X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی
rss

نماد سازی از انقلاب و حمله به نمادهای انقلاب

نظر 0

وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ. و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود مى‏دانيد كتمان نكنيد.(بقره،42)

از ابتدای فعالیت دولت یازدهم و بر سر کار آمدن دولت جدید مدام شاهد ارجاع مشکلات کشور به گذشته بویژه به دولت‌های نهم و دهم هستیم؛ همزمان جریانی خاص در کشور هجمه‌ای علیه دولت نهم و دهم به راه انداخته‌اند و هر روز موج جدیدی شکل می‌دهند. مسئله‌ای که ذهن را درگیر می‌کند‌ دلایل این نوع کنش جریانی و چرایی هجمه به دولت‌های نهم و دهم است؟ گو اینکه ایران قبل از دولت‌های نهم و دهم دارای هیچ مشکلی در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نبوده و تمام مشکلات کنونی (که در واقع مشکلاتی تاریخی و ریشه‌دار در تاریخ 200 سال گذشته ایران هستند) به یکباره از دولت نهم و دهم به میراث مانده است.

اگر به دیده انصاف بنگریم بنا به ذات غیر معصوم بودن عمده انسانها همگی مسئولین دولت‌ها نیز در معرض خطا و اشتباه هستند و این امر موضوعی قابل پذیرش و طبیعی است. در عین حال مقایسه عملکردها و بیان مشکلات، ارائه انتقادات، ارائه راه‌حل‌های جدید و کارا و نقادی گذشته راهی اصولی و لازم برای خروج از بن‌بست‌های جاری و حرکت بسوی فردایی بهتر و عاری از خطاست. در واقع می‌توان گفت یکی از اصول همیشگی و معمول در مدیریت، کنترل و اصلاح مسیر است. در علم مدیریت گفته می‌شود پس از پایان مراحل جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، برنامه‌ریزی، سازماندهی و اجرا یکی از وظایف اصلی مدیران و رهبران، کنترل وضعیت موجود و مقایسه این وضعیت با وضعیت آرمانی و اهداف تعیین شده است و چنانچه انحرافی در رسیدن به اهداف مشاهده شود مدیر و رهبر موظف است نسبت به اصلاح مسیر، جبران اشتباهات، بسیج امکانات و نیروی انسانی برای رسیدن به اهداف تعیین شده تلاش کند؛ لیکن کنترل و اصلاح فاصله فراوانی با تخریب و سیاه‌نمایی دارد.

     
ادامه مطلب ...

زوال سرمایه داری

نظر 0

سرمایه داری بزرگترین پدیده زنده جهان است ولی اگر کنترل نشود گور خود را خواهد کند

استنلی پورکین(عضو کمیسیون ارزی و اوراق بهادار آمریکا)، 1976

     

تلاش دولت برای القاء گشایش اقتصادی با شروع رابطه با غرب

نظر 0

دولت امید و اعتدال به ریاست جمهوری حسن روحانی دو سال است که سکان قوه مجریه و در واقع سکان اقتصاد و سیاست کشور را به دست گرفته است؛ در این مدت مسئولین دولتی و رسانه های حامی دولت تنها به بیان ویرانی، خرابی و سیاه نمایی دولت قبل مشغول بوده اند و عملا در بخش سیاسی و اقتصادی کشور فعالیت و تحریک خاصی دیده نشده است. این دولت تمام تخم مرغ های اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی خو را در سبد حل و فصل مشکل هسته ای ایران و غرب، رفع تحریم ها و اجرای برجام گذاشته و تمام مسائل کشور را به تحریم اقتصادی و رابطه با غرب گره زده است.

اما بسیاری از علاقمندان به مغرب زمین خود به خوبی آگاه هستند که رابطه با غرب به تنهایی نمی تواند حلال مشکلات اقتصاد بیمار ایران و حتی کشورهای دیگر باشد. در واقع اقتصاد مریض آمریکا نمی تواند به اقتصاد کشورهای دیگر کمک معجزه آسایی بکند تا جایی که دیترویت چهارمین شهر صنعتی آمریکا به شهر اشباح تبدیل شده و خالی از سکنه است؛ آمریکا هم اکنون بیش از 15 تریلیون دلار بدهی خارجی دارد و تمام اقتصاد کشور خود را با چاپ دلار بی پشتوانه سرپا نگه داشته است. آمریکا اگر توان ایجاد تحول در اقتصاد کشورها را داشت ما امروز شاهد رکود اروپا و ورشکستگی کشوری مانند یونان نبودیم. در واقع خود اروپا نیز در رکودی بزرگ فرو رفته و بیشتر کشورهای اروپایی در ریاضت اقتصادی به سر می برند و با این وضعیت نمی توان انتظار داشت معجزه ای در اقتصاد ایران رخ دهد مگر اینکه تنها هدف سکانداران اقتصادی کشور، تبدیل ایران به واردکننده صرف کالای مصرفی و لوکس باشد.

     
ادامه مطلب ...

اختاپوس های سیاسی

نظر 0

پیشتر لازم است بیان کرد نگارنده به دو نوع سیاست بیش قائل نیست که می توان در آینه قرآن و سنت توحیدی آن را تصویر کرد؛ تفکر سیاسی مبتنی بر تفکر توحیدی و تفکر سیاسی مبتنی بر تفکر الحادی که طبیعتا می توان تفکر الحادی را بسیار متکثر دانست و شاخه های فراوان برای آن ذکر کرد.

واضح است که هر سیستمی مبتنی بر اندیشه ای پایه ای بنیاد می گیرد و بسط، نشت و نمو می کند و نمی توان انتظار داشت سیستم سیاسی-مدیریتی اسلامی داشت که مبتنی بر اصول غیر توحیدی باشد فلذا اگر چنین باشد اصولا این سیستم اسلامی نیست و هر چیزی غیر از اسلام خواهد بود.

