مصاحبه شبکه بی بی سی با ابو صقار تروریستی که قلب سرباز سوری را خورده بود موجب نوشتن این تحلیل روانشناسانه شد.متن کامل مصاحبه توسط شبکه فرارو با این آدرس منتشر شده:
http://fararu.com/fa...
ا-شورشی-آدمخوار بنا بر احساس وظیفه از منظرروانشناسی نوین، تحلیلی روانشناسانه از این موضوع و بررسی رویکرد کاملا جهت دار و مبنی بر علم قوی شبکه بی بی سی در حوزه ارتباطات و رسانه و همچنین روانشناسی و به طور مشخص با توجه بر همین اتفاق فجیع انجام دادم که اون رو در اینجا برای دوستان قرار میدم.


امید هست این وجیزه همیشه بتونه مقداری روشنگر روند هدفگیری دشمن و شبکه های خبرپراکنی و وسیله ای برای پرده برداشتن از ذات اصلی برخی افراد به ظاهر صلاح و در باطن بیمار و کثیف باشه که اثبات اون در علم روانشناسی غربی و همچنین در منظر دین اسلام و تفکر اسلامی کار چندان سختی نیست اما افرادی را که خود را به خواب زده باشند را نمی توان از خواب بیدار کرد.


در روانشناسی اصلی هست به اسم ناهماهنگی شناختی.

شناخت یعنی باورها و اعتقادات فرد که در روانشناسی درک فرد و ایمانش به چیزهایی هست که فهم کرده مثلا فردی این اصل در ذهنش تبدیل به اعتقاد میشه که من انسانی صادق هستم و از این به بعد در زندگی خواه ناخواه سعی در هماهنگی این اصل در ذهن و زندگی خودش داره.

س

اما چه زمانی ناهماهنگی شناختی پیش میاد، وقتی که فردی کاری خلاف شناخت خودش انجام بده ناهماهنگی براش پیش میاد مثلا فرد در جایی دروغ میگه در این حالت یک تناقض بین اصل شناختی من صادق هستم و من در فلان جا دروغ گفتم پیش میاد.حال فرد از نظر روانی زیر بار فشار قرار می گیره چراکه خلاف شناختی که داره دچار ناهماهنگی شناختی شده. چند راه برای فرار از این ناهماهنگی وجود داره:

۱- فرد اعتقاد و شناخت خودش رو تغییر بده مثلا من صادق نیستم. ولی این کار خیلی سخت هست و اصولا در آزمایشات روانشناسی اثبات شده که این کار خیلی سخت انجام میشه. ۲- توجیه ناهماهنگی با تراشیدن دلایلی برای اون.

۳- محق دانستن کسی که بهش آسیب وارد کرده. در راه حل دوم یعنی توجیه ناهماهنگی دو نوع توحیه وجود داره الف- توجیه بیرونی ب- توجیه درونی
در توجیه بیرونی فرد به دنبال عاملی در بیرون و در دنیای واقعیت می گرده تا ناهماهنگی رو با اون توجیه کنه مثلا چون اون فرد شب ها کیسه زباله رو بیرون منزل جلوی در خانه من می گذاشت مستحق کت خوردن از من بود و عامل درونی یعنی دلیلی توجیهی توسط فرد از درون ذهنش بافته میشه مثلا چون فرد مقابل به من جنس بد فروخته منم می تونم دروغ بگم و حقم هست. یکی دیگه از روش های فرار از ناهماهنگی شناختی محق دانستن فردی هست که مورد آسیب فرد ناهماهنگ قرار گرفته. در این حالت فرد به دنبال راهی برای تحقیر شخصیتی و اعمال طرف مقابل می گرده و بعد توجیه می کنه به همین دلیل مستحق آسیب دیدن از طرف من بوده. مثلا میگه چون این فرد آدم دروغگویی بوده که بعدا من فهمیدم، همون بهتر که من کشتمش. این موضوع رو به حداکثر رساندن تقصیر قربانی و سزاوار دانستن اون نامیده میشه. در عین حال افرادی که عزت نفس بالاتری دارند کمتر نیاز به تحقیر و تخفیف دیگران دارند.پس لزوماً کسانی که دست به تحقیر وحداکثر رسانی تقصیر قربانی و طزاوار دانستنش می زنن انسانی هایی با عزت نفس پایین هستند. خوب دقیقا همین فرد آدم خوار و هم بی بی سی دارن مستقیم و دانسته و یا نادانسته از این روش استفاده می کنن. من به شما اطمینان میدم درون بی بی سی چند نفر روانشناس بسیار قوی وجود دارن که در قالب این نظریه های روانشناسی بدون اینکه شما حتی متوجه بشین دارن هر چیزی دوست دارن به خورد شما میدن.

