مقدمه

به نام او که هر چه هست از اوست...

امروزه در برهه ای از زمان قرار داریم که انقلابی را پشت سر گذاشته ایم و مراحل تثبیت آن را هم طی کرده ایم ؛ اما به نظر حقیر جای خالی یک انقلاب اقتصادی در کشور به خوبی مشهود است ؛ انقلابی اقتصادی که تامین کننده شعارها و آرمانهای بالای اسلامیت و ایرانیت مردم کشور ما باشد ؛ انقلابی سیاسی ما اگر پایه های آن را استوار نسازیم ، بیم فنا و ریزش آن وجود دارد و یکی از این پایه ها اقتصاد است.

انقلابی اقتصادی که ثروت را به شکلی عادلانه و استوار بر پایه های علمی در اقشار و توده ها تقسیم و کشور را به پیشرفت ، تمدن و حد اعلای فناوری رهنمون باشد.

حقیر عقیده دارم لازمه این انقلاب نظریه پرداز یا نظریه پردازانی است که یک الگوی کاملا ایرانی و مطابق با اسلامیت مردم کشور ما تهیه کنند ، که پایه ای برای تحرک چرخ های اقتصاد بیمار ما باشد ، با حفظ کرامت انسانی و تمام صفات الهی که بدون آن شاید جهان هستی ما را بی معنایی عمیقی فراگیرد ؛ البته من به این موضوع اعتقاد دارم که ظهور یک نظریه پرداز ممکن است حتی سالها ، ده ها و یا حتی قرن ها به درازا بی انجامد.

به هر حال موضوع را اقتصاد قرار دادم ؛ موضوعی که سالهاست بحث همیشگی در جامعه ، حوزه و دانشگاههای ماست ؛ هر چند این مقاله در سطح بسیار پایینی است اما در فراخور دانشجویانی تهیه شده که رشته اصلی آنها فنی و مهندسی است ؛ اما مطالعه آن خالی از فایده نیست و برای آشنایی با مفهوم اقتصاد امیدوارم که مثمر ثمر باشد.

علم اقتصاد که اکنون یکی از مهمترین و موثرترین علوم اجتماعی است علمی است جدید ، که از چهار تا پنج قرن پیش بصورت علم درآمده است ؛ منظور ما در اینجا از اقتصاد در اسلام همان احکام و قوانینی است که بر پایه اصول اسلامی استوار شده است و کاملا اصولی علمی هستند.

من در این مقاله از روش خلاصه برداری از کتب استفاده کرده ام ، که نسبت به روش های دیگر مشکلاتی چون تهیه منبع ، مطالعه آنها ، خلاصه برداری و بقیه موارد مرتبط با تایپ مجدد ، آئین نگارش و غیره را شامل میشود ؛ آن هم در حالی که تهیه منبعی که واقعا ایرانی و اسلامی باشد مشکل است ، چون بیشتر نظریات و کتبی که حتی در دانشگاهها تدریس می شود عمدتا مباحث ، نظریات و اصول غربی بوده ، ترجمه و یا نهایتا برگرفته از سیستم های غربی است.

کتاب اصلی از امام موسی صدر است که هم در دانشگاه تحصیل کرده اند و هم در حوزه شخصیت برجسته ای داشته اند ؛ ایشان بعد از مهاجرت به لبنان شیعیان این کشور را از یک وضع اسفناک و فلاکت بار به پیشرفت و ترقی رهنمون شدند ، که بتوانند استقلال و حقوق حقه خود را در این کشور چند ملیتی باز یابند ، و پایه ای سازمانهایی را در این کشور پایه ریزی کردند که اکنون می توانند در تمام زمینه های سیاسی ، نظامی ، کشاورزی و .... خودکفا باشند ؛ سازمانهایی که نمونه بارز آنها حزب الله لبنان می باشد ؛ ایشان پرچمدار آشتی ملی در این کشور بودند ؛ ایشان را در لیبی و زمانی که قصد مسافرت به ایتالیا را داشتند ربوده اند که از آن زمان اطلاعات دقیقی در مورد ایشان موجود نیست ؛ امیدوارم اگر زنده هستند سلامت و اگر درگذشته اند روحشان قرین رحمت و مغفرت الهی باشد.

انسان را لغزش متصور است ، اما با تمام کمی و کاستی ها امید است مورد توجه و مفید واقع شود ؛ و از جهل ذاتی من حقیر به عنوان یک انسان چشم بپوشید که بخشش را از بزرگان دانند.


کار ، سرمایه ، ابزار تولید

این سه عامل (کار ، سرمایه ، ابزار تولید) عناصر اصلی اقتصاد بشر را تشکیل می دهند و با شناخت آنها می توان اصول رژیم های مختلف اقتصادی دنیا را شناخت.

برای شناخت عوامل اصلی اقتصاد ما ابتدا این عوامل را تعریف کرده سپس مختصری در مورد مکاتب اقتصادی عمده در دنیا توضیح می دهیم ، تا موضوع روشنتر شود و بتوان بحث را بسط داد و نتیجه گیری کرد.

کار

به انجام عمل و فعالیتی که برای تولید یا تغییر حالت در ماده ای و قابل استفاده کردن آن انجام می شود کار گفته می شود ، این عمل ممکن است یدی(بدنی) یا فکری باشد.