قرآن به صراحت به حزب الله و حزب الشیطان، مومنین و کافرین، متقین و مشرکین و دوگانه های مشابه اشاره وافر دارد لاجرم اگر معتقد باشیم قرآن ساری و جاری است و کتابی برای همه دوران ها نباید در دام چنین نظریاتی گرفتار آییم که توهم توطئه ای ما را در بر گرفته و امروز دیگر منافق، کافر و مشرکی را نمی توان نشان داد بلکه لازمه زنده بودن کلام حق اثبات و همیشگی بودن آن است.

     
ادامه مطلب ...

شیعیان دو شهر محاصره شده توسط تکفیری ها، فوعه و کفریا در معرض قتل عام و نسل کشی

نظر 0

فوعه و کفریا دو شهر شیعه نشین در شمال استان ادلب سوریه هستند که چند ماه پیش این استان با عقب نشینی ارتش سوریه سقوط کرد. این دو شهر با تمام مردمش که شیعه دوازده امامی هستن به محاصره چند ده هزار نفر تکفیری و سلفی از گروه های مختلف مثل احرار الشام و النصره افتاده و هر روز در حال تلفات دادن از مردم عادی هستند.

تکفیریون تا الان چندین حمله سراسری برای فتح این دو شهر انجام دادن و قسم خوردن بعد از فتح شهرها هیچ کس رو زنده نزارن.

از دیروز دور جدیدی از حملات رو شروع کردن و بیش از 1400 راکت و خمپاره به این دو شهر زدن که فقط چند ده نفر مردم عادی شهید شدن به علاوه زخمی ها؛ 7 تا انتحاری زدن و با زرهی و پیاده به شهرها حمله کردن؛ در این حمله ها تکفریون اهل ترکستان و کشورهای شمال آسیا حضور فعال دارن که در واقع برترین نیروهای تکفیریون هستند.
چند نقطه در شمال شرقی فوعه سقوط کردن و یکی از خطوط مدافعین شهر شکسته و اگر وضعیت به همین روال پیش بره در آینده احتمال سقوط این دو شهر وجود دارد.       

بی شک با سقوط این دو شهر شاهد نسل کشی وحشتناکی خواهیم بود اما سوال این است چرا صدا و سیمای در سکوت مطلق فرو رفته و در حالی که کوچکترین تحرکات رژیم صهیونیستی را پوشش می دهد از پوشش کوچکترین اخباری در این زمینه خودداری می کند. سازمان ملل هم در کوری مزمن فرو رفته و اصولا کاری به نسل کشی های اینچنینی ندارد. 

آیا فوعه و کفریا کمتر از کوبانی هستند یا کمتر از غزه؟ چطور صدا و سیمای ایران آنی از پوشش اخبار غزه و کوبانی نمی گذشت اما الان در مورد مردم شیعه فوعه و کفریا سکوت مطلق رو رویه قرار داده است؟ وظیفه اسلامی و انسانی ما چیست؟

 

     

تیم مذاکره کننده هسته ای در آینه روانشناسی اجتماعی

نظر 0

مذاکرات هسته ای در دو سال گذشته نکاتی بس جالب و درخور توجه در خود دارد که می توان از منظرهای مختلف به آن نگریست، درباره آن به اندیشه نشست و در آخر دست به قلم برد و نوشت.

اتفاقاتی جالب که پی در پی در دولت فعلی روی داده است مانند خروج پرونده مذاکرات از شورای امنیت ملی و ارجاع به وزارت خارجه که این پیام را برای سیاستمداران داخلی و خارجی دارد که دولت این پرونده را مشکلی فرا جناحی و ملی نمی داند و با بررسی آن در شورای امنیت ملی که در واقع هم افزایی کل قوای نظام است مخالف است بلکه این موضوع را در حیطه و حوزه اختیارات قوه مجریه می داند در واقع دولت از همان ابتدا نگاهی تمامیت خواه در مورد پرونده هسته ای داشته و با مخالفت بررسی پرونده در مجلس شورای اسلامی این موضوع به روشنی خود را بروز می دهد.

پیام استراتژیک این عمل اینکه از نظر حاکمیت ایران این پرونده در سطح استراتژیک بررسی نمی شود و نگاه دولت بررسی و پیگیری قوه ای آن است.

اما در این نوشته کوتاه هدف بیان چند نکته از تیم مذاکره کننده هسته ای در آینه روانشناسی اجتماعی است که خالی از لطف نیست.

     
ادامه مطلب ...

اولین سادگی و خیانت ابوموسی اشعری در موضوع حکمیت

نظر 2

در جایی نوشته شده که ابو موسی اشعری قاضی ساده لوح اهل کوفه در جریان حکمیت، اولین حیله خود از عمر و عاص را زمان خلع خلافت علی علیه السلام دریافت نکرد بلکه ابتدا در جریان مذاکره به بیراه رفته و موضوع مذاکرات عوض شد و سپس در دام حیله عمر و عاص گرفتار شد. یعنی تنها در طول یک روز این فرد ساده لوح سه بار در دام حیله عمر و عاص در انحراف در موضوع مذاکرات، خلع توام حضرت امیرالمومنین علیه السلام و معاویه از خلافت و سپس به منبر رفتن قبل از عمر و عاص گرفتار شد. 

در ابتدا مذاکرات ابوموسی اشعری و عمروعاص قرار بوده در مورد اهلیت معاویه در خونخواهی قتل عثمان خلیفه مقتول سوم باشد که در واقع خود معاویه از جمله آشوبگران و حمله کنندگان به خانه وی بود. و در نهایت این دو نفر قرار بوده تعیین کنند آیا معاویه حق چنین خوانخواهی را دارد یا خیر؟ اما در ادامه گفتگوهای دو طرفه میان ابوموسی اشعری و عمر و عاص به نمایندگی از خلیفه وقت علی علیه السلام و معاویه(بخوانید رایزنی های سیاسی و دیپلماتیک) جریان مذاکرات توسط عاص منحرف شده و به موضوع خلافت و تعیین خلیفه جدید کشیده می شود.

