داستان می‌سپارم تا مراد نویسنده را متوجه شوم؟

داستان به مانند همیشه از ابتدا تا انتها همان جدال سنت و مدرنیته، همان جدال عقل و دل و همان نبرد مغز و قلب است که بعدتر در بیوتن امیرخانی و شاید بیشتر رمان‌های او هم رنگ و رخ نشان می‌دهد. هر کس کتاب‌های امیرخانی را خوانده باشد شاید حس کند یک نفر از قرون میانه اسلامی و از دنیای عرفان، شعر و عشق به میانه دوران ماشین و آهن پرتاب شده و با این همه خشکی و تکنیک سر ناسازگاری و جنگ دارد؛ زیاد هم عجیب نیست چراکه امیرخانی تعلق خاصی به عرفا و بزرگان دارد و با بزرگان فراوانی دمخور بوده است.

     
ادامه مطلب ...

یادداشتی بر کتاب روی ماه خداوند را ببوس

نظر 0

"جدا خیلی گنگ بود... خیلی پیچیده بود من چیزی ازش نفهمیدم... ارزش خوندن نداره نخونش..."

نوشته و امضاء یک عضو کتابخانه بر حاشیه برگ اول کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" نوشته مصطفی مستور...

این نوشته باعث شد پس از خواندن کتاب بیشتر به این ظرافت رهنمون شوم که حتی رمان و داستان ها نیز صرفاً به دلیل رمان و داستان بودن برای عمده علاقمندان رمان و داستان خواندنی نیستند بلکه هر کسی علایق و سطح و توان ذهنی و وجودی خاصی دارد که باید در انتخاب و معرفی کتاب به او دقت کرد.

و اما بعد، چند سال پیش برای اولین بار دوستی کتابی به من هدیه کرد، "عشق روی پیاده رو" نوشته مصطفی مستور؛ از همان ابتدا جلد کتاب برای من خاطره انگیز شد چراکه اسم کتاب وارونه نوشته شده بود و ابتدا کتاب را وارونه باز کردم. این اولین کتابی بود که از مستور و علاوه بر آن اولین کتاب های داستانی بود که می خواند. کتاب را خیلی سریع تا انتها خواندم. کتاب مجموعه داستان هایی از عشق های عالم جوانی و کودکی بود که در برخی جای ها با سوء تفاهم ها و عشق های ضربدری و ناکامی ها روبرو می شد آن هم بیشتر در فضای گرم و صمیمی و پاک مردم خوزستان. بگذریم از اینکه هیچگاه هدف این دوست از هدیه دادن این کتاب را نفهمیدم و اینکه اصلا هدفی داشت یا تنها کتابی برای خواندن و سرگرمی به بنده هدیه کرد اما روزنه ای بود برای آشنایی بیشتر با کتاب های داستان و رمان.

     
ادامه مطلب ...

نکاتی از هرمنوتیک گادامر(4)

