صدای کوچه – سلام خوبین شما – پام درد می کنه-این صندلی چرا بدرنگه-ربیع قصیر-خدا ، خداچیه؟

ولمون کن بابا-اعصابم رو خراب کردی.

خواهش می‌کنم -نه من ندیدم -خوابم میاد -خوابیده ، آره خوابش خیلی سنگینه – خیابان بلند کوتاه شده -چیه اخوی اذیت می‌کنی – مامان من آبنبات می خوام -آقا یه کمکی بکن تو رو خدا ، به خاطر خدا ، بغض.

برو بابا خدا کیه؟-اااا این چقدر قشنگه-قایقمون تو دریا.....خسته بودم لباس غواصیم تنگ بود-مردن -از لنگر می رم بالا -به طرف شمال برین- زدمش در دم افتاد.

همه جا سبزه ، چقدر کوه قشنگه-هوا گرم بود-عرقم در اومد -حمزه لباس شویی رو روشن کن.

من ، ما ، تو ، ماها ؛ ها ؟چی ؟ صدات نمیاد-آی خندیدیم-ابراهیم جان پیامم اومد-خونه چقدر عوض شده-به والله تمام استخونهات رو می شکنم-روح لطیف،کوه احساس-پرستوی کوچک-منو می برن خونه-باباش رو دیدم عصبانی بود.

بزارین عینکم رو در بیارم-صبا کوچولو خوبه؟-سیاست چیه بابا ول کن-ولمون کن مصطفی-باز دوباره ترک خورد-طاقتم نمی گیره-لباس هاش سیاه بود یکدست-چرا پوشیدم؟ چیه به همه شما پیرهن مشکی و لاتی میاد به من نمیاد؟

بهش یه زنگی بزن-گوشیم کهنه شده-آره کسیم مرده!!!خودم-دیشب خواب بدی دیدم-عمو زمینتون چی شد؟-باباش اومد پیشونیم رو بوسید-خسته شدم برم خونه-اااا چرا کول های من اینطوریه؟-باز چشمم به اینجا خورد.

دیگه نمی تونم کار رو بدین یکی دیگه-من در خدمتم -بهش نگی-آقا مهدی -باشه حالا تو هم-ما کوچیکتیم-فامیله دیگه-امروز چقدر هوا داغه-ظهر از سرما زیر پتو می لرزیدم-فکر نمی کنم؛چی فکر؟؟؟-۲×۲ تا؟...-آره بابا- سلام چیه؟

خوب برو دکتر-سعید سینه‌اش درد گرفت من با سیب به شوخی زدمش-خیلی اخلاقش عوض شده دیگه از اون سال ندیدمش-وبلاگ چیه-داستان گفتم-توهم-میگه نه-نمی تونم بیام !باشه-درست میشه-این دروغ میگه من قبلاً هم دیدمش-خونه دوره-

شما آدم پلاستیکی هستین ، ما دوره خودمون.....-بیمارستان بستریه ، تشنج کرده-بیا اینجا:نمی تونم-حاجی سلام-صلوات دادم کسی همراهی نکرد و جواب نداد-قلبم تیر می کشه، نه فکر کنم معده‌ام هست-خوابم میاد ولی چشمام نمی خوابه-چقدر صدا زیاده-می شناسیدش-ماشینشون رو دیدم-سروش هماهنگی کن -ارائه دارم ، نمی تونم صمد تو برو-شهردار، منو شهردار شدن !!! نمی تونم-مرکز تحقیقات.....-حمزه چپ قایق تو گل نشسته!یا علی درش میاریم-ارتفاع ۴۰ متره-محمد مهدی بهت میگن شهید زنده !خوش به حالت-چابهار گرمه.

فلسفه دوست دارم-واگذارت به فاطمه زهرا-میگه مدیریت با من نیست-آدم با غیرتیه-خونمون داره میره ، یعنی چی حالا؟-شما رو یکی باید عاشقانه دوست داشته باشه.

آماده‌ام برم-زیره کفشم ویبرامه-الوند بریم قله-نبرشون تو رو خدا راضی نیستم-پارسا رو بگیرین-کسی نیست فقط منم.....-حمزه می دونی چند وقته خونه ما نیومدی؟مادر بزرگ رو فراموش کردی؟-برگشته چشمش رو عمل کرده باید برم عیادتش-من حالم خوش نیست-از خونه میرم-خونه رو به هم ریختین-نمی رم دیگه-درد دارم ؟کجا؟نمی دونم-زنگ می زنه.

سرکارم-به دایی زنگ می زنم-رفته شکایت آبرو برامون نذاشته-محمد؟چیه ؟هوای اینجا خفه است ارتفاع و هوا گرفتدت-ابراهیم یارو رو باش کمل بک آورده ،کفش وکوله پشتی رو ببین خیلی جدی گرفته :-))-خشکش زده بود ، بعد همه چیز رو لو داد ؛جالبه نه ما چند نفر عادی ازش حرف کشیدیم.


........

ولم کنین ، تو رو خدا ، تو رو به قرآن ، به پیر به پیغمبر ، تو روهرکی دوستش دارین؛ تو رو جون عزیزتون؛ مغزم داره منفجر میشه ؛ هی پشت سر هم میاین و میرین؛ مردم ، پوسیدم ، رهام کنینبه کی قسم تون بدم ، دیوانه شدم ، مثل مجنون هزیان می گم، عین دیوانه‌ها حواسم پرته ؛ ولم کنین نمی خوام بشنوم؛ نمی خوام ببینم ، نمی خوام فکر کنم ؛ ذهنم پر شده از پرت و پلا از مزخرف ، دارم می‌میرم دارم می ترکم.

تورا به قرآن تو رو به هر چی براتون مقدسه حالم خوش نیست ، خوب نیست ؛ هیچی نگین فقط بزارین تنها باشم ، فقط همین ، تو رو خدا.....(بغض و بغض و بغض.....)

چیه اون موقع که عین شیر شرزه غرور داشتم و پنجه هام تیز بود و دندون هام هر چیزی رو پاره پاره می کرد چرا نمی اومدین جلو ؛ اون زمانی که یک فریادم مثل نعره شیر کل فامیل رو به هم می ریخت ، حالا که مثل یه خونه خرابه شدم که ریخته توی خودش و فقط یه دود سیاهی از خاکسترش تا بلندای عرش میره اومدین سراغم- چیه حالا که من رو مثل شیر پیر در حال موتی دیدن اومدین سراغم ؛ دیگه نه دندون دارم و نه پنجه ، می دونم شما هم همین رو فهمیدین.
آره من همونیم که مرد نبود پنجه تو پنجه ام بزاره ، همونی که اخمش تو دل خیلی ها رو خالی می کرد ، همونی که خواهش و تمنای هر کسی و ناکسی رو نمی پذیرفت و گردنش جلوی مقام دار و بی مقام بالا بود ، همونی که چه کسایی رو نچزوند ؛ چیه حالا که از بین رفتم همه زهرهای داشته و نداشته ، کینه و بغضتون رو آوردین بریزین بهم.
چرا اون زمان مرد نبودین بیاین تا جواب حرف هاتون رو حرف و جواب مشت هاتون رو مشت و جواب چشم غره تون رو با چشم غره بدم ؛ حالا که فهمیدین مثل معتاد از کار افتاده ای شدم که گوشه ای افتاده و توان حتی دفاع کردن از خودش رو نداره اومدین سراغم از چپ راست بالا پایین میاین و میاین و میاین.....

هیچی برام نمونده فقط تو رو به مقدساتتون ولم کنین.