در ابتدای سال نوشته ای در مورد جهاد اقتصادی نوشتم هر چند به اواخر سال 90 می رسیم ولی از باب یادآوری و تلنگر شاید خالی از لطف نباشد.

از قدیم الایام شنیده بودیم که خداوند ، بزرگ هیچ خانه ای را نگیرد ؛ اما تا کنون شاید معنای آن را با تمام وجود درک نکرده بودیم اما حال معنای این حرف را بهتر از هر زمانی درک می کنیم، چگونه؟ به این شکل که اگر کشورمان را خانه ای در نظر بگیریم می بینیم که بزرگی در راس آن است و ورای تمام حرف و حدیث ها از تمام نیازهای زمان و دغدغه های کشور آگاه است ؛ بزرگی که خلاف تمام رهبران جهان امر به فرا گرفتن علم در سایه خدا و تلاش دارد و هر از چند گاهی با تلنگری ما را از خواب روزمرگی بیدار و یا از گردنه ای سخت عبور میدهد تا جایی که حتی دشمنان نیز زبان به اعتراف گشوده اند.

هر چند که در بسیاری از زمینه ها تنها در برابر گفته های ایشان سری تکان داده و می دهیم و عملاً حرف ایشان بر زمین می ماند.

سالهاست که ما با یپام های نوروزی رهبر انس گرفته ایم اما شاید هیچگاه این پیام ها را به عنوان راهکار و استراتژی برای نقشه راه در نظر نگرفته ایم و تنها به عنوان شعاری زیبا از کنار آن گذشته ایم و پلاکاردها و اعلامیه های زیبا ر شهرهایمان برافراشته ایم ، اما جا داشت این پیام ها را واشکافی می کردیم تا منظور و هدف مشخص شود و بتوان برای رسیدن به آن طرحریزی و برنامه ریزی کرد.

امسال هم باز بر حسب روال گذشته ایشان نام سال جهاد اقتصادی را برگزیده اند و این مهم نمایانگر این است که مردم این کشور پس از انقلاب و مراحل تثیبت آن و همچنین سه دهه و اندی گذشتن از شروع آن راهی بسیار سخت و دشوار را از جنگ تا توسعه اقتصادی و سیاسی پشت سر گذاشته و حال نیازهای آن در زمان کنونی متفاوت و دگرگون شده است.

نیازهایی که ایشان به عنوان عالمی شیعه که مذهبی با شاخصه اصلی آن یعنی وفق با زمان و مکان است ، پی به نیاز در اولویت مردم برده و سعی دارند تا تمام مسئولین و دست اندرکاران و مردم را به سمت هدف اصلی و نیاز روز سوق دهند و این نیاز برای مردمی که اکنون از هر نظر در سطح بالایی قرار دارند چه از نظر بینش سیاسی و چه علمی و اعتقادی که بارها آن را ثابت کرده اند ، مشکلات و معضلات اقتصادی است ؛ موضوعی که می توان گفت سیطره بحث و تبادل نظر روزمره آن به تمام بخش ها ی کشور از ادارات تا خانه ها و مجامع صنفی و حتی داخل خودروهای نقلیه عمومی هم کشیده شده است و همیشه بحث داغ و دغدغه اساسی مردم است.

اما این پیام سال جدید پیشوند خاصی به همراه خود دارد که معنایی بس عمیق به این نام می دهد "جهاد ".

شاید ابتدای امر جهاد تفکر انسان را به طرف جنگ و درگیری سوق دهد اما این کلمه معنایی بس خاص در قاموس اسلام دارد و تنها به جهاد در میدان نبرد ختم نمی شود و معنای آن با مقاتله یکی نیست. و هر کجا این مورد در هر امری مورد نظر و دستور کار قرار گرفته جهش و انقلابی روی داده است.

جهاد از ریشه جهد است و به معنای زحمت و مشقت و یا کار همراه زحمت ، رنج و مشقت می باشد.جهاد مصدر باب مفاعله و به معنی بسیار تلاش کردن است.1

صاحب جواهر در تعریف اصطلاحی جهاد می گوید: جهاد بذل جان و مال و توان در راه اعتلای اسلام و بر پا داشتن شعائر دینی است.2

حال می توان دریافت جهاد وقتی به همراه لفظ اقتصاد می آید یعنی مجاهده در راه خدا و تلاش و مشقت تا حد توان ویارا برای امرار معاش و اقتصاد خود و جامعه ؛ این متفاوت است با تلاش روزانه که عادی است و روالی عادی و آرام بلکه همراه با جنبش و جهش است ، به این معنا که باید کوشید تا بتوان بصورت جهشی به هدف مورد نظر رسید.

در این راه باید علی(ع) وار جهاد کردن را بیاموزیم که از اذان صبح تا نماز شب را در نخلستانها و مزارع در حال کار و مجاهده بودند و شب را با ذکر خدا و دعا و نماز زنده نگه می داشتند و در تمام طول روز در کنار تلاش برای اقتصاد و معیشت آنی دم از خواندن نماز مستحبی و دل از ذکر خدا خالی نمی کردند ؛ و در انتها هر آنچه داشت را بین فقرا تقسیم می کرد و شبها را با کیسه ای بر دوش از یتیمان و مساکین دستگیری می نمود آنجا که امام حسن(ع) می فرمایند : در حال غسل پدرم جای زخم کیسه های هر شب غذای یتیمان ، مسکینان و در ماندگان را بر دوش پدرم دیدم.