در واقع در قالب همین جریان است که شاید بتوان یکی از دلایل شکل گیری جریان خوارج را دید یعنی قائل شدن به نظری که نه علی علیه السلام را بر حق می داند نه معاویه ابن ابو سفیان.
 ابوموسی ساده لوحانه می پذیرد که ابتدا جریان مذاکره از اهلیت معاویه در خونخواهی به تعیین خلیفه کشیده شود سپس در دام حیله دوم گرفتار و تصمیم گرفته می  شود هر دو مدعی خلافت خلع شوند و در آخر سومین مکر را از عمروعاص گرفته و قبل از او به منبر می رود و خلیفه بر حق را از خلافت خلع می کند.

ابوموسی اشعری مفتی و قاضی ساده دل و شاید خائن به ظاهر متشرع به دام حیله و مکر عمرعاص گرفتار می آید، قبل از او به منبر رفته و علی روحی فدا را خلع می کند و سپس عمروعاص به منبر رفته و خلاف تصمیم اخذ شده در جریان مذاکرات معاویه را به خلافت نصب می کند.

جالبتر اینکه ظاهرا سندی هم برای توافق انجام شده توسط طرفین ثبت و امضاء نمی شود موضوعی که امام علی علیه السلام همیشه بر آن تاکید ویژه داشته و حتی در نهج البلاغه به بیان آن می پردازند.

 

چاره ای نیست تاریخ را باید خواند تا در حکمیت های جدید در دام حیله نو امویان گرفتار نشویم، جریده عالم را چنان نگاشته اند که تاریخ تکرار شود و عبرت ها چه فراوان و عبرت گیران چه اندک...

     

سیب حوا در دامن نمایندگان مجلس نهم شورای اسلامی

نظر 1

بارها شنیده ایم که انسان فراموش کار است و گاه به گاه فراموش می کند شیطان دشمن مبین اوست و هر بار با فراموش کردن این اصل به حیله این موجود کثیف دچار و عامل و مجری گناه می شود و از طرفی تاریخ نشان می دهد انسان ها ظاهرا به تبع انسان بودن خود و دور بودن از معصومیت دچار خطا و اشتباه می شوند.

به زعم همین مقدمه می توان گاهی دید حتی مجموعه های بشری هم به خطا می روند و دچار اشتباه و گناه می شوند تا جایی که قرآن از سرگذشت گروه های مختلفی پر است که دچار عذاب دردناک خداوند شده اند؛ گروه هایی که در واقع گناه یکسانی را مرتکب و دچار عقوبت آن شده اند، گناهانی که عده ای عامل آن، برخی ساکت در برابر آن و گروهی دیگر راضی به آن بوده اند و عده قلیلی هم به استناد قرآن مخالف آن بوده اند و بنظر می رسد این بار نیز سیب حوای قدرت نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به زیر کشیده و به حبوط انداخته است.

گویا در کشور ما هم اشتباه نمایندگان مجلس شورای اسلامی در هر دوره ای اجتناب ناپذیر شده است و باید به هر شکل ممکن هر کدام دسته گلی در باغ سیاست و قانونگزاری ایران به آب دهند تا از غافله غفلت های بشر که در گذر است جای نمانند.

مصوبه چندی پیش نمایندگان محترم دوره نهم مجلس شورای اسلامی در مورد صلاحیت نمایندگان فعلی و عدم لزوم به بررسی مجدد صلاحیت وکلای فعلی مجلس جهت انتخابات دوره بعدی مجلس شورای اسلامی از همین دست است؛ آن هم زمانی که نمایندگان به پاکی خود رای می دهند و صلاحیت خویش را تائید می کنند و با کنار گذاشتن دستگاه های ناظر و مسئول بررسی صلاحیت ها سعی می کنند به هر شکلی شده صلاحیت خویش را تائید شده تلقی کنند و بدون گذشتن از مراحل قانونی در مسند خود باقی بمانند. اما اسلام و تعالیم بلند آن به ما درس می دهد که غیر از معصومین و حجج خداوند بر زمین بقیه انسان ها از گناه و خطا به دور نیستند و خوب بودن شخصی ملاک خوب بودن و عدم خطای او در دیگر مراحل آینده زندگی اش نخواهد بود.

این مصوبه ذهن آدمی را به طرف ادوار دیگر مجلس و کارهای عجیبی که واقع شده سوق می دهد، از زمزمه ارائه طرحی برای مادام العمری کردن ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، لوایح دوقلوه در مجلس ششم و در پی آن تحصن و تهدید به استعفا و سپس تصویب حقوق مادام العمر برای نمایندگان ادوار مجلس. اما در این میانه جای سوال است که مگر ملاک قانونگزاری در مجلس ایران اسلام نیست؟ و اگر هست بنا به چه اصلی از اسلام فردی می تواند تا آخر بدون خطا و اشتباه بماند و همیشه صالح باشد؟

دردناکتر زمانی که چنین طرحی به تصویب هم می رسد و انگار باقی نمایندگان وظیفه نداشته اند حتی به آن رای منفی بدهند. انگار نمایندگان فراموش کرده اند که در مقابل رای خود در مجلس شورای اسلامی مسئول هستند و در هر دو دنیا باید جوابگوی اعمال خود باشند و گویا فراموش کرده اند که حضرت امیرالمومنین ظالم و راضی از ظلم و تائید کننده ظلم را هر سه با هم شریک و برابر می دانند. و چگونه است که در مجلسی با بیش از 250 نماینده چنین طرحی در سکوت و رضایت عده ای و در فرصت طلبی عده ای دیگر رای می گیرد و راهی شورای نگهبان می شود؟

جای شکر باقی است که شورای نگهبانی هست که چنین طرح هایی را با ملاک اسلام و قانون بسنجد و تصمیم گیرد وگرنه دور از ذهن نبود که ما شاهد مجلسی می بودیم که حال به یک الیگارشی خانوادگی تبدیل شده بود و هر نماینده ای تا پایان عمر خویش در آن عضو و فرزند خویش را هم به جای خود نصب و تا پایان عمر خویش نیز حقوق نماینده بودن خویش را دریافت می کرد.