نظر 0

پرسش از مفسر آغاز می شود و متاثر از پیش داوری ها و افق معنایی اوست و در مواجهه با سنت چکش می خورد یعنی موضوع و اثر به سخن در می آید و پیش داوری ها را زیر سوال می برد.
تفسیر متن و گشایش مفسر به روی متن در فضا و موقعیت هرمنوتیکی مفسر انجام می شود یعنی به هر تقدیر رنگ ذهنیت مفسر را به خود می گیرد.
افق جدید ابهامات عناصر مبهم اثر راقطعی و معین می کند.
هر تفسیری ناکامل است زیرا از نظر تاریخی امری مشروط است.
در دیالکتیک اثرو مفسر در طرفین تغییر رخ می دهد؛ گفتگو به معنای تبعیت یک طرف از طرف دیگری نیست بلکه هر دو طرف تحت تاثیر حقیقت موضوع قرار می گیرند و در پایان خود را در وضعیتی متفاوت با وضع سابق می یابند.
ساختار واقعه فهم زبانی است از اینرو تحلیل هرمنوتیک و پدیدار شناختی زبان جنبه عمومیت هرمنوتیک را تضمین می کند.
فهم همواره تفسری است(ماخر(
دنیای زبان دنیای علائم و نشانه هاست حال آنکه جهان فهم بر اساس اتصال معانی و محتوای این نشانه ها شکل می گیرد(تلقی عمومی از زبان(
زبان واسطه ای است که فهم در آن واقع می شود همه فهم ها تفسیری و تفسیر در زبان جای گرفته است.
تفسیر یافتن کلماتی برای فهم نفس فهمدین است نه عملی مقدم و یا موخر از آن یعنی زبان بر هرمنوتیک و تفسیر تقدم دارد(ماخر)
فهم یک اثر عملی طبیعی و مطابق روال عادی نیست بلکه آنچه طبیعی است و ما در معرض آن هستیم بد فهمی است(ماخر)
پرهیز از سو فهم از طریق تفسیر میسر است و تفسیر زمانی لازم است که بد فهمی بوجود آید(ماخر)
گادامر تصور ماخر را قبول ندارد چون مبتی بر نقش ابزاری ونشانه ای زبان است.
نزدیکی زبان به تفکر ما موجب پنهان ماندن نقش آن در فرایند فهم می شود.

     
ادامه مطلب ...

نقدی بر کتاب کافه چرا

نظر 2

کافه چرا نوشته جان استرلکی بهانه خوبی است که آدم لحظاتی را به تفکر در مورد معنای زندگی صرف کند و اندیشورانه تفکری در باب غایت آدمی بکند. این کتاب در قالب یک رمان صد و پنج صفحه ای نگاشته شده و آنچنان محتوایی سخت، سنگین و گیج کننده ندارد که خواننده نتواند آن را در زمانی کوتاه بخواند و لحظاتی از تفریح با یک کتاب خوب لذت نبرد اما از طرفی هم جا دارد با نگاهی دیگر به محتوای آن نگریست و به نقد آن نشست.

کافه کتاب برای مخاطب عام کتابی خوش خوان و قابل تامل است که او را به اندیشه واداشته و او را به بازنگری در معنا و مفهوم زندگی فرا می خواند و سپس بخشی از واقعیت های دنیای جدید را برای او آشکار می کند و انسان را به بررسی دلایل وجود عالم فرا می خواند. در آخر هم با ارائه توضیحاتیو توصیفاتی هر چند نه چندان کافی زندگی را از مرحله کار صرف برای عقل معاش خارج و رضایتمندی را هم پیوست آن می کند.

اما از سوی دیگر همین کتاب برای مخاطب خاص خود که آشنایی هم با علوم جدید ندارد علاوه بر موضوعات پیش گفته حساسیت های خاص دیگری نیز به همراه دارد و آنچه بیش از همه در این کتاب به مانند تمام کتاب های دیگر دنیای روانشناسی خودنمایی می کند همان حیرت روانشناسی غرب است که خود را در قالب همین کتاب کوچک نیز نمایان می کند. در واقع روانشناسی غرب از زمان بروز و رشد و نمو خود فاقد یک هستی شناسی محکم، مستدل و جامع بوده و همچنین با به کنار نهادن بنیادهای دینی، مذهبی و حتی فلسفی به نوعی به بی سرزمینی و یا بهتر بگوییم به یک بی خانمانی هستی شناسانه رسیده است که برای استوار کردن بنای نظریات خود هر بار تعریفی به دست می دهد و بر پایه همان تعریف نیز نظامی استوار می کند؛ و این بنا سازی در دنیایی از کثرت فرو رفته و چرخه هرباره خود را تکرار می کند. لیکن معلوم نیست در گردباد سوالات جدی آدمیان این نظام ها فرو نریزند؛ کافه چرا نیز از این قاعده مستنثی نیست.

