بخش دوم:

در جریان دستگیریهای سال 1350،تعداد69 تن دستگیر و متهم به حمل سلاح ، کوشش برای براندازی رژیم مشروطه سلطنتی ،هواپیماربایی ،مطالعه کتب مضره شدند و از بهمن سال 1350 علارقم اینکه ساواک و ارتش گمان می کردند این افراد وابسته به نهضت آزادی هستند رسماً وجود سازمان مجاهدین خلق اعلام گشت ؛ دوازده تن به اعدام ،شانزده تن به حبس ابد ،یازده تن به زندانهای 11 تا 15 ساله و 25 تن به زندانهای 1 تا 10 ساله محوم شدند؛ در بین اعدامیون سه تن از بنیانگذاران سازمان بودند (حنیف نژاد -محسن-بدیع زادگان)و 6 تن از کادر مرکزی (عسگری زاده-مشکین فام-صادق-میهن دوست-باکری-محمد بازرگانی)اما محکومیت بهمن بازرگانی و مسعود رجوی به زندان دائم تخفیف یافت.

سازمان پس از اعدام و زندانها تجدید سازمان کرد و به سه بخش تبدیل شد و یک کمیته مرکزی تشکیل دادند . رهبر هر بخش جزء سازمان مرکزی بود و تعیین شد جداگانه عضو گیری و تهیه سلاح کنند و اولین کمیته شامل رضا رضایی - کاظم ذوالانوار- بهرام آرام بود ؛ رضا رضایی در سال 1350 در درگیری مسلحانه کشته شد ،ذوالانوار مهندس 25 ساله نیز در بهار 51 در درگیری با ساواک مجروح و دستگیر شد و سه سال بعد ساواک به بهانه فرار او به همراه بیژن جزنی آنها را در تپه های اوین کشتند.

بهرام آرام 28 ساله فارغ التحصیل دانشگاه آریامهر از سال 48 به سازمان پیوست و تا سال 50 شناخته نشده بود.این فرد به همراه روحانی و تراب شناس نقش اساسی در کشاندن مجاهدین به یک سازمان مارکسیستی را ایفا کرد.

با قتل رضایی و کشته شدن ذوالانوار ؛ تقی شهرام و مجید شریف واقفی به کمیته مرکزی راه یافتند.شهرام در سال 51 محکوم به زندان طولانی شد و پس از گریختن نقش برجسته ای در جناح مارکسیست سازمان داشت.

در سال 52 روحانی و حق شناس کوشش به تحکیم روابط با با فلسطینی ها، لیبی ، جمهوری دمکراتیک یمن ، ایرانیان در تبعید بخصوص انجمن اسلامی دانشجویان جبهه ملی ادامه دادند و نشریاتی در دفاع از مجاهدین در بیروت و آلمان چاپ شد.

به رغم دستگیریها ، محاکمات و اعدام های اعضا سازمان ، سازمان سلسله عملیاتهایی علیه رژیم انجام دادند.

در اواخر اردیبهشت 51 پس از اعدام اولین گروه ،سازمان به پاسگاهی در تهران حمله کردند و طی اعلامیه نظامی خواستار آزادی زندانیان شدند ،یک هفته بعد دفنر مجله این هفته که به اشاعه فرهنگ امپریالیستی متهم شده بود منفجر شد.

در بهار 51 به مناسبت بازدید ریچارد نیکسون رئیس جمهور آمریکا از ایران در انجمن ایران و آمریکا ،دفتر اداره اطلاعات آمریکا ، هتل اینترنشنال ، دفاتر پپسی کولا ، جنرال موتورز و شرکت نفت دریایی و 25 دقیقه پیش از ورود نیکسون بمبی در آرامگاه رضا شاه منفجر شد.

اتومبیل ژنرال هارولد پرایس رئیس مستشاران آمریکا را به گلوله بستند و باعث آتش گرفتن اتومبیل شدند ،که بازتابی گسترده در مطبوعات جهانی داشت ، هر چند ژنرال جان سالم به در برد.

در 12 مرداد 51 به نشانه اعتراض ورود ملک حسین پادشاه اردن بمبی در سفارت اردن منفجر شد و مجاهدین اعلام کردند: این عمل در تلافی سپتامبر سیاه در سال 1970 و حمله ارتش اردن به فلسطینی ها بوده.

در شهریور 51 کلوپ شاهنشاهی ،مرکز سازمان دفاع غیر نظامی ، فروشگاههای کوروش و فردوسی ، اسلحه خانه پلیس قم و نمایشگاه صنایع نظامی را بمب گذاری کردند.

بین سالهای 52 تا 54 حملات را شدیدتر و در سال 52 دوبار با پلیس به نبرد خیابانی پرداختند ودر ده ها ساختمان شامل دفتر هواپیمایی پان آمریکن ، کمپانی نفت شل ، هتل اینترنشنال و ... بمب گذاری و سرهنگ هاوکینز معاونت هیئت مستشاری نظامی آمریکا را کشتند.

در فرودین 54 به اعتراض بازدید پادشاه اردن از ایران جلوی ساختمان سفارت انگلیس و دفتر شرکت هواپیمایی پان آمریکن بمب گذاری کردند. و 30 فروردین 53 به مناسبت بازدید کسینجر وزیر خارجه آمریکا در دفتر کمپانی  یکی از دفاتر نمایندگی شرکتهای آمریکایی بمب گذاری کردند.

در بهمن 53 پاسگاه ژاندرمری لاهیجان را منفجر و در اسفند سرگرد زندی پور متصدی زندان کمیته را کشتند؛ در اردیبهشت 54 به تلافی اعدام نه تن از زندانیان سیاسی (جزنی و یارانش) دو مستشار آمریکایی و یک افسر نیروی هوایی ایران را ترور کردند.

تلفات مجاهدین از سال 51 تا 57 ، 83 تن بوده است که 3 تن از کشته شدگان سازمان زن بودند ؛ افراد سازمان بیشتر از قشر روشنفکر تحصیل کرده بودند و بیشتر از استانهای مرکزی بخصوص اصفهان ، مشهد و فارس بودند و فرزندان کسبه ، بازرگانان متوسط بازاری ، مذهبی و سنتی بودند و عموماً مسلمان و بیشتر این افراد از دانشجویان پلی تکنیک تهران ، علوم طبیعی ، دانشکده های مهندسی و کشاورزی و دانشگاه آریامهر بودند ولی در کل مجاهدین موفق به جذب طبقه کارگر در مراکز صنعتی نشدند.

در سال 54 سازمان به رغم ضربات مهلک رژیم به دلایلی مانند شور انقلابی و جسارت و شجاعت افراد برای نبرد مسلحانه با رژیم مخوف پلیسی مورد توجه و حمایت قشر گسترده ای از مردم و همگام با فدائیان بعنوان اپوزسیون کوبنده رژیم شاه شناخته شده بودند ولی گرایش به مارکسیسم نیز در سازمان پیشرفت کرده بود.