بسم الله النور

و دگر باره ترنمی بر هستی باریدن گرفته، ترنمی از ترانه و محبت، ترنمی از روزی نو، نوروزی نو.....

و باز تلالو بهار صبح هستی طبیعت را با طالع نور، طلوع كرده، و باز زمین نفس اش تند تند می زند، دل منتظر است و در انتظار؛ آنی تاب ندارد و نیازش طرحی دیگر است نوی نو.

طرحی از گل، طرحی از دوستی و طرحی از وفا، كه دلهایمان را با پاكی صداقت بشوییم و تارهای عنكبوت گونه بی مهری ها را، با آب مهربانی بزدائیم و گردی از دل های رمیده خود بگیریم و دگر بار بهاری نو در دل خویش آغاز می كنیم.

ازلی نو، رسمی نو، نگاهی نو، و فطرتی نو.

اینجا نور خدا می تابد اگر، پنجره های دل را به سوی او بگشاییم و برای لحظه ای پرده های سطلنتی دلهایمان را كنار زده و بگذاریم او صبحمان را به شعله مهر خود طالع روشنایی زند و شعشعه مستی از خود گذشتی نثارمان كند.هر چند پرده هایمان زیبایند اما گذشتن می خواهد تا تابیدن ساز كند هستی.

 

نوروز بر شما مبارك