انتخابات یعنی یک انتخاب، یک تصمیم، و انگار با وجود آدمی پیوندی بنیادی دارد چراکه انسان موجودی آزاد و مختار آفریده شده تا انتخاب کند ولی نکته ای که در اتخاب انسان نهفته است نکته ای بس مهم و در عین حال سخت و بغرنج است.

انتخاب و آزادی در تصمیم برای بشر مسئولیت به همراه دارد.

ان الله بصیر بالعباد.یعنی خداوند به آنچه بندگانش انجام می دهند بیناست.

این یعنی هر کاری ما انجام می دهیم روزی باید مسئولیت آن را بپذیریم و انتظار ثواب و عقابی برای آن داشته باشیم.

امروز نیز صحنه صحنه انتخاب است انتخابی که آینده کشورمان را مشخص می کند. مولایمان می فرماید مردم در برابر حکومت و حکومت در برابر هم مسئول هستند؛ و این همان انتخاب و آزادی است که در این موضوع تعاملی دو طرفه می شود.

آن کسی که ما تعیین و نصب می کنیم در برابر مردم باید مسئول باشد و آنکه رئیس جمهور این کشوری انقلابی و اسلامی می شود باید در برابر مردمی که سالها رنج را بر خود همار کرده اند و از پس دهه ها درد گذشته اند مسئول باشد.

مردمی که خون های پاک بهترین فرزندان خود را برای آبیاری نهال انقلاب ریختند و و نهالی را که در سال 42 نشاندند به ثمری در سال 57 رساندند.از همان زمان زنگ های سربرآوردن تمدنی جدید که مقوم بر فرهنگی جدید در عالم وجود بود به صدا در آمد و آنانکه تمدنی غیر از این تمدن داشتند به خوبی درک کردند یاری همزیستی با این تفکر را ندارند.

جنگی را بر این کشور تحمیل کردند و از پشت پرده ها بر آتشی که خود افروخته بودند دمیدند و آتشش را شعله ورتر کردند، و جوانان این سرزمین را به کام این آتش افکندند ولیکن برایشان آشکار نبود که از این آتش این مردمان ابراهیم گونه بیرون خواهند آمد و این آتش برای این مردمان به قدرت و الطاف الهی گلستان خواهد شد.

این مردمان در میانه درد و رنج و آتش ساخته شده اند و حال که مجالی برای آن به دست آمده تا آسوده به صدور گفتمانش بپردازد، شاکله ای که با تمام آنچه تا امروز انتهای زندگی بشر می خواندند تفاوت دارد.

امروز روز انتخابات ریاست جمهوری است، مسئولیتی سنگین بر دوش فردی که باید آن را چون بار امانت الهی بر دوش خویش گرفته و بی مزد و منت به این مردم خدمت کند و کوچکی فرد فرد این مردم را هم خود.

اما برای این امر باید از اصولمان کمک بگیریم، امام ما زنده است و این کشور دیدبانی آگاه و بصیر دارد و در هر جا لزومی احساس شده ایشان با بیان نافذ و عمیق و تدبیر بلند خویش راه و چاه مان را مشخص و روشن کرده اند.

ساده زیستی، زندگی علوی، سیاست علوی، حقیقت طلبی، ظلم ستیزی، دفاع از حق و مستضعفین حال در هر جای دنیا باشند، حفظ دین خدا، ولایت محوری، مدیریت علوی، وابسته نبودن به باندهای قدرت و ثروت، بدهکار بودن فقط به مردم اینها معانی است که اگر شخصی تهی از آن باشد بی شک در آینده نخواهد توانست در این کشور با فراغ بال مدیریت کند.

آنانکه از جاهایی میلیاردها تومان پول صرف هزینه های انتخاباتی خویش می کنند، آنانکی که در پس آشوب و سیاه نمایی و دروغ و ریا در پی جمع رای هستند، آنانکه تمام هم و غمشان کسب رای به هر وسیله ممکن است و آنانکه با همه دست دوستی دراز می کنند و اصول را به کناری در پس پرده مصلحت طلبی مستتر می کنند.

