بخش پایانی:

ما باید به عنوان دایعه داران اسلام بتوانیم الگو و ایده ای اقتصادی برای خود بسازیم تا بتوانیم در آینده آن را به تمام مسلمانان و حتی به تمام دنیا بسط دهیم ، الگویی کامل ، قوی به روز و با در نظر گرفتن توحید و معاد و عدالت چراکه ما اعتقاد داریم دینمان دینی جهان شمول ، کامل و برای تمام بشریت است پس باید به فکر ارضای خواسته های تمام نوع بشر باشیم و تفکر صدور انقلاب امام را نیز باید بر اساس این روش پایه ریزی کنیم.

این در حالی است که می بینیم دستگاه های مسئول ، الگوی اقتصادی کشور را در کلیات نظام ، اقتصادی مبنی بر لیبرالیسم نئو کینزی در نظر گرفته اند و با نگاهی گذرا از این مورد گذشته اند ؛ در حالی که جا داشت با کمک روحانیون و متخصصین اقتصادی به فکر تدوین الگویی اقتصادی اسلامی باشند که ان شا الله این مورد بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

اینجاست که وجود بزرگانی مانند امام موسی صدر که هم روحانی و دین آشنا بودند و هم تحصیلات دانشگاهی در اقتصاد داشتند بیش از هر زمانی حس می شود که امیدوارم زنده و سلامت باشند.

مورد بعدی اصلاح برخی قوانین و بخشنامه ها است تا راه را برای تفسیر شخصی و تفسیر به رای قوانین ببندد و نیز با توجه به خصوصی شدن اقتصاد در کشور لزوم نظارت قویتر بسیار حس می شود چراکه اقتصاد خصوصی بستری مناسب برای دور زدن قوانین و فساد فراهم می کند.

قوانین لازم برای حمایت از تولید و همچنین بازنگری در قوانین کار احساس می شود به شکلی که واقعا گذران زندگی برای قشر کارگر ما سخت می نماید و همچنین لزوم بیمه های اجتماعی برای همه و اصلاح سیستم مالیاتی کشور.

نباید فراموش کنیم که در دوره هایی از تاریخ ، ما حتی با نداشتن منابعی چون نفت و گاز کشوری قوی و مقتدر در تمام عرصه ها بخصوص اقتصاد بوده ایم که نشان از قدرت و پتانسیل های فراوان بالقوه در تمام زمینه ها در جغرافیای کشورمان است اما مورد غفلت و بی مهری ما قرار گرفته و بالفعل نشده اند و اما اکنون با تمام این نعمات خدادادی و در اختیار داشتن نفت و گاز آنگونه که باید و شاید اقتصادی قوی و پویا نداریم.

کشور ما شاید از معدود کشورهایی باشد که در آن همه نوع نعمتی یافت می شود از معدن و کانی گرفته تا نفت و گاز و از جنگل و مراتع گرفته تا دریا و نور رایگان آفتاب و فصل های همزمان و..... و از همه مهمتر نیروی انسانی جوان و بسیار طالب علم و دانا ، باهوش که جا دارد ما تمام این نیروی بالقوه را به بالفعلی برسانیم و آن زمان است که حتماً ما در قله های اقتصاد در سایه دین دنیا خواهیم ایستاد.

مورد بعدی اینکه در تفکرات دینی خود داریم که تنها دو عامل مانع از فساد مالی می شود یکی وجدان و دیگری شمشیر ؛ وجدان یعنی دین و اعتقادات هر شخصی که او را از انجام امور حرام باز میدارد و شمشیر یعنی قدرت و حدود حاکمیت برای جلوگیری از بی قانونی و سو استفاده ؛ اما باید قبول کرد در هر جامعه ای عده ای هر چند انگشت شمار نه تنها وجدان نداشته و به چیزی معتقد نمی باشند بلکه عمداً و عملاً در پی شکستن قوانین هستند و در این مورد دیگر فرهنگ سازی به معنای امر به معروف و نهی از منکر و توصیه و تبشیر اثری نداشته و لزوم برخورد قاطع لازم می نماید ، بدون هیچ ترحم و تساهل و تسامحی که فساد اقتصادی باعث از هم پاشیده شدن بنیانهای اقتصادی کشور میشود و در مرحله ی بعد موجب بد بینی آحاد جامعه از عملکرد دستگاههای نظارتی و قضایی.

ودیگر اینکه این مورد را باید با برخورد با ریشه های اصلی موضوع و همچنین افراد به اصطلاح دانه درشت شروع کرد چراکه عوامل پائین دستی را حتی اگر دستگیر نمود باز نمی توان مانع از فساد و به خصوص فساد سازمان یافته شد.

البته باز میان برخی از امور تعذیر هست که بسته به نظر دستگاه قضایی و تشخیص آنها می باشد درست مثل فردی که برای رساندن مریضی بدحال از چراغ قرمز رد می شود و فردی که به عمد چراغ قرمز را رد می کند و اینجا لزوم جریمه برای بازدارندگی و تنبیه فرد لازم دیده می شود.