     
ادامه مطلب ...

نکاتی از هرمنوتیک گادامر(3)

نظر 0

باور هر نسلی ریشه در آن چیزی دارد که نسل قبل سامان داده است.
به دلیل نیروی سنت عمل فهم صرفا سوبژکتیو نیست بلکه بیشتر جنبه ای از تاریخ اثر گذار است.
فهم من از هر موضوعی ریشه در تاریخ کامل تفاسیر پیشینی از آن دارد.
روش نمی تواند مانع تاریخی بودن فهم باشد.
آگاهی تارخی خود در معرض امواج تاثیرهای تارخی قرار دارد.
موقعیت عبارت است از نظراتی که قلمرو دید شخص را محدود می کند.
افق زاویه دید مفسر را معین می کند.
آگاهی از تاثیر پذیرفتن از تاریخ اساسا آگاهی از موقعیت هرمنوتیکی است و چون قادر به ایستادن خارج از آن نیستیم قادر به کسب شناخت عینی آن نیستیم.
اساس ایده موقعیت هرمنوتیکی را گادامر افق می نامد.
تحصیل موقعیت هرمنوتیکی تلاش برای رسیدن به افق تحقیق است.
ما باید از قبل افق داشته باشیم تا خودمان را به گذشته منتقل کنیم یعنی این انتقال با ملاحظه افق خودمان است.
آگاهی تاریخی ما کاملا بیگانه از افق های تارخی گذشته نیست و با آنها وجوه اشتراک دارد.
چگونه هستی آدمی خودش یک فرایند و محصول تفسیری است.(نظر هایدگر)
دنیای عینی در آگاهی ما چگونه ساخته می شود(سوال اصلی هوسرل)

     
ادامه مطلب ...

نکاتی از هرمنوتیک گادامر(2)

نظر 0

کاربرد مورد نظر گادامر توصیه ای علمی و اخلاقی نیست و فهم همانطور که همیشه تفسیری است کاربردی نیز هست.

کاربرد یعنی فهم یک اثر به موقعیت مفسر، علایق، شرایط و انتظارات فعلی او و مربوط به زمان حال است.

به متون حقوقی و دینی چون سندی تاریخی نگریسته نمی شود و هم زمینه ها و تاریخ پیدایش و هم تطبیق با زمان حال و زمینه های امروزی اهمیت دارد.

پرسش های ما برگرفته از موقعیت هرمنوتیکی ماست.

کاربرد واسطه ای  بین گذشته متن یعنی  و حال حاضر قرائت آن و یا گفتگویی میان تو در گذشته و من در حال حاضر توصیف کرد.(هابرماس)

فهم عناصر مربوط به سنت از طریق مکالمه میان مفسر و اثر اس.

منطق علوم انسانی پرسش و پاسخ است.

ویژگی آگاهی هرمنوتیکی ساختار منطقی گشودگی است.

پرسش هم گشودگی به سوی موضوع را بدنبال دارد هم محدودیت زا است زیرا آنچه از یک اثر دیده می شود خود توسط پرسشی هدایت شده که برگرفته از پیش فرض های خاصی است.

علاوه بر سوال ما از متن، متن نیز از ما سوال می کند یعنی موقعیت هرمنوتیکی ما شامل پیش داوری ها، انتظارات و علائق ما محک می خورد و گشوده می شود.

پرسش انحرافی آن است که به گشودگی منتهی نشود.

پاسخ به پرسش انحرافی نه درست و نه باطل است بلکه یک خطا است.

پیش داوری قضاوتی است که از استدلال، شواهد و دلایل کافی برخوردار نیست.

عصر روشنگری تنها روش مندی را برای اعتماد و اطمینان قبول داشت و باورهای مذهبی نیز با این پیش فرض قبول میشد.

     
ادامه مطلب ...