آری باید علی وار بودن وعلی وار مجاهده کردن و در کنار فعالیت و دنیا چشمی به خدا و طریقش داشتن ، طریق بندگی ، طریقی که حاصل تلاش 124 هزار نبی و 12 امام و ولی معصوم اوست که الگویی برای امروز و هر روز ما بر جا گذاشته اند تا بدانیم ، اطاعت کنیم و رهرو باشیم.

علی(ع) وار مجاهده کردن یعنی با اخلاص بودن ، با خدا بودن بی هیچ چشمداشتی از خلق خدا و کوشیدن چه در بندگی و چه در دین خدا و چه در راه حقیقت خدا و چه در مقاتله برای خدا چه در سکوت برای خدا و چه در اقتصاد و معیشت.

بسیاری از تفکرات و نظرات شاید به تمام معنا زندگی دنیوی را رد کنند و داشتن و تلاش برای به دست آوردن مال و دنیا را نهی و حتی تقبیح کنند مانند تفکرات بودیسمی که قائل به طرد و رد تمام مظاهر دنیوی هستند و راهبان مسیحی دیر نشین اما اسلام اینچنین نظری ندارد و اقتصاد و معیشت را هم نیازی از نیازهای بشر می داند و نه تنها آن را رد نمی کند بلکه آن را تبلیغ هم می کند اما به روش درست آن ، که همانا طریق خدایی و رزق حلال می باشد ؛ بحث کسب حلال خود بحثی بسیار وسیع است که این مقال مجال آن را نمی دهد و ما تنها به آن اشاره کردیم.

پیامبر درجایی فرموده اند: از خداوند بخواهید به شما همسر ، فرزندان و مال حلال و خانه بزرگ بدهد.

اشاره ایشان به خانه بزرگ و مال حلال صحه ای بر کسب آنها است اما از راه درست ؛ و نیز در ادامه این صحبت اشاره می کنند به اینکه خانه بزرگ باید محلی برای اقامه راه خدا و نیک ها و خوبی ها باشد و منبع امید دوستان و اقوام و مومنین.

جهاد هم در این معنا یعنی با تمام توان جنگیدن تا سر حد طاقت وتوان تا جایی که در قیامت جوارح انسان بر صرف تمام توان فرد شهادت دهند و دفتر او پر از این مجاهدت باشد ، بی هیچ بهانه و تعللی در راه رسیدن به کسب حلال و اقتصادی قوی و پویا برای کشوری عظیم مانند ایران.

تصور کارمندی را که فقط برای رضای خدا و مجاهده تا پاسی از شب در حال انجام امور مردم باشد نه برای چند ساعت اضافه کاری حقوق (که آن هم در جای خود خوب و به حق است) بلکه تنها برای ادای دین در راه خدا ؛ و افراد این مملکت مانند همین فرد تلاش کنند ، آیا می توانید متصور شوید که چه جهشی در تمام امور کشور رخ خواهد داد.

اما هر چیزی لوزام خود را می طلبد و ابتدایی ترین مورد در این زمینه که به نظر حقیر می رسد داشتن نقشه راه و همچنین ایدئولوژی و الگویی مدون و بومی از اقتصاد است که در سایه اسلامیت ما باشد؛ الگویی قوی که حلال مشکلات و راهی برای پیشرفت جامع کشور در تمام زمینه ها باشد ؛ اقتصادی در سایه عدالت اجتماعی که بعد از توحید بزرگترین دستور کار انبیای الهی بوده است. هر چند خود پیشرفت را باید برای خود معنا کنیم که واقعا نیاز و تفکر ما چیست و در این تفکر پیشرفت به چه معناست؟ اما باز این مقوله در این گفتار نمی گنجد و خود بحثی مفصل می طلبد.

این الگو اگر بخواهیم به تمام معنا حلال مشکلات ، پایا و مانا و همچنین پویا باید از دل تعالیم الهی ما بیرون آورده شود تا توان لازم برای ترقی و تعالی در سایه خدا را به ما بدهد ؛ چراکه ما شیعیان و حتی مسلمانان اعتقاد داریم که اسلام دین کاملی است و تمام نیازهای بشر در تمام زمینه ها را جوابگو می باشد و راهکار دارد و اگر واقعاً معتقد به این اصل باشیم که هستیم و واقعیتی انکار ناپذیر است پس باید از دل قران (که آن را کتاب جامع و کامل می دانیم) و سنت الگویی برای اقتصاد خود استخراج کنیم که متاسفانه تا کنون این کار انجام نشده است (هر چند اشخاصی در حال پیگیری و کار در این زمینه هستند اما بدون پشتیبانی و حمایت از جایی خاص) تا جایی که در دهه های گذشته بعد از انقلاب هر دولت الگویی را به تبعیت و تبلیغ از سیستم های موجود غربی و شرقی بکار بسته است که نتوانسته نیاز ما را بر طرف کند و به عنوان مثال در زمان دولت آقای موسوی اقتصاد سوسیالیستی و کوپنی ، در زمان دولت آقای رفسنجانی سیستم سرمایه داری و در زمان آقای خاتمی نیز سیستم بازار آزاد اما هیچ کدام به تمام معنا توان لازم برای جوابگویی تمام نیازهای ما را نداشته وشاید عدالت عنصر اصلی گمشده آنها باشد که ضعف تمام مکاتب اقتصادی و مادی بشر امروزی است.