بخش پایانی:

تداسكاچیل در این زمینه می گوید:
«سقوط رژیم شاه، آغاز نهضت انقلابی ایران مابین 1977 تا 1979، به عنوان یك شگفتی ناگهانی برای ناظرین خارجی اعم از دوستان شاه تا روزنامه نگاران و دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی از جمله آنهایی كه همچون من به اصطلاح از كارشناسان انقلابهای هستیم، بود. همه ما حوادث انقلاب را با حیرات و ناباوری نظاره می كردیم. بالاتر از همه انقلاب ایران پدیده ای كاملا خلاف قاعده و طبیعت بود. این انقلاب محققا یك انقلاب اجتماعی است. معذالك پروسه انقلاب مخصوصا حوادثی كه منجر به سقوط شاه بود، علتهایی را كه در مطالعه تطبیقی خود از انقلابهای فرانسه، روسیه و چین مطرح كرده بود، زیر سئوال برد. انقلاب ایران آشكارا آن قدر مردمی بود و آن قدر روابط اساسی و پایه فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی -اجتماعی را در ایران تغییر داد كه حقیقتا از نمونه انقلابهای اجتماعی - تاریخی بزرگ می باشد.
اینك این سئوال مطرح می گردد كه اگر انقلابهای فرانسه و روسیه را انقلابهای كبیر بنامیم، انقلاب اسلامی را چه بنامیم و اگر انقلاب اسلامی، انقلابی واقعی و تمام عیار است، آنچه را كه در فرانسه و روسیه رخ داده است چه باید نامید؟ به همین جهت است كه گفته اسكاچیل صدق می كند كه انقلابهای فرانسه و روسیه آمدند و ساخته نشدند ولی انقلاب اسلامی ایران نیامد بلكه با توجه به شرایط موجود ساخته شد آن هم نه به سادگی بلكه با تجهیز همه امكانات مردمی سراسر كشور و از همه اقشار و طبقات اجتماعی و با رهبری قوی و پرداخت بهایی گزاف كه همانا قربانی كردن چند صد هزار انسانهای عاشق انقلاب بود، و به همین دلیل بوده كه ظهورپیروزی انقلاب اسلامی حیرت و شگفتی همگان بر برانگیخت. و به یقین می توان ادعا كرد كه انقلاب اسلامی انقلابی بی نظیر در تاریخ بشریت می باشد.

پی نوشت

[1] . از جمله انقلابهای موفق می‏توان از انقلاب 1789 فرانسه، 1917 روسیه، 1949 چین، 1959 كوبا و 1979 و ایران نام برد.

[2] . دوك داورلئان (نایب‏السلطنه) در 1715 در این زمینه می‏گوید "دیناری وجه نقد در خزاین سلطنتی و صندوقهای عایدات‏نداریم كه لازمترین مصارف را بتوان پرداخت چون به امور مالی رسیدگی می‏كنم، می‏بینم خالصجات دولتی فروخته شده،عواید دولتی تقریبا معدوم گردیده و عایدات عادی نیز بعنوان مساعده به مصرف رسیده و انواع و اقسام اسناد تعهدآور مالی‏دولتی در دست مردم است كه به مبالغ هنگفت‏بالغ شده و حتی محاسبه و تعیین میزان آن نیز از امكان خارج است."(آلبرماله و ژوال ایزاك، "تاریخ قرن هیجدهم و انقلاب فرانسه"، جلداول، انتشارات ابن‏سینا، ص 9)

[3] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه به كتاب انقلاب ناتمام روسیه نوشته ایزاك دویچر همچنین كتاب تاریخ روسیه شوروی،انتشارات بیگوند، جلد اول مراجعه كنید.

[4] . برای مطالعه بیشتر در این زمینه به كتاب مقایسه سه انقلاب فرانسه، روسیه و ایران نوشته نگارنده مراجعه كنید.

[5] . كاترین چورلی در سال 1943 با یقین ادعا می‎كند زمانی كه ارتشی همه قدرتهای خود را در مقابل خیزش یا شورش به كار گیرد، هیچ انقلابی به پیروزی نخواهد رسید به نقل از:
Theda Skicpol، "Rentior State and Shia Ialam in the Iranian Revelution" Theory & Society. USA، 1982 Voi، 11 No3، 284.

