دیر زمانی است که گذرگاه دل توقف کرده و بستگی پیشه خود ساخته است، دیگر نه زمانی، نه حرکتی، نه خواهشی و نه تمنایی
 تنها در میانه این گذرگاه کاروان سالاری ایستاده
حال دیگر این دل گذر چهره ها نیست و چهره ای او را احاطه کرده
تنها یک رخ، رخ او