چگونه است که این تعداد نماینده هنوز نتوانسته اند مشکل مسکن، اشتغال و مهمتر از آنها مذاکرات هسته ای که دور از چشم مردم به صورتی کاملا مخفی و مشکوک پیش می رود را حل کنند و در گیر و دار مشکلات عدیده کشور به فکر جایگاه و پست و مقام خود افتاده اند.

بی تعارف بگوئیم تصویب چنین طرح هایی در زمانی که کشور دچار مشکلات سیاسی و اقتصادی فراوان است و مردم چشم انتظار نظارت و دلسوزی نمایندگان مجلس هستند چیزی جز لکه ننگی بر کارنامه نمایندگان ما نیست و هر چند ذهن برخی فراموشکار و حافظه تاریخی آنها ضعیف باشد لیکن نه چیزی از دفتر علم خداوند گم می شود و نه تاریخ عملکرد ما را به دست فراموشی می سپارد.

     

حمله عربستان به یمن تیغی که گردن ائتلاف غربی عربی را زد

نظر 0

عربستان سعودی از شب پیش یعنی ششم فرودین ماه 94 در پی پیروزی های پی در پی جنبش انصارالله یمن و انقلاب مردمی این کشور و رسیدن نیروهای طرفدار جنبش انصارالله به دروازه های شهر عدن که مرکز مخالفان و دولت غیر قانونی دست نشانده عربستان سعودی شده بود وارد فاز نظامی شده و عملیات نظامی علیه این کشور را کلید زد. طی این اقدام حملاتی نیز به برخی نقاط یمن ترتیب داده و آنطور که اخبار و گفته ها نشان می دهد در این اقدام سبعانه عربستان سعودی تنها نبوده و ائتلافی از کشورهای غربی و عربی را همراه خود دارد.

فارغ از اینکه از بعد نظامی چه اتفاقی خواهد افتاد و کدام یک از طرفین پیروز این نبرد خواهند بود و یا اینکه آیا حاکمیت سیاسی یمن در پی این اقدام نظامی عربستان در آینده تغییری به خود خواهد دید یا نه، این اقدام شتابزده و اشتباه عربستان نکاتی بس مه در خود دارد نکاتی که تیغی تیز و برنده است و در بلند مدت بی شک گردن این ائتلاف را خواهد زد.

ابتدا لازم است یادآور شد که همیشه یکی از نتایج جنگ خارجی اتحاد داخلی است و در عین حال جنگ توسط دشمن خارجی که به مرزهای کشوری دیگر تجاوز می کند به حاکمیت کشور مورد تجاوز اجازه می دهد به بهانه دشمن خارجی تا مدتی دشمنان و مخالفین داخلی خود را کنترل کند. حمله عربستان سعودی و طرفداران آن اولین نتیجه ای که در بر دارد این است که مردم یمن به کنه شعارهای جنبش انصارالله به عنوان پرچمدار انقلاب مردمی یمن پی برده و در برابر دشمن خارجی متحد خواهند شد. این حمله در واقع اثبات شعارهای انصارالله یمن در مورد دخالت عربستان سعودی و ائتلاف غربی عربی در اوضاع داخلی یمن است.

این اقدام نظامی باعث می شود جنبش انصارالله از حالت قبیله ای و مذهبی خارج و علاوه بر حفظ شان قبلی خود در لباس ملی و وطنی وارد شود و افکار و اعمال این جنبش با شکل سیاسی و اعتقادی که توسط خود عربستان سعودی تائید شده به تمام بدنه مردم یمن رسوخ کند. در واقع جنبشی که رنگ و بوی اعتقادی سیاسی تعدادی از قبایل شیعه را داشت حال با این اقدام اشتباه رنگ و بوی ملی و اسلامی گرفته و در آینده بیشتر مردم یمن به آن خواهند پیوست.

از طرفی نباید فراموش کرد یمن کشوری است که اکثریت آن را اهل تسنن شافعی تشکیل می دهند که بیشترین قرابت فکری و اعتقادی را با تشییع دارا هستند و در واقع نزدیک ترین مذهب اهل تسنن به اهل بیت عصمت و طهارت شافعی ها هستند لیکن دور از ذهن نیست عمده مردم یمن با جنبش انصارالله به رابطه ای عمیق و نزدیکتر از آنچه هست برسند و نقشی فعالتر در انقلاب مردمی یمن ایفا کنند.

امروز حمله عربستان به یمن دیگر حمله صرف به شیعیان شمال یمن نیست بلکه تبدیل به انتقام کشی از تمام مردم یمن از عر قشر و مذهبی شده است.

اگر عربستان و غرب امیدی برای ریشه کنی تفکر انصارالله با ایجاد مشکلات داخلی در بعد سیاسی، اقتصادی و درگیرهای نظامی و امنیتی داشتند با این حمله نظامی کل این نقشه ها را با دست خویش نقش بر آب کرده و قدرت را به انصارالله یمن واگذار و به آن جنبه مردمی داده اند و شاید بتوان ادعا کرد زین پس جنبش انصارالله یمن دیگر قابل کنترل نخواهد بود و سیاست های ضد عربی و غربی خود را با قدرت بیشتر و استقلال کامل به پیش خواهد برد.

