کمونیسم و عوامل تولید

در این سیستم اصل را بر کار گذاشته اند و بیان می کنند (کار = سرمایه = ابزار تولید) ؛ در این مکتب کارگر سود ثابتی به عنوان مزد دریافت و اگر سود بیشتری عاید شود ارزش اضافی تلقی شده و به عنوان حق کارگر در نظر گرفته شده و بین کار و سرمایه تقسیم می شود ، برای سرمایه سود ثابت در نظر می گیرند (از نظر اسلام ربا) و برای ابزار تولید فقط سود ثابت در نظر می گیرند.

اما نکته مورد نظر در این سیستم این است که در این سیستم چون اصل بر مالکیت اشتراکی است ؛ در صورت زیان این زیان بر تمام عوامل تولید به خصوص به کار و سرمایه معطوف می شود ؛ اما در اسلام اینگونه نیست چون مالکیت فردی در اسلام در حیطه شرع مشروع و محترم است.


سرمایه داری و عوامل تولید

در این سیستم اصل را بر سرمایه قرار داده اند و حتی کار را یکی از ابزار تولید می دانند(مساوی دانستن کارگر با ماشین و از بین بردن کرامت انسانی او) ؛ در این مکتب برای کار سود ثابت و در سرمایه داری ارشادی پاداشی در نظر می گیرند ، برای سرمایه، سود ثابت (در اسلام ربا) و بهره (ارزش اضافی) در نظر گرفته و برای ابزار تولید فقط سود ثابت در نظر می گیرند ؛ دراین سیستم کارگر را هم در زیان شریک می دانند.

و در سیستم سوسیالیستی برای کار سود ثابت و بهره در نظر گرفته شده ، برای سرمایه سود ثابت و بهره در نظر گرفته شده با شرکت در زیان و برای ابزار تولید فقط سود ثابت در نظر گرفته شده است .اما نکته مهم در این سیستم این است که چون اقتصاد در دست دولت است راه برای ارتشاء ، اختلاص و فساد مالی فراهم است ، زیرا دولت خود هم مجری ، هم ناظر و در مواردی حتی خود واضع قوانین اقتصادی است و این مساوی با فساد در سیستم اداری ؛ حجم بزرگ دولت و نظارت ضعیف بر عوامل تولید است ؛ ما برای مقایسه راحتتر جدول زیر را تنظیم می کنیم تا مسئله برایمان روشنتر شود


نتیجه گیری:

1- اسلام برخلاف کمونیسم که خود را طرفدار تمام و کمال کار می داند ، به شکل واقعی طرفدار کار است و این یعنی طرفداری از تولید (اسلام بزرگترین مدافع حقوق کارگر).

2- امتیازاتی که کمونیسم و سرمایه داری به کار می دهند از اسلام کمتر است.

3- کارگر در نظام سرمایه داری از ابزار تولید به حساب می آید.

پس عامل کار سرتا پا با تمام حقیقت ، مخلوق انسان و اثر فعالیت اوست ، ولی از عامل سرمایه و ابزار تولید فقط تغییر شکل و وصف آن محصول تلاش بشر است.

با این تفاسیر در می یابیم که اسلام حتی با گذشت هزار و اندی سال از ظهور آن در امور اقتصادی جانب عدالت را رعایت کرده و تمام عوامل موثر را در نظر دارد ؛ بدون اینکه ظلمی را متوجه کارگر کند ، یا به فکر حمله به حقوق مسلم سرمایه دار باشد ، در حالی که سیستم سرمایه داری هنوز هم همان قوانین ظالمانه دوران کلیسا و قرون وسطایی خویش را حفظ و فقط ظاهر آن را تغییر داده است ، با شکلی جدید و جذاب و مدرن و با توجیهات ظاهرا علمی.

و سیستم مارکسیستی و سوسیالیستی هم نتوانسته اند انتظارات نوع بشر را تامین کنند و هم اکنون سوسیالیسم ها در اقلیت و کمونیسم و پایگاه اصلی آنها شوروی از بین رفته و انسان را هرچه بیشتر گرفتار مشکلاتی کرده اند.

و همچنین کاپیتالیسم جهانی که بدتر از کمونیسم الام فراوانی برای انسان امروزی فراهم نموده ، که بحران اقتصاد جهانی نمونه ای از آن است ؛ که به علت صرف سرمایه های کلان برای امور نظامی ، توسط آمریکا و همچنین قرار دادن ارز به عنوان پایه و پشتوانه اقتصاد خود مشکلات فراوانی تولید کرده ؛ که نهایتا باعث ایجاد ناامنی ، گسترش تروریسم و عوارض دیگری شده اند ،که مانع های اصلی تولید ، سرمایه گذاری و اقتصاد پویای جهانی هستند .