نکاتی از هرمنوتیک گادامر(1)

نظر 0

سیاست عملی برخواسته از تامل در خیر بود که مسیر عملی کاربرد دانش فنی را تعیین می کرد.

تنها خرد عقلی است که ظرفیت و صلاحیت به خدمت گرفتن علم را به طریقی مسئولانه دارد.

فلسفه عملی تامل در شکل و سازمان حیات انسانی است آنگونه که هست و آنگونه که می تواند باشد.

مقابله هرمنوتیک فلسفی گادامر با رومانتیک ایده آلیسم و پوزیتویسم بود.

دلیل مخالفت گادامر با هرمنوتیک شلایر ماخر و دیلتای بینش رمانتیک آنها که متاثر از ایده آلیسم آلمانی بوده است.

هرمنوتیک گادامر عقلانیت روش مند را نمی پذیرد.

شاید پرهیز از روش و توجه به هستی شناسی فهم را جوهره و معیار اصلی فلسفی شدن هرمنوتیک دانست.

صرف هستی شناسی فهم عامل هرمنوتیک فلسفی نبوده و در کنار عدم امکان فهم عینی و تقویت مشارکت ذهنیت مفسر نیز از عناصر اصلی است.

تحقیقات هرمنوتیکی گادامر فلسفی است و بر خلاف هرمنوتیک رمانتیک معطوف به ارائه روش نیست.

واقعه ای که برای ما اتفاق می افتد بر اصولی تاسیس نشده که به کمک روش بتوان آن را فهم کرد.

پرسش گادامر در مورد فهم عام است و مطلق فهم را در بر می گیرد نه فقط دانش تجربی یا علوم انسانی را و همچنین مطلق تجارب بشری.

هیچ جنبه ای از فلسفه به اندازه هرمنوتیک فراگیر نیست و دلیلش ماهیت زبانی آن است.

هرمنوتیک فلسفی هستی شناسی فهم است.

فهم تجربه هرمنوتیکی است پس هرمنوتیک گادامر هستی شناسی عام تجربه نامیده می شود.

هستی شناسی فهم و سنتی متفاوت هستند.

     
ادامه مطلب ...

نقدی بر رمان مروارید-جان اشتاین بک

نظر 0

رمان مروارید، روایت سرزمینی است نه چندان دور و نه چندان عجیب؛ سرزمینی که در وهم و خیالات و خرافت هزاران سال جهل غرق است و تمام دنیا و آخرت ان در زندگی ساده انگارانه و حقیر می گذرد.

روایت مردمانی که دنیا برای آنها تنها کپرهای آنهاست و قوتشان تکه ای نان ذرت، البته این در مذمت ساده زیستی نیست ولی این ساده زیستی نیست و چیزی غیر از فلاکت و تن دادن به پستی نیست.

روایت سرزمینی با خدایان عجیب و گاه انسان گونه.

اینجا هنوز تاول و ترک های وجود بیگانگان خونریزی دارد و چرک و خونابه هنوز مردم  و پیکره جامعه شان را امان نداده؛ و پنجه در دل تاریخ آنها افکنده.

و بدتر از خدایان عجیب و اجانب پول پرست مررمانی هستند که در جهل خود ساخته و دیگر ساخته در اوج حقارت سر می کنند؛ وروزی شبی با دستی دراز به در خانه پزشکی می روند تا هر آنچه دارند به یغما ببرد.

اینجا از کپرها تا کاخ ها فاصله ای نیست بااین تفاوت که کاخ ها اذان هم خونان کپر نشینان نیستند و بلکه در آن هم خونان پزشک خلیده و لمیده اند.

بدتر مردمانی هستند که تغییر را در خود کشته اند و حتی فکر آن را در سر نمی پرورند و تنها کیفو است که به حکم علاقه به فرزندش بی پروایی پیشه می کند و سرباز می زند از این شرایط و طغیان می کند.

     
ادامه مطلب ...