امروز مردم یمن به خوبی و روشنی می بینند که این ایران نیست که در تفکر و سودای کنترل یمن و امپراطوری بر آن است بلکه این عربستان و کشورهای غربی هستند که یمنی برده و بنده ای حلقه به گوش کشورهای خارجی می خواهند و ایران تنها در قامت کشوری دوست و برادر وارد شده که قصدی جز خیر، صلاح و برادری ندارند؛ در واقع عربستان با این اقدام شتاب زده بزرگترین کمک را به جنبش انصارالله برای تثبیت قدرت سیاسی و اعتقادی خود کرده و باید از او به خاطر این اشتباه و خطای راهبردی تشکر کرد.

زمانی در کشوری انقلابی واقع می شود مردم آن کشور به سه دسته تقسیم می شوند دسته ای موافق انقلاب بوده و فعالانه در این انقلاب شرکت دارند؛ دسته ای مخالف تغییر بوده و در واقع تلاش آنها حفظ حاکمیت و وضع موجود و مقاومت در برابر انقلاب در حال جریان است و دسته بزرگی هم قشر خاکستری جامعه را تشکیل داده که به هر سمتی متمایل شوند آن طرف قدرت را به قبضه خود در خواهد آورد.

جنبش انصارالله یمن از زمان برداشتن پرچم تغییر و بعدها انقلاب در یمن به دلیل شیعه بودن به چشم جنبشی مذهبی و قومی نگریسته می شد و هر چند رهبران این جنبش در گفته های خویش برادری و عدالت را معیار خود برای مدیریت و سیاست داخلی کشور عنوان می کردند اما طبیعتا گرایش اهل تسنن به طرف آنها کم و بیشتر در قشر خاکستری جامعه قرار می گرفتند و فقط نظاره گر اوضاع پیش آمده بودند. اینکه ادعا داریم اهل تسنن یمن را قشر خاکستری در نظر بگیریم شاهد اثبات آن پیشروی های کم مقاومت انصارالله در بعد نظامی است که نشان می دهد مردم به گوشه ای رفته و نظاره گر وقایع هستند ولی دشمنی و مقاومتی هم در برابر انصارالله نشان نمی دهند.

حال با حمله خارجی عربستان سعودی و ائتلاف طرفدار وی قشر خاکستری کشور خود را در حال تهاجم خارجی می بینند و به آرامی به طرف انقلاب مردمی انصارالله یمن متمایل خواهند شد اقدامی که عربستان سعودی و محور غربی پشتیبان او حتی گمان آن را هم نمی کردند اما زمان آن را برای آنها رقم زده است.

غربی ها و اعراب متحجر امید خود را به این موضوع بسته بودند که با در دست گرفتن عدن بتوانند با فراهم آوردن مخالفین انقلاب مردمی یمن هسته های مقاومت علیه انصارالله را شکل داده و با استفاده از  قدرت نیروهای تروریستی تندرو و تکفیری در بلند مدت بتوانند مجددا انصارالله را شکست داده و به اریکه قدرت بازگردند اما بی تفاوت بودن مردم به این هسته های مقاومت و پیشروی سریع انصارالله در عرصه نظامی و سقوط شهرهای یمن به صورت پی در پی نقشه های آنها را بر هم زده و امید آنها برای ایجاد وضعیتی مشابه سوریه و عراق را از بین برد.

در قالب همین طرح بود که جدایی مجدد یمن جنوبی از یمن شمالی را به مانند سودان کلید زدند که به خوبی می توان نقش برجسته غربی ها را در آن متصور شد لیکن همین حمله نظامی خود موجبات اتحاد و تحکیم بیشتر میان یمن شمالی و جنوبی را فراهم کرد و این دومین طرحی بود که با حمله نظامی عربستان به باد داده شد.

حمله عربستان و ائتلاف همراه او یک موضوع نکته دیگر هم دارد و آن اینکه نشان از نا امیدی از پیشبرد اهداف خود در داخل مرزهای یمن و توسط عوامل شان است و در این برهه مجبور به بکارگیری قدرت سخت و خارجی برای از بین بردن جنبش مردم یمن شده اند. این اقدام بی تدبیر با اتحاد بیشتر مردم یمن و دخالت طرف های دیگر در قضیه مطمئنا در بلند مدت به نفع غرب و عربستان سعودی نخواهد بود و روز به روز شاهد یمنی مستقل خواهیم بود که طرفدار فکر و جنبش انصارالله است. در حقیقت انقلاب مردمی یمن با این تهاجم خارجی بیش از پیش تقویت و تثبیت شده و روال آن بنیادی شد.

نکته دیگر اینکه این ماجرا نشان دهنده دستپاچگی و شکست طرح های عربستان سعودی و ائتلاف غربی آنها در یمن است؛ و در آخر باید گفت خداوند را باید شکر کرد که دشمنان اسلام را احمق آفریده.

و مکر و مکرالله و الله خیر الماکرین...

     

نکته ای نهفته در نامه 47 نماینده کنگره آمریکا

نظر 0

چندی پیش خبری در تیتر خبرگزاری ها قرار گرفت در مورد نگارش نامه 47 نماینده کنگره آمریکا خطاب به رهبران ایران، محتوای نامه به قدری روشن است که نیاز به تفسیر خاصی ندارد اما یک نکته در این نامه نهفته است که در ایران چیزی نزدیک به دو سال است به دست فراموشی و غفلت و شاید هم عناد سپرده شده است و آن نکته پایبندی به قانون است.

