بخش دوم:

با این ترتیب در حالیكه دولتین فرانسه و روسیه ازنظر حمایت بین المللی در شرایط نامناسب به سرمی بردند و دول اروپایی اغلب نسبت به رژیمهای این دوكشور در شرایط قبل از انقلاب نظر مساعدی نداشته وبعضا تخاصم بودند و نه تنها هیچگونه حمایتی ازنظامهای سیاسی در آن شرایط نكردند بلكه در مواردی به حمایت از انقلابیون پرداختند دولت ایران از این نظر درشرایط مطلوبی به سر می برد.

پیچیدگی و استحكام رژیم های قبل از انقلاب
در هر نظام و سیستم سیاسی وجود ابزارهای قدرت از جمله قدرتهای اقتصادی، نظامی و حمایت بین المللی بالقوه و فی نفسه نمی تواند در جهت تحكیم و تثبیت قدرت سیاسی حاكم كارساز و مفید باشد بلكه توانایی، مهارت و مدیریت مطلوب در نظام سیاسی است كه می تواند در مواقع بحرانی ابزارهای قدرت را از قوه به فعل درآورده و به بهترین وجه و در مناسبترین زمان و مكان مورد استفاده قرار دهد در نبردهای نظامی اغلب این امر به اثبات رسیده است كه فرماندهی لایق و كارآمد می تواند با كمترین امكانات، تجهیزات و نیرو برفرماندهی نالایق و ناتوان و در عین حال با امكانات وسیع پیروز شود.
در حالیكه نظامهای سیاسی فرانسه وروسیه علیرغم وجود استبداد حاكم به خاطر بی كفایتیهای پادشاهان و نفوذ افراد ناصالحی كه در دربار حضورداشتند، هرگز نتوانستند منافع خود را تشخیص داده و در جهت حفظ ثبات و موقعیت رژیم خود مدیریت مناسب و توانایی برقرار نموده و تغییرات لازم را اعمال كنند. رژیم شاه بعد از گذراندن دوره پرتلاطمی از تاریخ 38 ساله حكومت خود تدریجا به مرحله ای از اعتماد به نفس و حاكمیت مطلقه رسیده و با برخورداری ازمستشاران ورزیده داخلی و خارجی به ویژه برخورداری از پلیس مخفی خشنی همچون ساواك از توانایی لازم برای حفظ و تداوم قدرت مستبده خود برخوردار بوده است.[6]
در تئوری نظام دولتهای مستبده می بایست ضعیف شده باشد تا اینكه حركتهای انقلابی مردمی بتواندتوفیقی كسب كند یا حتی بروز كند. در حقیقت از نظر تاریخی، شورشهای مردمی به خودی خود قادر نبوده انددولتهای مستبده را واژگون كنند. در عوض فشار نظامی از خارج اغلب با تضادها و انشعابهای سیاسی میان طبقه مسلط و دولت به موازات هم می بایست وجود داشته باشد تا استبداد را تضعیف كرده و راه را برای شورشها و نهضتهای انقلابی باز كنند.
به خاطر همین ضعفها بود كه در انقلاب فرانسه نظام سیاسی حاكم نه به علت مخالفت نیروهای مردمی بلكه تنها به علت استیصال كامل در حل معضلات اقتصادی و سیاسی - اجتماعی كشور به مجلس طبقات سه گانه روی آورد و خود را تسلیم آنها كرد و آنگاه بود كه حركتهای مردمی و تركیب گروههای اجتماعی شكل گرفت و به روند انقلاب شتاب فزاینده ای داد.
و همین طور در انقلاب روسیه نیز اگرچه نیروهای مخالف وجود داشتند، دسته بنیها و احزاب سیاسی مختلف كه با آرمانها و اهداف خاص و متفاوت خود از اوائل قرن بیستم شكل گرفته بودند، نه تنها هیچگونه نقشی در سقوط نظام رومانوفها نداشتند بلكه تصور هم نمی كردند كه بدین سادگی نظام امپراتوری روسیه سقوط كند. البته دولت تزار روسیه علیرغم استیصال و فشار زیادی كه تحمل می كرد داوطلبانه و راسا خود را تسلیم ملت نكرد ولی در مقابل اولین حركت و شورش مردمی كه ناشی از انفجار و وجود بحران اقتصادی بود وبه صورت تظاهرات و اعتصابات كارخانجات و صنایع در شهر پتروگراد متبلور شد، تسلیم گردیده و همچون كوه یخی ذوب گردید.
در حالیكه انقلاب ایران در شرایطی پیروز شد كه نظام شاهنشاهی خود را در اوج قدرت و استحكام وتثبیت شده می دید و در مقابل مخالفتها و معارضه ها تا آخرین حد توان خود مقاومت می كرد و گروههای اجتماعی برای به زانو درآوردن چنین نظامی می بایست بر اساس برنامه ریزی و بسیج تمام نیروها و قربانی كردن بسیاری از انسانها نظام قدرتمند حاكم را سرنگون سازد.

قدرت اجتماعی
قدرت اجتماعی متشكل از گروههای اجتماعی فعالی است كه بر پایه ارزشها و باورهای مسلط و مشترك به هم نزدیك شده اند و زمانی كه قدرت سیاسی توانایی تامین ارزشها و خواسته های آنها را نداشته باشد یانخواهد این ارزشها و خواسته ها را تامین كند گروههای اجتماعی مایوس شده به دنبال رهبر یا رهبرانی كه می توانند خواسته ها و نظرات آنها را تعقیب و تامین نمایند حركت خواهند كرد در ایجاد و تشكل قدرت اجتماعی سه ركن اساسی قابل تفكیك هستند: مردم، رهبری و ایدئولوژی.