می دانید این همه فجایع و جنایات و رسوایی ها و مظالم از کدام کانون مایه می گیرد.....؟

از کانون وجود شما، از دست های لرزان و پاهای گریزان شما.....ترس شما از مرگ، حرص شما به ثروت و مکنت و..... شهوت شما به لذایذ دنیا؛ مردم را به این روز سیاه نشانده است.....!

دلبستگی شما به این زندگی چند روزه، ملت های ضعیف را در چنگ اقویای شرور و شهوتران گرفتار ساخته است.....

این ستم ها از شما، از سکوت شما، از سهل انگاری و ضعف شما، از خودخواهی شما، از خودداری شما در امر به معروف و نهی از منکر پدید می آید.....

«شرف و کرامت شما در گرو آسایش و امنیت بندگان خداست؛ هم اکنون می بینید که پیمان الهی را بشکسته اند و روی از درگاه پروردگار برتافته اند و در عین حال قفل خاموشی بر دهان دارید

بخش هایی از سخنان حضرت سید الشهدا(ع)ص39،41،64،73

========================

اینها کلام حسین است، ثار الله و ابن ثاره.او که فرزند خلف علی است؛ علی قطب عالم امکان و زبان گویای حق، او آینه کلام خداست و خود قرآن ناطق است.

حال بشنوید از حسین که گوهرهای ثمین علی را واگویه میکند، اینبار حق از کلام حسین است که روی منور میکند و چهره در رخ عالم وجود می کشد.

آری حسین با من و منها صحبت میکند، از ریشهها میگوید، از تیشهها، از آنچه مسلمانان را یوغ گردن شده و آنان را در منجلاب نیستی و ذلت فرو برده است.

هنوز صدای علی چون پتکی سنگین بر سندان گوش زمانه کوفته میشود آن هنگام که مظلوم را دلیلی بر وجود ظالم می خواند، اینبار حسین میگوید کانون فتنه ها و ظلم ها خود شمائید، شمایانی که در گیرودار دنیای دنی غرق اقیانوس حب مال، فرزند و پست و مقام و در دامهای بیانتها و رنگارنگ، زور و زر و تزویر افتاده اید.دست و پا میزنید و بیشتر در این باتلاق نیستی فرو می روید.

کام هایتان آن زمان که باید بگوید در دهان نمی چرخد و مهر سکوت بر لبانتان نقش میبندد و آن زمان که لازم است برای حق بگردد خفه می شوید، حق را به مذبح مصلحت ها میبرید و چون قربانی اسماعیلی سر می برید.

اما این ابتدای کار است چون هر کوتاهی شما تقویت و تائید ظالمی است، طاغوتی و ظلمی و باز صدای علی، صدای زنگ دار علی در گوش هستی، مسجد کوفه هنوز هم از اشکهای او خیس و تر است و هنوز هم صدای علی میآید همانگونه که صدای هل من ناصر..... حسین می آید.

ظالم، تائید کننده ظلم و ساکت در برابر ظلم همه شریک هستند و مانند.

همه چیز را به ناحق آلوده اند، همه چیز را به غبار پوشانده اند و نام ها بر آن گذاشتهاند؛ اما چه نامی بهتر از آنکه علی میگوید«فتنه».در کشاکش فتنه ها گرفتار، در میان غبارها سرگردانید، برخی راه را گمکرده اند و برخی راه را نیز میدانند ولی بیراه را ترجیح می دهند، شیرینی سکوت برای قربانی حق و کامشان بیشتر حلاوت سکوت را می پسندد.

خودداری کردید و کام به سکوت آلودید تا نه تنها بر شما بلکه بر عالم شما ظالمین مسلط شدند، مستکبرین و طاغوتیان و آری حق شماست که یزید مانندی بر شما حکم براند که جامعه راضی به فتنه و ظلم لایق چون یزیدی است و بس.

امر به معروف و نهی از منکر را لقلقه زبانهای خویش کردید و از میدان عمل به کناری نهادید و خداوند حاکمی ظالم بر شما می گمارد، روزیتان رو به کمی مینهد و بلا ها شما را در بر می گیرد.آیا اینها صدای حسین است یا زبان حال زمانه؟

کدامین متفکری امروز میتواند ادعا کند که توانی در خویش میبیند که با زبان حال و قال خود چنین بگویدشرف و کرامت شما در گرو آسایش و امنیت بندگان خداست» با کدامین زبان میتوان عدالت و امنیت را در قاموس زبان این دنیایی گنجاند آنگونه که حسین علی وار می گوید.

به کدامین زبان حسین باید بگوید، جامعه شما پیکره ای واحد است و شما امنیت ندارید اگر همسایه شما، برادر شما، خواهر شما وحق و دین شما در امنیت نباشد، آرامش نخواهید داشت چون فتنه و بلا آهسته و آرام در تنه جامعه شما رسوخ می کند.چون شما ساکت باشید و جمود را سرلوحه کار کنید لاجرم ظالمین بر شما مسلط و جان ها و ناموس و شرفتان را به غارت میبرند و عزتتان را ذلت می کنند.

اما آیا صدای حسین شنیده میشود آنگاه که نطفه ها آلوده است و لقمه ها شبهه انگیز؟؟؟

حسین و صدایش هنوز در گوش زمان جاری اند؛ و این است همان کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.....