نمایندگان کنگره آمریکا در این نامه ازعان کرده اند که هرگونه توافق هسته ای دولت رئیس جمهور اوباما با طرف ایرانی نمی تواند دوام لازم و وجاهت قانونی داشته باشد مگر اینکه به تصویب کنگره آمریکا برسد در غیر این صورت به عنوان یک قانون محسوب نشده و رئیس جمهور بعدی آمریکا به راحتی می تواند آن را به عنوان یک مصوبه دولت اوباما باطل اعلام کند. به سخنی دیگر توافق فعلی هر چه باشد توافقی با کری و اوباماست نه مجموعه دوایر قانون گذار آمریکایی و به همین دلیل نمی تواند دوام همیشگی داشته باشد.

از این مسئله هم در می گذریم که چه میزان امتیازات توسط طرف ایرانی داده شده تا شاید در نوروز سال 94 توافقی نیم بند و پر از اشکال به مانند همانی که قبلاً شده است به دست آید که بیشتر شبیه نوعی مردم فریبی است تا توافقی حقیقی و واقعی اما یک نکته در این نامه نگاری و جوابیه وزیر خارجه ایران هست که ما باید از دنیای کفر و شیطان بزرگ یاد بگیریم و آن پایبندی به قانون است حتی اگر این قانون، قانون جنگل باشد.

     
ادامه مطلب ...

مصوبه ای به طعم تلخ تاریخ

نظر 0

چند روز پیش یعنی دقیقا 25 بهمن ماه، مجمع تشخیص مصلحت نظام در بندهایی از کلیات قانون انتخابات ورود نظامیان و نیروهای امنیتی به جناح بندی و فعالیت های سیاسی را ممنوع اعلام کرد که در نوع خود کاری جالب و در عین حال قابل تدقیق است.

ابتدا اینکه این مصوبه اتفاقات سال 78 و موضوع قتل های زنجیره ای را به ذهن متبادر می کند. آنزمانی که عده ای در توطئه ای پیچیده سعی داشتند وزارت اطلاعات و نهادهای انقلابی دیگر از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را توأمان با چالشی عظیم و آسیب زننده روبرو کنند و نوک پیکان اتهامات در همان اندازه هم باقی نماند و دامن و بسیج را هم گرفت. توطئه ای که در صورت موفقیت هوشیاری و حساسیت نهادهای امنیتی و نظامی را برای برخورد با چالش های امنیتی و سیاسی کاهش می داد و تا حدودی نیز همین رخداد تلخ واقع شد و در عین حال آسیب هایی هم به وجهه نهادهای انقلابی وارد کرد که جبران آنها مدت ها زمانبر می برد. هرچند با تدابیری این ضربه و آسیب تا حدودی کاسته و راه برای تکرار موارد مشابه بسته شد.

مصوبه اخیر هم شباهت هایی به همان رویدادها دارد از این منظر که به خوبی روشن است بسیاری از بخش های نظامی و امنیتی کشور فعالیت و دخالتی در امور سیاسی ندارند و تنها سپاه پاسداران است که به واسطه بسیج همیشه با انتقاداتی در این زمینه روبرو بوده است، لیکن همان سازمان بسیج هم هیچگاه بصورت صریح و روشن وارد خط بندی های سیاسی نشده اما پنهان از نظر نیست که با عضویت میلیون ها نفر در این نهاد انقلابی نقش موثر و تاثیر گذاری آن در روشنگری اقشار مختلف جامعه بارز و مشخص است. این مصوبه می تواند دستاویزی باشد که حتی فعالیت های روشنگرانه نیز در این نهاد انقلابی مورد بهانه جویی عده ای قرار گیرد، در حالی که یکی از کلیدواژه های اساسی و اهداف بلند بسیج روشنگری و بصیرت افزایی مردم است.

موضوع دیگر اینکه اصولاً تصویب چنین قانونی عجیب به نظر می رسد چراکه به استناد قوانین موجود نیروهای مسلح هرگونه فعالیت و دخالت سیاسی سازمان ها و اشخاص نظامی و امنیتی بویژه در انتخابات ها قابل پیگیری و صدور حکم قضایی است و تصویب مجدد قوانینی که فضا را برای تفاسیر متعدد و سوء استفاده های احتمالی باز می کند غیر ضروری و شبه برانگیز به نظر می رسد.

دو نکته دیگر نیز در این مصوبه نهفته است نکته اول اینکه این مصوبه می تواند به شکلی ورود نظامیان به انتخابات به عنوان کاندیدا را هدف قرار داده باشد و مجددا نوک پیکان این مصوبه به طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است چراکه این نهاد به دلیل ماهیت خود صرفاً یک نهاد نظامی نیست بلکه رنگ و بوی اعتقادی و فرهنگی نیز دارد. همچنین با دارا بودن بخش های وابسته فکری و فرهنگی طبیعتاً برخی از شاغلین در این نهاد می توانند با رعایت قوانین موضوعه کشور در انتخابات و فعالیت های سیاسی شرکت کنند؛ امری که در تمام کشورهای دنیا حتی آمریکا موضوعی عادی و بدون مشکل است و شاید جالب باشد اگر یادآوری کنیم با اینکه در آمریکا خدمت سربازی اجباری وجود ندارد اما عمده سیاستمداران این کشور زمانی نظامی بوده اند و این به ذهن آدم متبادر می شود که در این کشور که داعیه دار دمکراسی است راه پیشرفت در مدارج عالیه سیاسی در واقع ادای دین و وظیفه به کشور در قالب خدمت نظامی و دفاع از ارزش های موضوعه آن است.

در واقع با استناد به این مصوبه می توان فعالیت هر فرد نظامی و امنیتی را حتی با استعفاء از شغل خود ممنوع کرد.