در سیستم کاپیتالیستی سرمایه را از هر راهی مشروع دانسته و حال می بینیم که حتی حیطه قدرت این سیستم از اروپا هم خارج شده و تمام دنیای متمدن امروز را در بر گرفته است ، تا جایی که عوامل این سیستم فقط به فکر تاراج و غارت ملتهای ضعیف و مستضعف هستند ؛ ملتهایی که دلیل عقب ماندگی آنها خودهمین کشورهای به اصطلاح پیشرفته هستند ؛ کشورهایی که به دلیل نداشتن نظام سیاسی و نظامی و همچنین علوم پیشرفته بومی در دام این سیستم گرفتار هستند.

شرکتهای سرمایه داری در غرب با تشکیل تراست ها و کارتل ها کالاهای خود را به هر قیمتی که می خواهند فروخته و اگر شرکتی مقاومتی نشان دهد ، با اتحاد و دادن مقداری ضرر در کوتاه مدت که بین این شرکت ها سرشکن می شود و نهایتا برایشان هزینه ای ناچیزی است ؛ کالای مورد رقابت را با قیمت نازلتر از قیمت اصلی خود در بازار فروخته و باعث ورشکستگی شرکت رقیب می شوند و سپس سود سهام همان شرکت را خریداری و باز هم بازار را هرگونه بخواهند در دست خواهند گرفت.

و یا با ایجاد شرکتهای چند ملیتی و یا ترفندهایی مثل جهانی شدن ، برداشتن مرزها و یا برداشتن تعرفه های گمرکی تمام اقتصاد کشورهای ضعیفتر را در اقتصاد خود حل کرده و سبب نابودی استقلال اقتصادی و در آخر سیاسی ، فرهنگی و نظامی آنها می شوند ؛ و به هیچ قانونی حتی قوانین وضعی خود هم پایبند نیستند .

کاری که قرن هاست با ملل دنیا به خصوص در قاره آفریقا و حتی تا سالها در کشور ما انجام می داده اند اما به لطف الله کشور ما خود را از دام این ضحاک مار دوش نجات داد و از بازی این کشورهای ظالم نجات پیدا کرد و تمام مشکل و فشار آنها به ما یکی به خاطر همین موضوع است.

عده ای از آنها که صاحب صنایع نظامی هستند ، با راه انداختن جنگ هایی خانمان برانداز تسلیحات خود را به دولت های مهاجم فروخته و در عین حال با امنیتی کردن جو عمومی یک ناحیه از دنیا و ایجاد فکر جنگ و دفاع باز هم تسلیحات خود را به آن کشورهای مستضعف می فروشند و چون این ملل از لحاظ علمی توان بالایی ندارند ؛ نهایتا تعمیر ، نگهداری و حتی راه اندازی همین سلاحها را هم در اختیار می گیرند و باز سود وسود و ....

در کشور ما قبل از انقلاب همین سیستم اجرا می شد و نمود بارز دیگر آن کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند ، که ابتدا با ترساندن آنها از یک کشور متهاجم خیالی به نام ایران به این کشورها سلاح های خود را فروخته و می بینیم که این کشورها حتی خلبانان بومی هم برای پرواز هواپیماهای خریداری شده ندارند و آن را هم از همین سیستم اجاره می کنند و در این خیال هستند که کشورهایی متمدن و پیشرفته هستند ؛ غافل از اینکه اقتصاد و علمی که بومی نباشد ، امیدی به استقلال آن کشور نمی توان داشت.

و همچنین با ویرانی زیر ساخت های کشور هدف توسط عده ای از این سرمایه داران در جنگ های خانمان برانداز ، عده ای دیگر از این سرمایه دارها که صاحب صنایع تولیدی مادر هستند ، باز همین صنایع خود را به آن کشورهای که خود عامل نابودی آن بوده اند می فروشند و این چرخ باطل باز هم تکرار و تکرار می شود .

مثال آن را می توان همین الان در افغانستان و عراق به خوبی و وضح دید طرح هایی مثل بازسازی یا تجهیز ارتش این کشورها یا صنایع آنها و هر جایی که بتوان سودی به هر وسیله ممکن کسب کرد.

جنگ یعنی بهشت سرمایه داران سودجو و خالی از اخلاق ؛ این است اقتصاد جنگلی غرب.

کار برای مصرف ، مصرف برای کار ، دوری باطل که انسان را در تنگنای چرخ های صنعت می فشرند. (استاد علی شریعتی )