مورد بعد سوق دادن اقتصاد کشور به طرف اقتصاد تولیدی و سرمایه گذاری هدفمند و اشتغال زا است نه اقتصاد دلالی و زیر زمینی و اگر تولید سرلوحه اقتصاد کشور شود می توان به صادرات و تجارت و ارز آوری هم امیدوار بود.

مورد بعدی که یکی از اساسی ترین مشکلات کشور ما می باشد لزوم بالا بردن کیفیت کارها و زمان داده شده به هر کاری می باشد ، به شکلی که می بینیم طبق برخی آمارها این میزان بسیار کم و پایین است و برخی از صاحبنظران یک دلیل آن را تعطیل های رسمی فراوان در تقویم سالانه ما می دانند ؛ اما به شخصه موافق این نظر نمی باشم زیرا که در کشورهای غربی نیز در هر هفته روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل می باشد که بعلاوه روزهای تعطیل رسمی دیگر شاید حتی از تعطیلات کشور ما بیشتر هم باشد ؛ اما کیفیت کار در این کشورها بالاتر است و اگر فردی در محل کار خود حضور می یابد شاید به تمام معنا در هر 8 ساعت 6 ساعت کار مفید داشته باشد.

چندی پیش به سوالی در مورد استفتاء از امام خمینی(رضوان الله تعالی) برخوردم که در زمان دولت آقای موسوی رخ داده بود و برایم بسیار جالب بود که امام حتی انجام امور و کار مردم را بر نماز اول وقت و جماعت ارجحیت داده بودند و به این شکل حق الناس را مهمتر از صرف وقت بی مورد برای حق النفس(هر چند خدای ناکرده اعتقاد به جلوگیری از این کار ندارم وحتما نظر امام هم این نبوده و منظور این بوده که اهمیت در حفظ حریم ها است و عدم اتلاف زمان نا معقول برای اموری که می توان در زمانی کوتاه تر انجام داد مثلا نهایتاً زمانی 10 دقیقه ای برای نماز و همچنین شاید بنا بر شرایط خاص آن سالها بوده باشد).

سوال این بود که نظر شما در مورد اقامه نماز جماعت در ادارات چیست که به تازگی همگی به شکل روزافزونی به این امر می پردازند و این در حالی است که امور محوله متوقف می شود ، امام نیز جوابی به این مذمون نوشته بودند:اگر نماز جماعت باعث بر زمین ماندن کار ارباب رجوع و مردم باشد لزومی به بر گزاری نماز جماعت و به موقع در ادارات نیست و همچنین اگر فرد برای نماز خواندن موجب خوابیدن امور می شود باید در منزل ادای فریضه کند مگر در زمانی که زمان در حال فوت باشد و چاره ای برای کارمند نباشد که نماز را در محل کار بخواند.

این موارد باید مورد توجه قرار گیرند تا بتوان کیفیت کار را بالا برد و با همین زمان کاری موجود می توان کاری چند برابر انجام داد ؛ باید نیروی کار را به شکلی به وظایف شرعی و عقلی و میهنی خود آشنا کنیم تا با جان و دل کار و وظیفه محوله را انجام دهد و کوچکترین کوتاهی در این امر روا ندارد.

و در آخر نباید فراموش کنیم تلاش برای داشتن دنیا در کنار داشتن آخرت معنا دارد وگرنه به ثروت اندوزی و اشرافیگری منتهی خواهد شد که سمی کشنده است و همانی است که رسول الله به آن اشاره میدارند که انسان از دو چیز سیر نمی شود یکی علم و دیگری مال که اگر چنین شود نتیجه ای جز گمراهی و ضلالت در پی نخواهد داشت.

مال اندوزی و ساختن کاخها که از آن بوی بی عدالتی می آید و پایمال شدن حقوق مستضعفین و آنجا که مولای متقیان اشاره میدارد هر جا کاخی هست کوخی هم هست ؛ پس باید مجاهده کنیم تا اگر کاخی هم بود برای همه و اگر کوخی بود باز همه به فکر صاحب کوخ باشیم که اگر همسایه ما سر گرسنه بر زمین نهد ما مسئولیم و باید در قیامت جواب پس دهیم و چه زیبا امام راحل اشاره می کنند که اشرافیگری درد نیست بلکه خوی اشرافیگری درد است و باید مواظبت کنیم که هر چند با بالا رفتن سطح اقتصاد جامعه به این درد دچار نشویم دردی که در تاریخ تمدن می خوانیم عامل انحطاط و نابودی تمدنهاست.

و ائمه ما اعلام داشته اند در نظر ما کسی که دنیا را رها کند برای آخرت با کسی که آخرت خود را رها کند برای دنیا فرقی ندارد ، پس باید هم به فکر دنیا و هم آخرت خود باشیم که اسلام دین اعتدال و عدالت است.