و اما نکته دوم اینکه در ادامه بندهای این مصوبه تاکید شده فعالیت برای احزاب سیاسی آزاد است؛ این بند هم دارای مشکلاتی ساختاری است و قابل تفسیر به روش های مختلف چراکه می تواند راه را برای فعالیت هر حزب و جناحی باز کند آن هم بدون تاکید و نظارت بر قوانینی که باید توسط این احزاب رعایت شود. این بند دو پیامد روشن دارد اول اینکه شاید عده ای سعی کنند با استناد به این مصوبه برخی از احزاب را که قانونی و به دستور قوه قضائیه فعالیت آنها متوقف شده است مجددا آغاز به کار کنند؛ احزابی که عناد، توطئه و دشمنی آنها اثبات شده است.

ولی پیامد دوم پیادمدی خطرناک است و آن اینکه این مصوبه در لفافه و به طور ضمنی ادعا دارد فعالیت احزاب در ایران آزاد نبوده و با مشکل روبرو است؛ پر واضح است رفع تبعات سیاسی و فضای به وجود آمده از این ادعا در داخل کشور و همچنین فضای بین المللی راحت نخواهد بود و عجیب نیست مجدداً سازمان های بین المللی و برخی کشورهای خاص همین مصوبه را دلیلی بر عدم وجود آزادی در کشور تفسیر کنند.

 

     
ادامه مطلب ...

افشاگری مظلومانه رهبر در مورد توقف فعالیت های هسته ای

نظر 0

دولت جدید بیش از یک سال و نیم است آغاز به کار کرده است. یکی از موضوعات مهمی که از همان ابتدا ذهن ها را به طرف خود متوجه کرده بود نوع شعارها و اقداماتی بود که دولت جدید سر داده و در صدد اجرای آنها بود. شعارهایی که از همان ابتدا انتقادات فراوانی را در پی داشت. یکی از برنامه های دولت فعلی توافق با غرب در مسئله هسته ای و کم کردن فشارهای اقتصادی بر مردم در داخل کشور بود.

از مبانی اساسی صحبت ها و شعارها در می گذریم اما نکته قابل تامل این است که دولت فعلی بخشی از فعالیت های هسته ای را از همان ابتدای شروع به کار خود متوقف کرده است و در این میان کسی به این اتفاقات چندان که باید و شاید نپرداخته و موضوع از مردم پنهان مانده است

از طرفی شکی نیست که رهبر انقلاب اعتقاد راسخی به نقادی و فضای باز سیاسی دارند؛ لیکن به هر شکل ممکن دولت فعلی از بیان هرگونه انتقاد و صحبتی در این زمینه جلوگیری کرده و اصطلاحا چراغ خاموش در حال ادامه مسیر خود است. مسیری که گاه و بیگاه به چالش فکری و مبنایی با دستورات رهبری و آرمان های انقلاب هم برخورد کرده است.

چندی پیش در پستی با عنوان حکایت کشور ما حقیر اشاره ای غیر مستقیم به این مسائل کرده بودم. اما مورد پذیرش برخی از دوستان قرار نمی گرفت و اظهار می شد موضوع فاقد سندیت و برگرفته از تحلیل شخصی است.

اما رهبر انقلاب در سخنرانی تاریخ 19 بهمن ماه خود در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی در هوشمندی مظلومانه ای توافقات انجام شده و اجرا شده در بخش هسته ای را با وضوح و شفافیت کامل بیان کردند و احساس می شود مدرکی مستندتر برای توقف فعالیت های هسته ای موجود نباشد.

مورد برجسته در سخنان رهبری دفاع ایشان از دولت با وجود تمام اشتباهات انجام شده است. ایشان انجام این مسائل را به دیده نیت خیر می دانند. و چند بار در متن اشاره داشته اند که این کارها به اقتضاء زمان بوده است.

و اما نکته مهم دیگری که ممکن است در آینده محل مناقشه باشد اشاره چند باره رهبر به توقف در زمان فعلی و موقتی بودن آن است. یعنی ایشان به شکلی غیر مستقیم می فرمایند این فعالیت ها باید از سر گرفته شوند و تجربه آزمودن غربی ها تجربه ای شکست خورده و ساده انگارانه است.

 جا دارد مانند سال 88 رهبر انقلاب مجددا ندای این عمار سر دهند...

 

سخنان رهبر انقلاب در مورد توقف فعالیت های هسته ای:

طرف ایرانی، برخی از کارهایی که می توانست او را به توافق نزدیک کند انجام داده است. کارهای متعدّدی را انجام داده، گسترش و توسعه‌ی ماشین‌های غنی‌سازی را متوقّف کرده، خوب این را لازم دانستند که یک برهه‌ای متوقّف کنند؛ تولید اورانیوم بیست درصد را متوقّف کردند-که یک کار بسیار بزرگی است رسیدن به دانش و فنّاوری بیست درصد، کار بسیار بزرگی بود؛ این را کسانی که اهل فنّند میدانند که رسیدن از پنج درصد به بیست درصد، اهمّیتش خیلی بیشتر است از رسیدن از بیست درصد به بالا؛ این کار بزرگ را جوانان ما و فنّاوران متعهّد ما انجام دادند، اقتضای مذاکره این بود که متوقّف بکنند؛ کارخانه‌ی اراک را فعلا متوقّف کرده‌اندکه یکی از کارهای بسیار بزرگ و مهمّ فنّاوری و یک هنر بزرگ فنّاوری است-؛ فردو را که یکی از برترین ابتکارهایی است که نیروهای ما و عناصر داخلی ما آن را برای امنیت دستگاه‌های سانتریفیوژ ما توانستند تأمین بکنند و تضمین بکنند، فعلا متوقّف کرده‌اند. این همه کارهای بزرگ انجام داده‌اند، طرف ایرانی بنابراین منطقی عمل کرده است، طبق منطق مذاکره عمل کرده است؛ طرف مقابل زیاده‌خواهی میکند، پررویی میکند، باج‌خواهی میکند.