سرمایه

به پول ، پشتوانه اقتصادی یا تفکری گفته می شود که بتوان با آن تولید انجام داد یا تولید را جهت داد ، مثل طلا ، کالا یا نظریه ای که برای تولید به کار می رود و افراد صاحب آنرا سرمایه دار می گویند.

ابزار تولید

به تمام وسایل و امکاناتی که کمکی در تولید ارائه می دهند ابزار تولید گفته می شود مانند بیل ، کلنگ ، تراکتور ، ماشین آلات صنعتی در صنعت مثل خودرو سازی و.... در ادامه به تشریح سیستم های اقتصادی عمده در دنیا خواهیم پرداخت تا بتوان سیستم اقتصادی اسلام را بهتر شناخت.

کاپیتالیسم(سرمایه داری)

گروهی از اقتصادیون که سهم عمده و بزرگ را به سرمایه داده و برای کارگر فقط مزد در نظر گرفته اند ، یعنی مبلغی که مجددا آماده و مهیای کار شود.این سیستم طرفدار سیستم سرمایه داری است و کارگر را هم فقط در حد یک ابزار تولید در نظر می گیرد ؛ مرکانتیست ها و فیزیوکراتها و روش های اقتصادی معاصر از این رویه تبعیت می کنند .

این مکتب سیستم اقتصادی غرب در گذشته و حال است بخصوص آمریکا و اروپا و می توان گفت همان سیستم اقتصادی کلیسا و حاکمیت آن در دوران قرون وسطا است ، البته به شکل و شمایلی جدید و روش های جدیدی برای غارت داخلی و استعمار کشورهای به اصطلاح خود همین کشورها ، جهان سوم.

این سیستم عبارت است از وجود مالکیتهای بزرگ شخصی بطوری که کارخانجات و معادن کشور را در اختیار خود داشته و حتی نیروی کار را هم استثمار می کنند و همین سرمایه داران معدود با اتحاد هم تشکیل کارتل ها و تراست های اقتصادی را می دهند تا کالا را به هر قیمتی که بخواهند عرضه کنند ، شرکت های بزرگ چند ملیتی نمونه ای از این سیستم هستند ؛ در این سیستم دخالت دولت در امور اقتصادی بسیار محدود است.(اختریان ، 1386)

طرفداران این سیستم اعتقاد دارند افراد برای سودجویی بیشتر فعالیت بیشتری کرده که باعث ابتکارات فردی و نهایتا پیشرفت اقتصادی می شود ؛ از طرفداران این مکتب می توان مارشال و بولیت مک کولچ را مثال زد.(مکتب اصالت فرد نیز در محدوده این سیستم قرار دارد).(اختریان ، 1386)

مارکسیسم

در این سیستم اصل را بر کار قرار داده اند ، این مکتب اقتصادی دولتی و طرفدار مالکیت جمعی است و مخالف مالکیتهای فردی است و تمام امتیازات را دولت در بین تمام اقشار جامعه تقسیم می کند ؛ اینها سودی را که سرمایه دار بدست می آورد اضافه ارزش نامیده و آنرا یک نوع تجاوز و سرقت حقوق کارگر می دانند و با آن مبارزه می کنند و نوک پیکان مبارزات سیاسی خود را بر سرمایه متمرکز کرده اند.

در کل می توان گفت : مکتبی است که بر اساس لغو مالکیت فردی و اشتراک قراردارد ، در حقیقت سوسیالیزم افراطی می باشد که مالکیت اشتراکی بوده و هر کس بقدر نیاز خود از منافع عمومی استفاده می کند ؛ دولت همه امور اجتماعی و اقتصادی جامعه را به نفع مردم کنترل و در آن دخالت می کند.) حق مالکیت اشتراکی توده ها نسبت به وسایل تولید با نظارت دولت(کمونیسم)(.(اختریان ، 1386)

این اقتصادیون طرفدار مارکس فیلسوف و عالم اقتصادی آلمان هستند ؛ شوروی بزرگترین کشور مارکسیستی ، کمونیستی دنیا بود که در سال 1991 میلادی با پیش بینی امام خمینی (ره) از هم پاشید اما کشورهای دیگری مثل چین ، کره شمالی ، کوبا و ... با تغییراتی در این سیستم هنوز هم اجرا کننده آن می باشند.

سرمایه داری ارشادی(سوسیالیسم)

این دسته سود حاصله را بین کار ، سرمایه و ابزار تولید تقسیم می کنند ؛ این مکتب طرفدار مداخله و ارشاد دولت است و بر اساس بانکداری استوار شده است .

اعتقاد این سیستم تعدیل ثروت و جلوگیری از تمرکز سرمایه در دست عده ای معدود و سهیم ساختن مردم در منافع و مواهب اجتماعی و طبیعی و کنترل دولت بر تمام موسسات اقتصادی است به نحوی که به نفع اکثریت باشد ؛ نظریه خوبی است اما تا کنون به خوبی اجرا نشده است و در کل می توان گفت سوسیالیسم یعنی جمعی بودن جامعه و مالکیت دولت به عوامل تولید از طرفداران این مکتب می توان به فردیناند لاسال و روبرتوس اشاره کرد.(اختریان ، 1386)