بی بی سی رسانه ای هست که کار خوب انجام نمیده ولی کارش رو خوب انجام میده یعنی پشت سرش فکر قوی و هدفمند هست.اما در روانشناسی اصلی دیگر مبنی بر پرخاشگری هست که به موضوع آسیب به انسان ها می پردازه. پرخاشگری یعنی رفتار آگاهانه ای که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی است.

خود پرخاشگری دو نوع خصمانه و پرخاشگری وسیله ای داره پرخاشگری خصمانه هدف و قصدش فقط آسیب هست ولی نوع وسیله‌ای در پس رسیدن به هدفی هست که در قالب انجام خشونت قابل دستیابی هست. فروید معتقد بود نیروی پرخاشگری باید برون ریزی بشه تا انسان دچار بیماری نشه و جامعه رو راهی و محلی برای این تخلیه می دونست.و پرخاشگری رو لازمه بقای اصلح در حیوانات می دونست.و اصولاً روانشناسی غربی انسان رو گونه‌ای حیوان می دونه. سه راه برای پالایش هیجانی(تخلیه پرخاشگری) انسان هست:۱- صرف در فعالیت های مفید اجتماعی و بدنی ۲- اشتغال به خشونت ذهنی ۳- اعمال پرخاشگری مستقیم مثل حمله به کسی. تحقیقات نشان داده فعالیت های مفید اثر پرخاشگری رو از بین نمی بره و کاهش نمیده چون عامل شناختی اون پابرجا می مونه مثلا فردی که تحقیر شده با انجام فوتبال و.... نمی تونه از زیر بار این تحقیر بیرون بره. پرداختن به پرخاشگری ذهنی نیز موجب از بین رفتن یا کاهش اون نمیشه. در عین حال پرخاشگری مستقیم هم پرخاشگری رو کاهش نمیده وانجام اعمال کلامی پرخاشگرانه، اقدام به حملات بیشتر رو تسهیل می کنه. اما فرد بعد از خشونت به فردی و آسیب رسوندن بهش طبق بندهای بالا که عرض شد شروع به نکوهش قربانی می کنه و دلایلی برای محق بودن خودش در عمل پیدا می کنه. و از طرفی ابراز پرخاشگری راه ابراز اون در آینده و تکرار اون رو در آینده برای همون فرد هموارتر می کنه یعنی خشونت موجب خشونت میشه. اگر تلافی(جواب آسیب کسی به کس دیگه) در حد منصفانه باشد می تواند نیاز به پرخاشگری رو کاهش بده.یعنی انصاف در پرخاشگری و در غیر این صورت خشونت بیشتر موجد خشونت بیشتر میشه و در صورت رها کردن پرخاشگری در برابر پرخاشگری هم موجب تخلیه هیجانی نمیشه. سیمور فش بک میگه برای اغلب مردم وارد آوردن درد و رنج عمدی به دیگران مشکل است مگر اینکه بتوانند راهی برای انسانیت زدایی از قربانی خود بیابند. حال رفتار و سکنات این آدم خوار و توجیه های بی بی سی رو در قالب همین بحث کاملا روانشناسی مدرن خودتون به قضاوت بشینید.فرد آدم خوار در پی پیدا کردن دلیلی برای رفع ناهماهنگی شناختی خودش هست و از نبود منطقه پرواز ممنوع، علوی بودن سرابز،‌کشته شدن خانواده اش، دیدن کشته شدن مردم به دست ارتش بشار، کشته شدن خانواده و بخصوص برادرانش، خرابی کشورو..... تا کلیپ تجاوز دست به هر وسیله ای می زنه و بی بی سی نیز با استفاده از روش های مدرن روانشناسی که پی آمد تحقیقات فراوان در مراکز دانشگاهی و علمی غرب هست سعی در ذهن شویی و ذهن سازی مخاطب خودش داره. حال می بینید حتی در آینه علوم انسانی غربی نیز می توان به اصل، پایه و بنیاد تفکر بی بی سی و بقیه بنگاه های خبر پراکنی صهیونیستی و همچنین کنش های برخی افراد دیگه با عدالت و درستی قضاوت کرد و اون زمان می شه فهمید که شرع اسلام و دین ناب خدا چطور در زمانی بسیار دور انگار با در نظر گرفتن تمام این نکات قوانین آسمانیش رو برای انسان به ارمغان آورده و روشنتر میشه که عقل و شرع با هم تناقضی ندارن اگر واقعا ما به یکی تمسک کنیم. در تحلیل بالا کسی نمی تونه بگه شما از نگاه درون دینی مسئله رو حلاجی کردید بلکه این تحلیل کاملا بر مبنای روانشناسی اجتماعی نوین و غربی هست.