[6] . Detence
[7] . تدا اسكاچیل نویسنده آمریكائی بعد از مطالعات تطبیقی خود از انقلابهای فرانسه و روسیه و چنی این طور نتیجه‎گیری می‎كند: فرانسه، روسیه و چین قبل از انقلاب امپراتوری‎هائی تأسیس كرده كه ظرفیت لازم برای حفظ برتری خود و طبقه حاكم را در قبال شورشهای احتمالی از پایین داشت. بنابراین قبل از آنكه انقلاب اجتماعی بتواند صورت گیرد می‎بایست قدرت نظامی و اجرایی این دولتها از هم پاشیده شده باشد. زمانی كه انقلاب در فرانسه 1789، روسیه 1917، و در چین 1948 اتفاق افتاده به این خاطر نبود كه اقدامات عالمانه و از روی قصدی در جهت چنین هدفی از طرف انقلابیون یا گروههای قدرتمند سیاسی در دوران رژیم سابق صورت گرفته باشد بلكه بحرانهای سیاسی انقلابی در اثر از هم پاشیدگی نظامی و اداری بروز می‎كند و آن هم زمانی ظاهر می‎شود كه دولتهای امپراطوری تحت فشارهای متعدد از قبیل رقابتهای فشرده نظامی، با اعمال نفوذهای از خارج، نارساییهای نهادهای سیاسی گرفتار می‎شوند و از آنجا كه ساختارهای موجود برای آنها تحمل فشارهای نظامی و بین المللی را در قبال این بحرانهای انقلابی غیر ممكن می‎ساخت، در برابر بحران شكننده بودند. او ادامه می‎دهد كه: «روند و حاصل انقلابهای اجتماعی در كشورهای وابسته تحت شرایطی شكل می‎گیرد كه نه تنها به خاطر تقاضا برای دفاع نظامی و ادعای در قبال تهاجمات بالقوه و بالفعل خارجی می‎باشد، بلكه همچنین تحت تأثیر كمكهای مستقیم نظامی و اقتصادی از خارج خواهد بود. اغلب چنین كمكی به قهرمانان انقلابی پیروز در حال ظهور توسط قدرتهای عمده خارجی كه علاقمند به نفوذ در شكل گیری و سیاستهای رژیمهای جدید هستند صورت می‎گیرد».

[8] . روبسپیر در این زمینه بیان جالبی دارد كه نقل آن مفید است. تقریباً در همه كشورهای اروپایی سه مركز قدرت وجود دارد. پادشاهی، اشراف و مردم كه البته مردم فاقد قدرت هستند تحت چنین شرایطی یك انقلاب تنها در نتیجه یك پروسه تدریجی می‎تواند به وجود آید. آن پروسه بانجباء، روحانیون و ثروتمندانی شروع می‎شود كه توسط مردم محروم مورد حمایت قرار می‎گیرند آنهم زمانی كه منافع آنها در مقاومت با قدرت مسلط كه همان نظام پادشاهی است بهم تلاقی می‎كند بنابراین و بدین علت بود كه در فرانسه قضات، نجباء، روحانیون و ثروتمندان انگیزه و حركت اصلی را به انقلاب دادند و مردم بعداً در صحنه ظاهر شدند كسانی كه اولین حركت را شروع كردند دیرزمانی است كه توبه كرده‎اند یا حداقل آرزو داشتند كه می‎توانستند انقلاب را متوقف كنند زمانی كه دیدند مردم ممكن است حاكمیت خود را بدست آورند ولی در واقع آنها بودند كه انقلاب را آغاز كردند بدون مقاومت و محاسبات غلطشان هنوز ملت هم می‎بایست تحت سلطه استبداد باشد.
Alfred cobban "A History of Modern Frence". Goerge Brazilling، New York، 1965، p. 137.

[10] . تروتسكی اعتراف می‎كند كه اغراق نیست اگر بگوییم كه انقلاب فوریه توسط پتروگراد تحقق یافت و بقیه مملكت از آن تابعیت و پیروی كردند. مبارزه در جای دیگر به جز پتروگراد نبود... انقلاب با حركت و ابتكار و قدرت یك شهر صورت گرفت كه حداكثر یك هفتاد و پنجم جمعیت كشور را تشكیل می‎داد. تمام كشور در مقابل عمل انجام شده‎ای قرار گرفت.
T.H.Green، "Comparative Reveluionary Movements، Prentice- Hall، New Jersey bUSA، 1974، p. 49.

[11] . Zagorin، Theories of Revelution of Contemporary Historigraphy، political Science Quarterly، 88: March 1973، p. 34.

منابع
دكتر منوچهر محمدي - فصلنامه كتاب نقد، ش13
وب سایت http://www.andisheqom.com