شدید داغ کردم

عربای مفت خور زرزرو

به قیمت اوین و کهریزک رفتنم که شده

به قیمت همه چیز

وطن رو نمیگذاریم

پدرم به خاطر این وطن ترکش خورد

شده دوباره لباس ارتشی ش رو می پوشم

خودم میرم جلووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

خوووووودم

تا خزر تا نبض هامون

من جزیزه عین مجنون

تو تمام فکر آرش

تو دلیل سجده بر خون

وقتی از تو می نویسم

نفسم حماسه می شه

یه ارس یه رود کارون

توی رگهام خلاصه می شه

دنیای من ایراااااااااااان

هستی من خاک من

فردای من ایراااان

همیشه خاک من

دنیای من ایرااااااان

همیشه خاک من

ای خلیج تا ابد فارس

ای غرور باور من

مگه میذارم یه لحظه م

اسمت رو ازم بگیرند؟؟؟؟

خون ارتش تو رگای منه

 فرزندان ارتش

صبورند

رنجور

ساده

صادق

سرکش

سرسختتتتتتتتتتتتتت

همین

شب خوش برادر

خداپشت و پناهت

.بدروووووووووووود

شاید آخرین نوشته های خواهری که درد میهن دارد ، برای برادرش.

شاید آخرین خداحافظی و بدرود در سفرش به خارج از وطن و میهنش.؛ اما تنها تنش نه روحش.
علی(ع) پشت و پناهت دغدغه صادقانه ، دغدغه عاشقانه ، دغدغه کودکانه ؛ زلال چون آب و پاک چون کودکی بی تاب.
بدان خواهرم خون های جاری در رگهای برادرهایت مگر خشک شود که خواهری لباس رزم بر تن ، بند خشن تفنگی شانه اش را بساید و چشم در چشم نامحرمی بدوزد که این ننگ و مرگ برادرت است.
خواهرم غیرتت را می ستایم ، عصیانت و دردت را می فهمم و افتخار می کنم چنین خواهری دارم هر چند نا تنی اما تنی ؛ خواهرم وجود چون تویی باعث گردن فرازی چون منی ذلیل و خوار است ، که در بند دنیا افتاده که بفهمم و درک کنم هر آنچه دارم و هر آنچه هست به ارزش تنها وجبی از خاک این بوم و بر ارزش ندارد. ، حتی جانم ، آبرویم ، مالم ، نفسم و در آخر عشقم.
خواهرم اگر چشمی حتی بد نگاهی بر این مملکت راند آخرین نگاهش خواهد بود. چون دیگر چشمی برایش نمی گذاریم.
برادرت را چوب می زنی یا غیرتم را محک؟خوش غیرت ما هم از یک مادریم ، از یک وطن ، از یک مام ، از یک میهن ؛ خواهرم رسمت این است که داغ بر دل برادرت زنی ؟ باز می پرسم خوش غیرت ، غیرتم را محک می زنی؟
خدا به همراهت ، هر چند هنوز هم امیدوارم باشی در وطنت و مادرش باشی ، وطن به لالایی چون تویی زنده است ، میهن به غیرت رانی چون تویی پاینده است و برادری به ندای چون تو خواهری که فریادش و غیرتش جنباننده غیرت اوست.
شنیده بودم زمانی مادرها ، خواهرها  و زنانی بوده اند که کسانشان را برای این وطن به کمینگاه مرگ فرستادند به کام اژدها های خونخوار ؛ اما ندیده بودم و نمی دانستم چگونه اما حال می دانم چگونه.....
خدانگهدارت غیرت زنده ، خدا نگهدارت مادر وطن ، خدانگهدارت.....