آنانکه حق را ذبح مصلحت و ساده اندیشی های کاذبانه می کنند و آنانکه بی ادبی و بی اخلاقی را سرلوحه کار خود کرده اند.

آنانکه اسلام اسم آن را شنیده اند و آنانکه اسلامشان اسلام ناب آمریکایی است، آنانکه در برابر اخم دشمنی تن هایشان چون بید لرزان می شود و عرق سرد بر بدنشان می نشیند.

آنانکه دیگران را لایق سیخ های کباب می دانند و بر خود سوزنی ناچیز را هم لایق نمی دانند، آنانکه در پی کسب رای از لابی، باند بازی و روابط هستند و آنانکه هر لحظه فقط قدرت برایشان اصالت دارد نه ایمان و اخلاق نمی توانند آنی باشند که این کشور را اداره کنند.

در برابر خدایمان باید جوابگو باشیم و او بینا و بصیر است؛ او خدایی است که لحظه ای ما را به خود واگذارد در پستوهای سیاهی گناه چیزی از ما جز لکه ای سیاه باقی نخواهد ماند.

فردایی نیز هست، روزی که دیگر نه انتخاباتی هست و نه رای دادنی و آن زمان که حسابهایمان گشوده می شود و من و ما را می پرسند چرا اینگونه کردید و این رفتار را عمل کردید.

آن روز دیگر عوام پسندی و فرافکنی نتیجه ای درخور ندارد و ما را به بند حقیقت بسته و شلاق عدالت تن هایمان را نوازش خواهد کرد.

امروز بیدار باشیم و بصیر که فرادیمان را به راحتی حساب پس دهیم.

قسم می خورم در این کشور آن کسانی که شاخصه های انقلابی گری و ولایی بودن را نداشته باشند نهایتا چنان ماشینی تنها ممکن است خوب ساختمان بسازند و خوب جاده بزنند و خوب لقمه نانی به دست مردم بدهند اما عزت مردمی که مقتدای آنها حسین(ع) است به ذلتی دریوزه گونه تبدیل می کنند و کاسه ی گدایی به دست مردم که هر لحظه در برابر این و آن تا کمر خم شوند و بوسه بر پاهای اجانب و شیاطین بزنند.

و این تذهبون؟؟؟

به کجا چنین ستابان می تازیم؟

به چه قیمتی؟ به قیمت سیاه کردن ها، به قیمت حرافی، به قیمت رای گرفتن.

آه که شده ایم مردم کوفه و گاهی دل علی زمان را چونان به درد می آوریم که حتم دارم باید روزگاری شرمسار تنها خود را نفرین کنیم و الجهنم بالمحیط الکافرین را در وجود خود درک کنیم.

چشم هایمان را باز کنیم و خوب ببینیم.

این کشور کسی می خواهد که تنها بدهکار خدا، رهبر و مردم باشد، پاک و بی آلایش، اخلاقش اخلاق علوی و سیاستش سیاست حسینی.

این کشور کسی که دست در جیب این و آن دارد نمی خواهد این فرد و افراد وامدار همان این و آن هستند نه مردم.

من رای خویش را به کسی می دهم که ادب و اخلاق او، سیاست او، زندگی او، مدیریت او، ولایت پذیری او و هر چیز او نشانی از اسلام ناب داشته باشد؛ نشانی از خمینی کبیر، نشانی از سید علی مظلوم و نشانی از مردم رنج دیده وطنم، آنکه فردا بدهکار این و آن برای کمک های انتخاباتی شان نیست، آنکه وزارت و صدرات دولت خویش را به پاس ثروت و قدرت به این و آن واگذار نکند.

آنکه دردش درد مردم باشد و به مردم از دریچه اسلام ناب و گفتمان ولایی بنگرد نه هیچ چیز دیگر.

انتخاب من آن کسی است که مبارک و سعید باشد برای میهنش و جلیل و ثابت قدم. کسی که نماد ولایت علی زمان باشد.