 

     

غزه قهرمان...

نظر 2

 

در تعاریف سیاسی هر چند در علوم سیاسی غربی قدرت را توان تحمیل اراده بر طرف مقابل ترجمه می کنند. یعنی سیستمی و گروهی اگر به طریقی بتواند اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند پیروز رویارویی رخ داده است که پیش آمده است. حال گاهی این تحمیل اراده شکلی سیاسی و استراتژیک دارد که صبغه هژمونیک دارد و گاه نظامی و یا اقتصادی است.

از طرف دیگر هر امتیازی را به ملاک و سنجه ای باید اندازه گرفت. بعد از رنسانس در اروپا و با ظهور دکارت تا زمان آگوست کنت این ملاک ها آرام آرام به طرف مادی شدن و کمی شدن محض پیش رفتند تا جایی که امروزه در جامعه شناسی، علوم سیاسی و حتی روانشناسی به عنوان علومی که به بررسی های انسانی و بعضا کیفی رفتار و تفکر انسان می پردازد ملاک را بر آزمایش و اندازه کمی استوار کرده اند.

از این بحث می گذرم که اصولا تفکر شرقی همیشه بر مبنای اندازه و کمیت صرف استوار نبوده و نیست و هر چند واقع گرا است اما همیشه ملاک را تنها کمیت فرض نگرفته و ملاک آن کیفیات و امور ماوراء طبیعی هم بوده است.

 

اما هدف از این مقدمه رسیدن به موضوع جنگ بود.در مورد جنگ هم باید ابتدا دید آغازگر یک جنگ و اهداف او چیست.

 

از نظری دیگر و بعد نظامی داریم در تعریف پدافند داریم که پدافند یعنی باز داشتن دشمن از رسیدن به اهدافش، کند کردن یا توقف دشمن با هر وسیله در دسترس و در آخر نابودی دشمن و تعقیب او تنبیه او. گاهی نرسیدن دشمن به هدف چنان مهم میشود که مدافع هر کاری در توان دارد انجام می دهد تا از این موضوع جلوگیری کند.

 

مشخصا جنگ فعلی میان غزه و گروه های مقاومت فلسطینی به دلیل ربوده شدن 3 صهیونیست شهرک نشین آغاز شد. ابتدا به امر داعش مسئولیت این ربایش را پذیرفت اما هنوز این مسئله در حاله ای از ابهام است و اگر مشخص شود که حماس یا جهاد اسلامی در این موضوع دخیل نبوده اند نمی توان آنها را به عنوان آغازگر جنگ تلقی کرد.

از طرفی خوی وحشی اسرائیل و صهیونیسم جهانی که حتی به یهودی های غیر صهیونیست در تمام دنیا هم رحم نمی کند و تاریخی پر از ترور، خشونت و پاپوش دارد این اجازه را به ما می دهد که ادعا کنیم چه بسا این عمل توسط خود این رژیم انجام شده باشد. ممکن است سوال شود چرا؟؟

     
ادامه مطلب ...

شان جوانان امروز برتر از جوانان ابتدای انقلاب است

نظر 0

«امروز شان جوانان کشور بالاتر از شان و منزلت جوانان ابتدای انقلاب است.»رهبر معظم انقلاباسلامی ایران

این سخن موضوعی بود که چندین سال بود فکر من را به خود خیلی مشغول کرده بود و رهبر انقلاب در سخنرانی های اخیر خود چندین بار و در اشکال مختلف به آن اشاره داشتند، اما ذکر همین سخن در دیدار با نمایندگان خبرگان رهبری صفای دیگری داشت چراکه این بار ایشان به صراحت این کلام را بیان کردند.

بارها شده است که دیده ایم در جمع های دانشجویی و نشست های آنها با رهبر انقلاب سوال شده که شما در مجموع جوانان کشور را چگونه می بینید و چگونه ارزیابی می کنید و هر بار ایشان با جملاتی امیدبخش و روح افزا جواب داده بودند.

رهبری در سخنان خود این شان و منزلت بالاتر را به این دلایل دانستند که جوانان امروز انقلاب را ندیده  و آن را از نزدیک لمس و حس نکرده اند و دوم اینکه با توجه به تهاجم رسانه ای و فرهنگی در قالب ماهواره ها و اینترنت و...دشمن باز هم مومن و متدین مانده اند. این موضوع نشان می دهد در نظر رهبر هجمه های کنونی دشمن قابل قیاس با هجمه های ابتدای انقلاب نبوده و نیستند و در این هیاهو و تلاطم تهاجم ناجوانمردانه دشمن باز هم همین نسل جوان هستند که پایدار و استوار ایستاده و در حال ادامه راه هستند.

     
ادامه مطلب ...

حکایت کشور ما

نظر 1

شبی فردی از کوچه ای می گذشت، کسی را دید که در حال اره کردن درب چوبی منزلی بود.
کنجکاو شد، جلوتر رفت و با وسواس خاصی پرسید: چکار می کنی؟
او جواب داد: دارم ساز می زنم.
مرد کنجکاو پرسید: پس چرا سازت صدا ندارد؟
مرد اره به دست جواب داد: این ساز از آن سازهایی است که صبح فردا صدایش به در خواهد آمد.

مردی کنجکاو سری تکان داد و رفت و فردا صبح چون از همان کوچه گذشت صدای داد و فریاد صاحب خانه را که دزد خانه اش را زده بود شنید. و معنای سخنان مرد اره به دست را فهمید.

حکایت کشور ما هم در این روزها همین شده، عده ای از مسئولین کشورمان در حال نواختن سازهایی هستند که صدای آن فرداها بلند خواهد شد.